عنوان مقاله English
نویسنده English
Background: The surface roughness of resin composites plays an important role in discoloration, and reduced longevity of restorations. The purpose of this study was to evaluate the effect of conventional and whitening toothpaste on the surface roughness of two resin composites after simulated toothbrushing.
Methods and Materials: In this in vitro experimental study, 60 cylindrical composite resin specimens (3 mm in diameter and 5 mm in height) were prepared using either the nanofilled composite Estelite Asteria (Tokuyama Dental, Tokyo, Japan) or the nanofiber-reinforced composite Novapro Fill (Nanova Inc., Columbia, MO, USA).The samples were randomly divided into four groups (n = 15): (1) Asteria specimens brushed with whitening toothpaste (Signal White System, Unilever, London, UK); (2) Novapro Fill specimens (Nanova Inc., Columbia, MO, USA) brushed with whitening toothpaste; (3) Asteria specimens brushed with conventional toothpaste (Signal Cavity Fighter, Unilever, London, UK); and (4) Novapro Fill specimens brushed with conventional toothpaste. Baseline surface roughness was measured using a contact profilometer) TR-200 ,TIME Group Inc., Beijing, China). The samples were then subjected to simulated toothbrushing cycles equivalent to approximately one month of toothbrushing, and surface roughness was remeasured. Data were analyzed with independent t-tests Two-way ANCOVA (P value<0.05).
Results: Surface roughness increased after toothbrushing in all groups. The final roughness in the whitening toothpaste groups were significantly higher than in the conventional toothpaste groups (P=0.003). The difference in final roughness between the two composites was not statistically significant (P=0.072). The difference in final roughness between whitening and conventional toothpaste was not significant for Asteria (P=0.122), whereas in Novapro Fill the whitening toothpaste produced a significantly higher final roughness than the conventional toothpaste (P=0.009).
Conclusion: Whitening toothpastes increased the surface roughness of composite resins compared with conventional toothpaste.
Background: The surface roughness of resin composites plays an important role in discoloration, and reduced longevity of restorations. The purpose of this study was to evaluate the effect of conventional and whitening toothpaste on the surface roughness of two resin composites after simulated toothbrushing.
Methods and Materials: In this in vitro experimental study, 60 cylindrical composite resin specimens (3 mm in diameter and 5 mm in height) were prepared using either the nanofilled composite Estelite Asteria (Tokuyama Dental, Tokyo, Japan) or the nanofiber-reinforced composite Novapro Fill (Nanova Inc., Columbia, MO, USA).The samples were randomly divided into four groups (n = 15): (1) Asteria specimens brushed with whitening toothpaste (Signal White System, Unilever, London, UK); (2) Novapro Fill specimens (Nanova Inc., Columbia, MO, USA) brushed with whitening toothpaste; (3) Asteria specimens brushed with conventional toothpaste (Signal Cavity Fighter, Unilever, London, UK); and (4) Novapro Fill specimens brushed with conventional toothpaste. Baseline surface roughness was measured using a contact profilometer) TR-200 ,TIME Group Inc., Beijing, China). The samples were then subjected to simulated toothbrushing cycles equivalent to approximately one month of toothbrushing, and surface roughness was remeasured. Data were analyzed with independent t-tests Two-way ANCOVA (P value<0.05).
Results: Surface roughness increased after toothbrushing in all groups. The final roughness in the whitening toothpaste groups were significantly higher than in the conventional toothpaste groups (P=0.003). The difference in final roughness between the two composites was not statistically significant (P=0.072). The difference in final roughness between whitening and conventional toothpaste was not significant for Asteria (P=0.122), whereas in Novapro Fill the whitening toothpaste produced a significantly higher final roughness than the conventional toothpaste (P=0.009).
Conclusion: Whitening toothpastes increased the surface roughness of composite resins compared with conventional toothpaste.
کلیدواژهها English
مقدمه
در دندانپزشکی ترمیمی معاصر، رزین کامپوزیت ها بهدلیل زیبایی، تطابق رنگی و قابلیت باندینگ مناسب به ساختار دندان، یکی از پرکاربردترین مواد برای ترمیمهای قدامی و خلفی هستند. بااینحال، موفقیت طولانیمدت ترمیمهای کامپوزیتی تنها به استحکام و زیبایی اولیه محدود نمیشود و کیفیت سطحی ترمیم نقش تعیینکنندهای در حفظ زیبایی و سلامت بافتهای اطراف دارد. یکی از شاخصهای کلیدی کیفیت سطح، خشونت سطحی (surface roughness) است که معمولاً با پارامتر Ra بیان میشود. افزایش خشونت سطحی میتواند با افزایش تجمع پلاک میکروبی، مستعد شدن سطح به تغییر رنگ، کاهش براق بودن و در نهایت افت دوام بالینی ترمیم همراه باشد.(1-3) از منظر بالینی نیز گزارش شده است که مقادیر بالاتر خشونت میتواند شرایط مناسبتری برای تجمع پلاک فراهم کند و ناهمواری سطح در مقادیر مشخصی برای بیمار قابلدرک میباشد.(1،4)
خشونت سطحی کامپوزیتها تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله نوع ماتریکس رزینی، میزان و ویژگیهای فیلر (اندازه، شکل و توزیع)، کیفیت پلیمریزاسیون و نیز نحوه فینیشینگ و پولیش قرار دارد.(7-5) شواهد نشان میدهد کامپوزیتهایی با فیلرهای ریزتر-بهویژه در دسته نانو-پس از پولیش میتوانند سطح صافتر و براق پایدارتری ایجاد کنند و در بسیاری از شرایط نسبت به سایش، رفتار سطحی مطلوبتری نشان دهند.(8،9) در سالهای اخیر، بهدنبال پیشرفت فناوری نانو، نسلهای جدیدی از مواد شامل نانوفیلرها و نیز کامپوزیتهای تقویتشده با نانوفایبر معرفی شدهاند. نانوفیلرها معمولاً با هدف بهبود پولیشپذیری و پایداری سطحی توسعه یافتهاند.(9) در حالیکه کامپوزیتهای نانوفایبر با افزودن ساختارهای فیبری در مقیاس نانو بهدنبال ارتقای برخی خواص مکانیکی و تغییر الگوی توزیع تنش هستند.(12-10) با وجود این نوآوریها، عملکرد سطحی این مواد در مواجهه با سایش روزمره همچنان نیازمند ارزیابی دقیقتر است.
از میان عوامل کلینیکی مؤثر بر تغییرات سطحی، مسواکزدن روزانه همراه با خمیردندان یکی از مهمترین منابع سایش مکانیکی برای ترمیمهای کامپوزیتی محسوب میشود. ترکیب و سایندگی خمیردندان میتواند موجب برداشت تدریجی ماتریکس رزینی و یا بیرونزدگی و جداشدگی فیلرها شده و در نتیجه خشونت سطحی را افزایش دهد.(13،14) در این میان، گرایش روزافزون بیماران به استفاده از محصولات سفیدکننده -بهویژه خمیردندانهای سفیدکننده- باعث شده است اثرات این محصولات بر مواد ترمیمی اهمیت بیشتری پیدا کند.(15،16) خمیردندانهای سفیدکننده غالباً با سازوکار لکهزدایی مکانیکی و یا ترکیبات فعال، میتوانند نسبت به خمیردندانهای معمولی پتانسیل سایندگی بیشتری داشته باشند و بنابراین احتمال ایجاد تغییرات سطحی در کامپوزیتها مطرح است.(15،17،18)
مطالعات آزمایشگاهی متعدد نشان دادهاند که مسواکزدن شبیهسازیشده میتواند خشونت سطحی کامپوزیتها را افزایش دهد، اما نتایج درباره شدت اثر و نقش سفیدکننده خمیردندان همواره یکسان نیست و به نوع ماده، نوع فیلر و شرایط شبیهسازی وابسته است. افزون بر این، بخش قابل توجهی از شواهد موجود بر کامپوزیتهای نانوهیبرید و میکروهیبرید تمرکز داشته و دادههای مستقیم درباره کامپوزیتهای نانوفایبر -بهعنوان دستهای نوظهور-محدودتر است.(10،12) بنابراین، هنوز یک خلأ علمی در زمینه مقایسه مستقیم پاسخ سطحی کامپوزیتهای نانوفیلر و نانوفایبر در برابر مسواکزدن با خمیردندانهای معمولی و سفیدکننده وجود دارد؛ خلأیی که پاسخ به آن میتواند در انتخاب ماده ترمیمی و توصیه بهداشتی مناسب برای بیماران دارای ترمیمهای کامپوزیتی مؤثر باشد.(12،13،23)
بر این اساس، هدف مطالعه حاضر بررسی و مقایسه اثر مسواکزدن شبیهسازیشده با خمیردندان معمولی و خمیردندان سفیدکننده بر خشونت سطحی (Ra) دو نوع کامپوزیت رزینی شامل یک کامپوزیت نانوفیلر(asteria )و یک کامپوزیت نانوفایبر ، نانوهیبرید(خnovapro) در شرایط آزمایشگاهی بود. فرضیه صفر این مطالعه این بود که مسواکزدن با خمیردندان سفیدکننده نسبت به خمیردندان معمولی افزایش بیشتری در خشونت سطحی کامپوزیت ایجاد نمیکند؛ همچنین پاسخ سطحی این تغییرات به نوع کامپوزیت (نانوفیلر در برابر نانوفایبر) وابسته نیست.
مواد و روشها
این پژوهش یک مطالعه تجربی آزمایشگاهی (in vitro) با طراحی عاملی دوطرفه بود که در آن اثر نوع کامپوزیت (نانوفیلر/نانوفایبر) و نوع خمیردندان (معمولی/سفیدکننده) بر خشونت سطحی (Ra) بهعنوان متغیر وابسته بررسی شد.(کد اخلاق: IRZUMSBLC.1404.025)
حجم نمونه بر اساس مطالعه Charamba و همکاران (24) و با درنظرگرفتن سطح اطمینان ۹۵٪ و توان ۸۰٪، ۱۵ نمونه (۱۵n=) برای هر گروه برآورد شد (در مجموع ۶۰ دیسک). نمونهها به چهار گروه تقسیم شدند:
Estelite Asteriaگروه اول: خمیردندان سفیدکننده +
Novapro Fillگروه دوم: خمیردندان سفیدکننده +
Estelite Asteriaگروه سوم: خمیردندان معمولی+
Novapro Fillگروه چهارم: خمیردندان معمولی+
دو رزین کامپوزیت مورداستفاده شامل Estelite Asteria (Tokuyama Dental, Tokyo, Japan) بهعنوان نانوفیلر و Novapro Fill (Nanova Inc., Columbia, MO, USA) بهعنوان نانوفایبر بود. همچنین دو خمیردندان شامل Signal White System (Unilever, London, UK) به عنوان خمیر دندان سفید کننده و Signal Cavity Fighter (Unilever, London, UK) به عنوان خمیر دندان معمولی بهکار رفتند. مشخصات و ترکیبات کامپوزیتها در جدول ۱ و خمیردندانها در جدول ۲ ارائه شدهاست. از هر کامپوزیت ۳۰ دیسک با قطر 5 میلیمتر و ضخامت 3 میلیمتر به کمک قالب استوانهای تهیه شد. برای استانداردسازی سطح، دو طرف قالب با نوار ماتریکس شفاف پوشانده شد و یک اسلب شیشهای (ضخامت 1 میلیمتر) روی سطح قرار گرفت؛ سپس وزنه 3 کیلوگرمی به مدت 30 ثانیه اعمال شد تا حبابها حذف شوند. کامپوزیتها مطابق دستور کاتالوگ به مدت ۲۰ ثانیه با زاویه ۹۰ درجه و فاصله ۱ میلیمتری از سطح کامپوزیتها با شدت ۱۲۰۰ توسط لایتکیور Radii-Cal CX (SDI Limited, Bayswater, Victoria, Australia) کیور شدند. پس از کیور، اضافات با تیغ جراحی شماره ۱۵ برداشته شد و پرداخت با دیسکهای پرداخت کامپوزیت (Tor VM, Russia) در سه مرحله coarse، medium و soft هرکدام به مدت ۳۰ ثانیه انجام شد و بین مراحل شستوشو صورت گرفت. نمونهها کدگذاری شده و به ظروف اختصاصی هر گروه منتقل شدند. سپس همه نمونهها به مدت ۲۴ ساعت در آب مقطر در دمای ۳۷ درجه سانتیگراد داخل انکوباتور نگهداری شدند.
خشونت سطحی اولیه با پروفایلومتر تماسی TR-200 (TIME Group Inc., Beijing, China) اندازهگیری شد. برای هر نمونه، اندازهگیری در سه خط موازی با فاصله ۲ میلیمتر انجام و میانگین مقادیر Ra بهعنوان خشونت سطحی آن نمونه ثبت گردید.
مسواکزدن با ماشین مسواکزنی شبیهسازیشده (مدل تک ساخت، ساخت شرکت درسا، ایران) پس از کالیبراسیون انجام شد؛ دستگاه امکان مسواکزدن همزمان ۸ نمونه را داشت. مسواک های soft Allwhite Healthy Clean (Koodak Toos Co., Mashhad, Iran) در دستگاه با استفاده از چسب به گونهای فیکس شدند که در طی انجام یک سیکل کامل، موهای مسواک بر روی سطح فوقانی نمونهها تماس داشته باشد. حرکت مسواکها بهصورت رفت و برگشتی بود. هر نمونه بهصورت جداگانه بر روی صفحه شیشهای مخصوص محفظه سایش دستگاه با استفاده از پوتی با ویسکوزیته بالاHydro detax addition (DETAX GmbH & Co. KG, Ettlingen, Germany) ) فیکس
|
جدول 1. کامپوزیتهای مورد استفاده در مطالعه
جدول 2. خمیردندانهای مورد استفاده در مطالعه
|
|||||||||||||||||||||||||||||
شد و هر صفحه در یک محفظه سایش استوانهای قرار گرفت. جهت تهیه سوسپانسیون، خمیردندان و آب مقطر با نسبت جرمی ۱ به ۳ مخلوط و با همزن مغناطیسی (VELP Scientifica Srl, Usmate Velate, Italy) یکنواخت شد. محلول خمیردندان در مجاورت نمونهها و مسواک قرار گرفت. دستگاه را بر روی سیکل 1120 (هر دقیقه 83 سیکل هر ساعت 5000 سیکل) تنظیم کردیم که معادل 1 ماه استفاده از خمیردندان است.(8،13،15) برای هر ۸ نمونه محلول تعویض شد و پس از مسواکزدن ۳۰ نمونه اول، مسواکها تعویض گردیدند.
پس از پایان مسواکزنی، دیسکها زیر آب جاری شسته شدند، ۱۰ دقیقه در آب مقطر غوطهور گردیدند و سپس با پوآر هوا خشک شدند. خشونت سطحی ثانویه مجدداً با همان پروتکل (سه خط موازی با فاصله ۲ میلیمتر و میانگین Ra) اندازهگیری شد. دادهها با نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. نرمالبودن توزیع با آزمون Kolmogorov–Smirnov بررسی و تأیید شد. برای مقایسههای دوگانه بین گروهها (شامل مقایسه دو نوع خمیردندان، دو نوع کامپوزیت، و مقایسههای متقاطع در زیرگروهها) از آزمون t مستقل استفاده گردید. برای بررسی اثر همزمان نوع خمیردندان و نوع کامپوزیت بر خشونت سطحی پس از مسواکزدن، با کنترل اثر خشونت سطحی اولیه بهعنوان کوواریت، از آنالیز کوواریانس دوطرفه (Two-way ANCOVA) استفاده شد. ضرایب رگرسیونی (B) مربوط به متغیرهای پیشبین، از مدل رگرسیون خطی چندگانه به روش Enter در چارچوب آنالیز کوواریانس استخراج گردید. پیشاز اجرای آزمونها، مفروضههای همگنی واریانسها با آزمون Levene و همگنی شیبهای رگرسیون بررسی و تأیید شدند. سطح معنیداری برای تمامی آزمونها ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها
نتایج حاصل از آنالیز کوواریانس دوطرفه با هدف بررسی تأثیر نوع خمیردندان و نوع کامپوزیت بر خشونت سطحی پس از کنترل اثر خشونت سطحی اولیه (به عنوان کوواریت)
انجام شد و نتایج بطور کلی نشان داد ، نوع خمیر دندان با خشونت سطحی مرتبط بود (001/0, P <784/16F=) ولی نوع کامپوزیت (250/0, P=351/1F=) و اثرمتقابل (482/0, P=502/0F=) معنی دار نبود.
همچنین در جدول 3 (برآورد پارامترهای مدل)، خمیردندان سفید کننده به طور معنیداری خشونت سطحی بیشتری نسبت به خمیردندان نوع 2 ایجاد کرد (001/0, P=102/84B=)، در حالی که نوع کامپوزیت تأثیر معنیداری بر خشونت سطحی نداشت )741/0 .(P =
در کل بر اساس نتایج این مطالعه، پس از تعدیل اثر خشونت سطحی اولیه، نوع خمیردندان تأثیر معنیداری بر میزان خشونت ایجاد شده بر روی سطح کامپوزیت دارد، در حالی که نوع کامپوزیت تأثیر معنیداری در این زمینه ندارد. همچنین عدم وجود اثر تعاملی بین دو عامل نشان میدهد که تأثیر خمیردندان بر خشونت سطحی در هر دو نوع کامپوزیت به یک اندازه است. بنابراین، در انتخاب خمیردندان برای استفاده بر روی سطوح کامپوزیتی، توجه به نوع خمیردندان از اهمیت بیشتری برخوردار است و استفاده از خمیردندان معمولی (که خشونت کمتری ایجاد میکند) میتواند به حفظ کیفیت سطح کامپوزیت کمک نماید.مقایسه بر اساس نوع خمیردندان (صرفنظر از نوع کامپوزیت):
براساس نتایج جدول 4 ، در مرحله قبل از مسواکزدن میانگین خشونت سطحی بین دو گروه خمیردندان تفاوت معنیداری نداشت (751/0=p). اما پس از مسواکزدن میانگین خشونت سطحی در گروه خمیردندان سفیدکننده به طور معنیداری بیشتر از خمیردندان معمولی بود (003/0=p).
مقایسه بر اساس نوع کامپوزیت (صرفنظر از نوع خمیردندان):
بر اساس نتایج جدول 5، در مرحله قبل از مسواکزدن اختلاف معنی داری بین دو کامپوزیت مشاهده نشد (111/0=p). در مرحله بعد از مسواکزدن نیز اختلاف بین دو کامپوزیت از لحاظ آماری معنیدار نبود؛ هر چند Novapro Fill میانگین بالاتری داشت (072/0=p).
اثر نوع خمیردندان در هر کامپوزیت:
در جداول 5 تا 7 مقایسه ها به تفکیک نوع خمیر دندان و نوع کامپوزیت آمده است.
بر اساس نتایج جدول 6، در کامپوزیت Asteria قبل از مسواکزدن تفاوتی بین خمیردندان معمولی و سفیدکننده وجود نداشت (365/0=p). بعد از مسواکزدن نیز اگرچه میانگین گروه سفیدکننده بالاتر بود، اما اختلاف معنیدار نبود (122/0=p). در کامپوزیت Novapro Fill قبل از مسواکزدن تفاوت معنیداری بین دو خمیردندان مشاهده نشد (352/0=p). اما بعد از مسواکزدن خمیردندان سفیدکننده بهطور معنیداری خشونت سطحی بیشتری نسبت به خمیردندان معمولی ایجاد کرد (009/0=p).
اثر نوع کامپوزیت در هر خمیردندان:
براساس نتایج جدول 7، در خمیردندان سفیدکننده، قبل از مسواکزدن اختلاف معنیداری بین دو کامپوزیت مشاهده نشد (102/0=p) و بعد از مسواکزدن نیز اختلاف در حد مرزی و غیرمعنیدار بود (064/0=p)؛ با اینحال Novapro Fill میانگین بالاتری نشان داد. در خمیردندان معمولی قبل از مسواکزدن (751/0=p) و بعد از مسواکزدن (552/0=p) اختلاف معنیداری بین دو کامپوزیت مشاهده نشد.
جدول 3. برآورد ضرایب رگرسیونی (B) و سطح معنیداری متغیرهای مؤثر بر خشونت سطحی
|
پارامتر |
B |
خطای استاندارد |
t |
سطح معنیداری |
|
خشونت سطحی قبل |
607/1 |
225/0 |
156/7 |
|
|
خمیر دندان سفید کنندهه |
102/84 |
962/24 |
369/3 |
000/0 |
|
خمیردندان معمولی |
گروه مرجع |
- |
- |
001/0 |
|
کامپوزیت asteria |
201/8- |
689/24 |
332/0- |
- |
|
کامپوزیت novapro |
گروه مرجع |
- |
- |
741/0 |
جدول 4. تعیین و مقایسه میانگین خشونت سطحی (3-10µm×) قبل و بعد از مسواک زدن در دو گروه خمیردندان معمولی و سفید کننده
|
مسواک زدن |
خمیر دندان معمولی |
خمیردندان سفید کننده |
p-value |
|
قبل |
50/122 |
85/115 |
751/0 |
|
بعد |
43/235 |
40/312 |
003/0 |
|
تفاوت |
93/122 |
55/196 |
|
|
p-value |
552/0 |
064/0 |
|
جدول 5. تعیین و مقایسه میانگین خشونت سطحی (3-10µm×) قبل و بعد از مسواک زدن در دو نوع کامپوزیت
|
مسواک زدن |
کامپوزیت asteria |
کامپوزیت novapro |
p-value |
|
قبل |
80/105 |
56/122 |
111/0 |
|
بعد |
06/250 |
76/279 |
072/0 |
|
تفاوت |
26/144 |
2/175 |
|
|
p-value |
122/0 |
009/0 |
|
جدول 6. مقایسه میانگین خشونت سطحی (3-10µm×) قبل و بعد از مسواکزدن بین دو خمیردندان معمولی و سفیدکننده در هر یک از کامپوزیتها
|
کامپوزیت |
مرحله |
خمیردندان |
تعداد |
میانگین |
انحراف معیار |
p-value |
|
Asteria |
قبل از مسواکزدن |
سفیدکننده |
۱۵ |
80/100 |
80/29 |
365/0 |
|
معمولی |
۱۵ |
80/110 |
72/29 |
|||
|
بعد از مسواکزدن |
سفیدکننده |
۱۵ |
53/271 |
36/85 |
122/0 |
|
|
معمولی |
۱۵ |
60/226 |
81/59 |
|||
|
Novaprofill |
قبل از مسواکزدن |
سفیدکننده |
۱۵ |
93/130 |
31/62 |
352/0 |
|
معمولی |
۱۵ |
20/114 |
49/28 |
|||
|
بعد از مسواکزدن |
سفیدکننده |
۱۵ |
27/353 |
04/140 |
009/0 |
|
|
معمولی |
۱۵ |
27/242 |
58/64 |
جدول 7. مقایسه میانگین خشونت سطحی (3-10µm×) قبل و بعد از مسواکزدن بین دو کامپوزیت در هر یک از خمیردندانهای معمولی و سفیدکننده
|
خمیردندان |
مرحله |
کامپوزیت |
تعداد |
میانگین |
انحراف معیار |
p-value |
|
سفیدکننده |
قبل از مسواکزدن |
Asteria |
۱۵ |
80/100 |
80/29 |
102/0 |
|
Novaprofill |
۱۵ |
93/130 |
31/62 |
|||
|
بعد از مسواکزدن |
Asteria |
۱۵ |
53/271 |
36/85 |
064/0 |
|
|
Novaprofill |
۱۵ |
27/353 |
04/140 |
|||
|
معمولی |
قبل از مسواکزدن |
Asteria |
۱۵ |
80/110 |
72/29 |
751/0 |
|
Novaprofill |
۱۵ |
20/114 |
49/28 |
|||
|
بعد از مسواکزدن |
Asteria |
۱۵ |
60/228 |
81/59 |
552/0 |
|
|
Novaprofill |
۱۵ |
27/242 |
58/64 |
بحث
هدف این مطالعه، مقایسه اثر خمیردندان معمولی و سفیدکننده بر خشونت سطحی دو کامپوزیت نانوفیلر (Estelite Asteria) و نانوفایبر (Novapro Fill) پس از مسواکزدن شبیهسازیشده بود.
در پژوهش حاضر، همگن بودن شرایط آمادهسازی و پالیش نمونهها باعث شد در وضعیت پایه تفاوت قابلتوجهی بین گروهها مشاهده نشود؛ بنابراین تغییرات پس از مسواکزدن را میتوان عمدتاً به اثر سایش ناشی از خمیردندان و برهمکنش آن با ساختار کامپوزیت نسبت داد.
یافتههای مطالعه نشان داد که مسواکزدن شبیهسازیشده (معادل حدود یک ماه) در تمام گروهها باعث افزایش خشونت سطحی شد. همچنین، خشونت نهایی در گروه خمیردندان سفیدکننده بهطور معنیداری بیشتر از خمیردندان معمولی بود. از نظر نوع کامپوزیت، اختلاف خشونت نهایی بین Asteria و Novapro Fill بهتنهایی معنیدار نبود، هرچند میانگین خشونت در Novapro Fill بیشتر بود. نکته مهمتر آن بود که در مقایسهی متقاطع، در خمیردندان سفیدکننده نسبت به خمیردندان معمولی در کامپوزیت Novapro Fill خشونت نهایی بهطور معنیداری بالاتر بود. در حالیکه در کامپوزیت Asteria این تفاوت معنیدار نبود.
در راستای توضیح اثر سایندگی قویتر خمیردندان سفیدکننده نسبت به معمولی باید توجه داشت که بسیاری از خمیردندانهای سفیدکننده (حتی زمانی که مبتنی بر کلسیم کربنات و سیلیکا هستند) به منظور افزایش توان لکه زدایی، از درصد بیشتر ذرات ساینده و تفاوت در اندازه و یا سختی ذرات استفاده میکنند؛ بنابراین معمولا با مقادیر بالاتر شاخصهایی مانند RDA (Relative Dentin Abrasivity)و Ra همراهند.(25،26) الگوی کلی افزایش خشونت سطحی پس از مواجهه با خمیردندانهای سفیدکننده در برخی پژوهشهای آزمایشگاهی نیز گزارش شده است. Ferreira و همکاران(21)، نتیجه گرفتند که اگرچه همه خمیردندانها خشونت سطح کامپوزیت را افزایش میدهند، خمیردندان سفیدکننده میتواند اثر سایشی شدیدتری بر جای گذارد. این طیف نتایج نشان میدهد که فرمولاسیون خمیردندان و مشخصات سایندگی آن میتواند عامل تعیینکنندهتری از نوع رزین (در بسیاری از شرایط) باشد. در مقابل Meseli و همکاران(22) ، در ارزیابی خود تفاوت آماری معنیداری بین گروههای خمیردندان (سفیدکننده و معمولی) از نظر خشونت سطحی گزارش نکردند و تنها عامل زمان مسواکزدن را مؤثر دانستند. این اختلاف میتواند به تفاوت در نوع و ریزساختار کامپوزیتهای بررسیشده، تفاوت در ترکیب و اندازه ذرات ساینده خمیردندانها، رقیقسازی خمیردندان، شرایط شبیهسازی مسواکزدن و تفاوت در روش اندازهگیری خشونت سطحی مربوط باشد.
از سوی دیگر، تعمیمپذیری نتایج به سایر خمیردندانها و برندها باید با احتیاط انجام شود؛ زیرا در مطالعه حاضر تنها دو خمیردندان از یک برند بررسی شد. در این چارچوب، Deger و همکاران(27) ، با بررسی خشونت سطحی رزین کامپوزیت بالک فیل بعد از مسواک زدن با خمیر دندانهای سفید کننده حاوی مواد پراکسید و بلوکوارین و ساینده به این نتیجه رسیدند که خشونت سطحی کامپوزیت ها بعد از مسواک زدن افزایش پیدا کرد. همچنین Yilmaz و همکاران(28) ، در بررسی اثر چند خمیردندان سفیدکننده و معمولی بر کامپوزیت نانوهیبرید افزایش معنیدار خشونت سطحی و اختلاف معنیدار بین گروهها را گزارش نکردند و در نتیجهگیری خود اشاره کردند که خمیردندانهای سفیدکننده الزاماً تأثیر منفی مشخصی بر خشونت سطحی این کامپوزیت نشان ندادهاند. Rosa و همکاران(29) ، نیز هنگام ارزیابی کامپوزیت نانوهیبرید در برابر خمیردندان معمولی و چند نوع خمیردندان سفیدکننده، گرچه افزایش خشونت سطحی را مشاهده کردند، اما این افزایش از نظر آماری معنیدار نبود و بین گروهها نیز اختلاف معنیداری گزارش نشد. در مقابل، Monteiro و Spohr(13) ، در مطالعهای که چند نوع خمیردندان را مقایسه کرده بود، گزارش کردند که خمیردندان سفیدکننده بیشترین میزان خشونت سطحی را ایجاد کرد و اختلاف آن نسبت به خمیردندان معمولی معنیدار بود.
در بررسی اثر نوع کامپوزیت، گرچه اختلاف خشونت نهایی Asteria (نانوفیلر) و Novapro Fill (نانوفایبر) بهتنهایی معنیدار نبود، اما Novapro Fill میانگین بالاتری نشان داد و بهویژه در تعامل با خمیردندان سفیدکننده، افزایش خشونت سطحی بیشتری بروز کرد. این الگو را میتوان با تفاوتهای ریزساختاری دو ماده توضیح داد. کامپوزیت نانوفیلر Asteria به طور کلی به واسطه حضور نانوذرات کروی سیلیکا-زیرکونیا با توزیع یکنواخت و قابلیت پالیشپذیری مطلوب، میتواند سطحی هموارتر ایجاد کند و در برابر سایش ناشی از مسواکزدن رفتار پایدارتر نشان دهد.(9،30) در همین زمینه، Hazar و همکاران(20) ، در ارزیابی چند کامپوزیت قدامی گزارش کردند که خشونت سطحی پس از چرخههای مسواکزدن افزایش مییابد، اما Asteria در مقایسه با برخی مواد دیگر، خشونت سطحی پایینتری نشان داده است. Yu و همکاران (8) ، نیز پس از 8000 سیکل مسواکزدن، گزارش کردند که کامپوزیت نانوفیلر کمترین میزان خشونت سطحی را در مقایسه با سایر انواع پرکنندهها نشان داد. با این حال، Da Silva و همکاران(31) ، در شرایطی دیگر گزارش کردند که در کامپوزیت نانوفیلر Filtek Z350 پس از سیکلهای مسواکزدن افزایش خشونت سطحی بیشتر از کامپوزیت میکروفیل Durafill بوده است؛ بنابراین نوع و نسبت پرکننده، ویژگیهای ماتریکس و شرایط آزمون میتواند الگوی سایش را تغییر دهد. همچنین Velo و همکاران(32) در مقایسه سه کامپوزیت (از جمله NanovaPro Fill بهعنوان نانوفایبر فلو) گزارش کردند که پس از سایش شبیهسازیشده با مسواک، NanovaPro Fill میانگین خشونت سطحی و سایش بیشتری نسبت به Filtek Z350XT (نانوفیلد) و SDR (بالکفیل) نشان داده است.
در مورد Novapro Fill بهعنوان کامپوزیت تقویت شده با الیاف نانوفایبر، حضور الیاف (از جمله الیاف هیدروکسیآپاتیت) با وجود بهبود برخی ویژگیهای مکانیکی(10،12)، میتواند در سایش سطحی الگوی متفاوتی ایجاد کند به طوری که در حین سایش مکانیکی ممکن است الیاف تا حدی در سطح نمایان شده یا از ماتریکس جدا شوند و به صورت برجستگی یا حفرات میکروسکوپی منجر به افزایش خشونت سطح شوند.(33) Sfondrini و همکاران(34) ، نیز در بررسی ریتینرهای کامپوزیتی تقویتشده با فیبر گزارش کردند که پس از مسواکزدن، در تصاویر SEM تغییرات سطحی و نمایانشدن ساختاری در گروههای فیبری دیده میشود. Jafarnia و همکاران(35) ، در مطالعهای دیگر نشان دادند که در کامپوزیتهای تقویتشده با فیبر کوتاه پس از فرآیندهای پالیش، خشونت سطحی افزایش مییابد که به فرسایش ماتریکس و فیبرها نسبت داده شده است. با این حال، Lassila و همکاران(36) ، در آزمون سایش شبیهساز جویدن گزارش کردند که برخی کامپوزیتهای تقویتشده با فیبر کوتاه میتوانند عمق سایش کمتری داشته باشند و سطح نسبتاً صافتری نشان دهند؛ بنابراین رفتار سطحی مواد تقویتشده با فیبر میتواند وابسته به نوع فیبر، نسبت فازها و شرایط آزمون باشد.
در مطالعه ای که توسط Mohaghegh و همکاران (37) ، دربررسی خشونت سطحی آکریل ها انجام شد، مشاهده گردید که خشونت سطحی وجذب آب در دنچر بیس های آکریلی که به روشCAD/CAM ساخته شده اند، نسبت به روش معمولی، کمتر است. این مطالعه نشان می دهد که تقویت ساخت بر روی خشونت سطحی اثر گذار است.
در مطالعه حاضر، از پروفایلومتری جهت بررسی خشونت سطحی استفاده شد که خشونت سطحی را به صورت دو بعدی بررسی میکند. همچنین خشونت سطحی تنها در سه نقطه اندازهگیری و میانگین آنها محاسبه گردید که دقت اندازهگیری خشونت سطحی را کاهش میدهد. بنابراین ممکن است مقادیر خشونت سطحی به دست آمده، نشاندهنده میزان خشونت سطحی واقعی این کامپوزیتها در شرایط کلینیکی نباشد. همچنین مدت زمان مسواکزدن در این مطالعه معادل یک ماه بود که افزایش مدت زمان مسواکزدن، میتواند نتایج متفاوتی در پی داشته باشد.
خشونت سطحی رزینکامپوزیتها، یکی از شاخصهای کلیدی در ارزیابی کیفیت سطح ترمیمهای زیبایی است و افزایش آن میتواند پیامدهایی مانند تجمع پلاک، تغییر رنگ و کاهش دوام ترمیم را به دنبال داشته باشد.(1،4) بر این اساس، با در نظر گرفتن نتایج این مطالعه و سایر مطالعات، هرچند نمیتوان نتیجهگیری قطعی داشت، در بیماران دارای ترمیمهای کامپوزیتی-بهویژه کامپوزیتهای تقویت شده با نانوفایبر-توصیه و تجویز خمیردندانهای سفیدکننده باید با توجه به احتمال افزایش سایش و ناهمواری سطح با احتیاط بیشتری صورت گیرد و انتخاب خمیردندانهای با سایندگی کمتر، میتواند در کاهش این پیامدها مفید باشد.
نتیجهگیری
بر اساس نتایج این مطالعه، مسواکزدن شبیهسازیشده با هر دو خمیردندان باعث افزایش خشونت سطحی کامپوزیتها شد، اما خمیردندان سفیدکننده افزایش بیشتری ایجاد کرد. تفاوت خشونت نهایی بین Asteria و Novapro Fill بهتنهایی معنیدار نبود، با این حال در Novapro Fill خمیردندان سفیدکننده نسبت به خمیردندان معمولی افزایش معنیدار خشونت سطحی ایجاد کرد، در حالیکه در Asteria این اختلاف معنیدار نبود. در مجموع، خمیردندانهای سفیدکننده میتوانند خشونت سطحی ترمیمهای کامپوزیتی را بیشتر افزایش دهند و این اثر بسته به نوع کامپوزیت متفاوت است.
تشکر و قدردانی
این مقاله منتج از پایان نامه آقای مهدی مردی با کد اخلاق IRZUMSBLC.1404.025)) در دانشگاه زنجان است . بدینوسیله تشکر خود را از معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان اعلام می داریم.
تضاد منافع
نویسندگان هیچگونه تضاد منافعی را اعلام نمی کنند.