نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Background: One of the main causes of failure in root canal treatments is microleakage due to incomplete root canal filling. Endodontic sealers play an important role in filling the space between gutta-percha and the canal wall; however, their remnants in the pulp chamber can lead to tooth discoloration. The aim of this in vitro study was to compare the coronal discoloration potential of AH Plus, Pulpdent, and Colorado sealers.
Methods and Materials: In this study, 48 extracted single-rooted premolars were selected, and their crowns were sectioned 3 mm below the CEJ. After pulp removal and pulp chamber preparation, the samples were irrigated with 5.25% sodium hypochlorite and 17% EDTA. They were then randomly divided into four groups (n=12): AH Plus (Dentsply Sirona, Konstanz, Germany), Pulpdent (Pulpdent Corp., Watertown, MA(, Colorado (Fanavaran Pishro Sanat Arad, Mashhad, Iran) , and distilled water (control). The pulp chamber was coated with the respective sealer, and the samples were stored at 37°C and 98% humidity. Color measurements were performed using a Vita Easyshade device (Zahnfabrik, Bad Sackingen, Germany) at baseline, 72 hours, 30 days, and 90 days after sealant placement, and ΔE was calculated using the CIELAB formula. Repeated Measures ANOVA and one-way ANOVA was used for statistical comparisons. The level of significance was set at p<0.05.
Results: All sealers showed a significant increase in ΔE compared to the control group (p<0.001). The highest discoloration was observed in Pulpdent and the lowest in AH Plus. Colorado showed less discoloration than Pulpdent, but the difference was not significant. Only in the Pulpdent group, the increase in ΔE over time was significant (p=0.01).
Conclusion: All sealers caused clinically perceptible tooth discoloration. AH Plus showed the highest color stability, while Pulpdent showed the greatest tooth discoloration.
کلیدواژهها English
مقدمه
تغییر رنگ دندانها به عنوان یک مشکل رایج و تأثیرگذار بر زیبایی ظاهری و اعتماد به نفس فرد، میتواند ناشی از عوامل متعددی از جمله عادات غذایی، مصرف مواد دارویی، بیماریهای سیستمیک و آسیب های فیزیکی وهمچنین درمان های دندان پزشکی باشد.(1)
تغییر رنگ دندان به دنبال پروسه های اندودانتیک یک پدیده نامطلوب است و هنگامی که دندان های قدامی را درگیر میکند، می تواند بر کیفیت زندگی تأثیرگذار باشد. دانستن فاکتورهای احتمالی ایجادکننده تغییر رنگ نامطلوب و همچنین مکانیسم های ایجادکننده آن برای دستیابی به یک درمان ریشه موفق ضروری است. مواد پرکننده کانال ریشه، شدیدترین تغییر رنگها را در دندان ایجاد میکنند و این پدیده، اکثر مواقع پیشرونده است. (2)
هدف نهایی درمان ریشه، حذف کامل میکروارگانیسمها و محصولات آنها از سیستم کانال ریشه و ایجاد یک سیل هرمتیک سهبعدی است.(3) اگرچه گوتاپرکا بهعنوان ماده اصلی پرکننده استفاده میشود، اما فاقد خاصیت چسبندگی بوده و نیاز به استفاده از سیلرهای اندودانتیک برای پر کردن فواصل بین ماده اصلی و دیوارههای کانال وجود دارد تا از میکرولیکیج جلوگیری شود.(4)
یک سیلر ایدهآل باید دارای ویژگیهایی نظیر چسبندگی مناسب، رادیواپاسیته، پایداری ابعادی، زیستسازگاری و مهمتر از همه عدم ایجاد تغییر رنگ دندان باشد.(5) باقیماندن سیلر در اتاقک پالپ یکی از علل شناختهشده تغییر رنگ پس از درمان ریشه است که از نظر زیبایی برای بیماران اهمیت زیادی دارد.(6)
سیلرهای مختلف پتانسیل متفاوتی برای ایجاد تغییر رنگ دارند. سیلرهای مبتنی بر زینک اکساید اوژنول (ZOE) مانند Pulpdent میتوانند در اثر اکسیداسیون اوژنول آزاد، دچار تغییر رنگ شوند.(7) در مقابل، سیلرهای بر پایه اپوکسی رزین مانند AH Plus معمولاً پایداری رنگی بهتری دارند، هرچند همچنان ممکن است باعث تغییر رنگ شوند.(8)
با توجه به اهمیت حفظ زیبایی دندانها پس از درمان ریشه، بهویژه در نواحی قدامی، انتخاب سیلری با حداقل پتانسیل تغییر رنگ از اهمیت بالایی برخوردار است.
در حالی که سیلرهای بر پایه اپوکسی رزین مانند AH Plus بهعنوان استانداردی با پایداری رنگی مناسب شناخته میشوند، سیلرهای مبتنی بر ZOE نظیر Pulpdent به دلیل حضور اوژنول، پتانسیل بیشتری برای تغییر رنگ دارند.
درسال های اخیر علم نانوتکنولوژی به بررسی و تهیه مواد در ابعاد نانومتر پرداخته است و هدف آن دستیابی به ساختار بهتر اتمها جهت ایجاد خواص مطلوبتر در ماده میباشد. در واقع هر چه ذرات کوچکتر میشوند، با نزدیکتر شدن از ابعاد میکرو به ابعاد اتمی، خواص مواد به طور قابل توجهی تغییر کرده و میتواند بهبود یابد.(9) برخی مزایای استفاده از ذرات نانو در سیلرهای اندودانتیک شامل بهبود خواص فیزیکی-شیمیایی و خواص ضدمیکروبی، کاهش میکرولیکیج و افزایش سازگاری نسجی می باشد.(11-9)
Versiani و همکاران(11) ، گزارش کردند که اضافه کردن ذرات نانو زینک اکساید، خواص فیزیکی-شیمیایی سیلر گروسمن (زمان ستینگ، فلو، حلالیت، ثبات ابعادی و رادیواپسیته) را بهبود می بخشد. Shvero و همکاران(12) ، خواص ضد میکروبی بهتری در برابر انتروکوک فکالیس برای سطوح اپوکسی رزینی حاوی نانو ذرات کاتیونیک گزارش کردند. DaSilva همکاران(13) ، نشان دادند که افزودن نانو ذرات و کیتوزان به سیلر زینک اکساید اوژنول، تشکیل بیوفیلم در اینترفیس سیلر-عاج را کاهش می دهد. به علاوه، سیلرهای نانو سرامیک سازگاری نسجی بالاتری در مقایسه با سیلرهای سرامیکی معمول نشان داده اند.(14)
Saghiri و همکاران(15) ، در ارزیابی تاثیرات ناشی از افزودن نانو ذرات اکسیکلرید بیسموت به سیلر های اندودنتیک ، به این نتیجه رسیدندکه استفاده از این نانوذرات(nano-BiOCl) در سیلرهای اندودانتیک، با بهرهگیری از ویژگیهای منحصربهفرد مقیاس نانو، منجر به بهبود چشمگیر خواص فیزیکی و شیمیایی شده است. این نانوذرات با ارتقای همزمان رادیواپاسیته و استحکام باند ، عملکرد درمانی را افزایش داده و بهدلیل کاهش قابلتوجه تغییر رنگ، ثبات زیباییشناختی دندان را بهتر از مواد متداول حفظ میکنند. در نهایت، این ماده به عنوان جایگزینی برتر برای اکسید بیسموت، نویدبخش کارایی بالاتر و پایداری بلندمدت در درمانهای ریشه است.(15)
همچنین در مطالعه Soltani و همکاران(16) ، که اخیرا درایران انجام شد، به مقایسه تغییررنگ ناشی از سیلر های AH26، MTA Base (Maruchi)، دو فرمولاسیون نوین شامل نانوذرات روی (Zn-nano) و نانوذرات ترکیبی روی/مس (Zn.Cu-nano) پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد تغییر رنگ ناشی از فرمولاسیون های نوین حاوی ذرات نانو نسبت به AH26 کمتر بوده و می تواند به دلیل تغییر رنگ کمتر در مقایسه با برخی سیلرهای اپوکسی رزین، جایگزین مناسبی برای مدیریت زیبایی دندانهای قدامی محسوب شوند.
سیلر Colorado با فرمولاسیون نانوذرات زینک اکساید می باشد که فناوری نانو باعث تغییر خواص آن نسبت به سایر سیلر های زینک اکساید شده است. با توجه به جدیدبودن تکنولوژی نانو و پراکنده بودن مطالعاتی که صرفا خاصیت ایجاد تغییر رنگ در تاج دندان را در مورد سیلرهای برپایه تکنولوژی نانو بررسی کرده باشند، بدین منظور تفاوت تغییر رنگ ناشی از این سیلر در مقایسه با سیلر Pulpdent (که یک سیلر بر پایه زینک اکساید است) و سیلر AH Plus (که در مطالعات مشابه تغییر رنگ کمتری داشته و به نوعی گلد استاندارد سیلر های رزینی در زیبایی است(، نیاز به بررسی دارد.(17)
از این رو، این مطالعه با هدف مقایسه میزان تغییر رنگ تاج دندان ناشی از سیلر های اندو AH plus , Pulpdent, Colorado به صورت آزمایشگاهی انجام شده است.
مواد و روشها
این مطالعه تجربی درونآزمایشگاهی، با تأیید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی مشهد (کد IR.MUMS.DENTISTRY.REC.1401.050) انجام شد. در مجموع، ۴۸ دندان پرمولر تکریشه انسانی کشیدهشده به دلایل ارتودنسی انتخاب شدند. دندانهای دارای پوسیدگی، ترک یا ترمیم قبلی پس از بررسی با نور لایتکیور حذف و با نمونه سالم جایگزین شدند. پس از جرمگیری با دستگاه اولتراسونیک (SKL Ultrasonic scaler) (Shengzhou,China) و انجام برساژ، نمونهها با استفاده از توربین و فرز الماسی (837L-014، Dia Tessin, Bangkok, Thailand ) در فاصله ۳ میلیمتری اپیکال به CEJ برش داده شدند. برای تکمیل برش از تریمر استفاده شد، بهطوریکه تاج دندان همراه با ۳ میلیمتر کرونالی ریشه حفظ گردید.
سپس آمادهسازی اتاقک پالپ انجام شد؛ بدین صورت که ابتدا با فایل شماره ۳۰ فضای اصلی پالپ چمبر باز شد و سپس با فایل شماره ۱۵ بقایای پالپ و دبریها از نواحی شاخکهای پالپی حذف شدند. در ادامه، مشابه مطالعه Partovi و همکاران(18)، از دریلهای Gates Glidden شماره ۲ و ۳(Mani ,Utsunomiya, Japan) برای یکنواختسازی فضای داخلی استفاده شد. آمادهسازی بهصورت محیطی و بدون اعمال نیروی عمودی انجام گرفت تا از نازک شدن دیوارهها جلوگیری شود. بهمنظور ایجاد دسترسی یکنواخت، در ناحیه CEJ مقدار بیشتری از عاج برداشته شد تا ضخامت دیوارهها و قطر حفره ورودی در تمامی نمونهها مشابه گردد. در طول آمادهسازی، از سرم نرمال سالین 9/0 درصد برای شستشو استفاده شد.
برای جلوگیری از اثرات مخدوشکننده مواد ترمیمی و میکرولیکیج، از ایجاد حفره دسترسی از سطح تاجی اجتناب شد. پس از اتمام آمادهسازی، نمونهها به مدت ۱۸۰ ثانیه در دستگاه اولتراسونیک (Shenzhen,China) (Codyson) قرار داده شدند و سپس به مدت ۲۴ ساعت در آب مقطر در دمای ۴ درجه سانتیگراد نگهداری شدند.
در ادامه، از نمونهها تصویربرداری رادیوگرافی (RVG) انجام شد و نمونههای دارای ترک یا نقص، حذف و جایگزین شدند. سپس نمونهها شمارهگذاری شده و بهصورت تصادفی (با استفاده از جدول اعداد تصادفی) به چهار گروه مساوی (12n=) تقسیم شدند. تصادفی سازی نمونه ها به جهت حذف عوامل مداخله گری چون اختلاف در رنگ اولیه نمونهها، حجم فضای پالپ چمبر، وجودشاخک های پالپی و اختلاف در ضخامت عاج ومینا بین نمونه ها انجام شد.
نمونهها بر اساس نوع سیلر مورد استفاده به چهار گروه تقسیم شدند:
گروه ۱: AH Plus (Dentsply Sirona, DeTrey,
برای شستشو، ابتدا هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد (Morvabon ,Tehran, Iran) با سرنگ ۵ سیسی در فضای پالپ چمبر قرار داده شد و با فایل شماره ۲۰(K Files, Mani ,Utsunomiya, Japan) به مدت ۵ ثانیه به دیوارهها آغشته گردید. پس از ۲۰ ثانیه، شستشو با سرم نرمال سالین 9/0 درصد (Darou Pakhsh ,Tehran, Iran) انجام شد. سپس نمونهها با EDTA 17 درصد (Morvabon ,Tehran, Iran) به مدت ۶۰ ثانیه شستشو داده شده و مجدداً با نرمال سالین شسته شدند.
در پایان، نمونهها با جریان ملایم هوا (پوآر) به مدت ۱۰ ثانیه خشک شده و برای حذف رطوبت باقیمانده، از پیپرپوینت شماره ۳۰( Meta-Biomed ,Chungcheongbuk, Korea) استفاده شد.
نمونه ها به جهت ثبات حین رنگ سنجی روی موم قرار داده شدند و نوک پروب دستگاه روی یک سوم میانی دندانها قرار گرفت (درمورد دستگاه اسپکتروفتومتر Vita Easyshade Advance نیازی به مانت کردن نمونهها نیست. تنها چیزی که باید در جای خود قرار گیرد،پایه کالیبراسیون (Calibration Block Holder) است که به خودِ بیس دستگاه متصل میشود.).
رنگسنجی اولیه (T0) قبل از قرار دادن سیلر با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر Vita Easyshade Advance 4, (VITA Zahnfabrik, Bad Sackingen, Germany) در حالت "Tooth Single" و به نحوی که سرِ پروب دستگاه بهصورت عمودی و با فشار ملایم و یکنواخت کاملا بر روی سطح دندان تماس داده شده بود، انجام گرفت. سطح نمونه ها وهم چنین نوک پروب کاملاً تمیز و خشک بودند تا دقت اندازهگیری بالا برود. به منظور حذف خطاهای احتمالی قبل از هربار اندازه گیری رنگ، کالیبراسیون دستگاه طبق دستورالعمل سازنده انجام شد. تمامی اندازهگیریها توسط یک اپراتور ثابت، در شرایط نوری یکسان و در ساعات مشخص (۱۰ تا ۱۲ صبح) انجام گرفت. محل اندازهگیری در یکسوم میانی سطح باکال تاج دندان بود. همه نمونه ها در فواصل بین اندازه گیری مختصات رنگ، در محیط تاریک (داخل انکوباتور)، در آب مقطر با 0pH= به نحوی که تا سطح برش را پوشش دهد، در دمای 37 درجه سانتی گراد با رطوبت 98درصد نگهداری شدند.
برای افزایش دقت، هر نمونه سه بار اندازهگیری شد و میانگین آن ثبت گردید. بعد از هر بار اندازه گیری دستگاه، مقادیر رنگ در سیستم LAB ثبت و سپس به سیستم CIELAB تبدیل شدند. ثبت دادهها بهصورت Blind و بدون اطلاع از گروهبندی انجام شد.
پس از رنگسنجی اولیه، سیلرها مطابق دستور کارخانه آماده شدند:
قرار دادن سیلر توسط فردی خارج از تیم مطالعه انجام شد. سیلر با استفاده از سوند وارد اتاقک پالپ شده و با لنتولو شماره ۴۰ بهطور کامل در فضای پالپ چمبر توزیع شد (شکل ۱). در گروه کنترل، از آب مقطر استفاده شد. پس از حدود ۳۰ دقیقه، نمونهها بهصورت عمودی (دهانه پالپ به سمت بالا) در ظروف حاوی گاز استریل قرار داده شدند. پس از یک ساعت، آب مقطر بهگونهای اضافه شد که تا سطح برش (۳ میلیمتر زیر CEJ) را پوشش دهد، بدون آنکه وارد اتاقک پالپ شود. نمونهها در انکوباتور (محیط تاریک وفاقد نور) با دمای ۳۷ درجه سانتیگراد و رطوبت ۹۸ درصد ومحیطی خنثی (0pH=) نگهداری شدند. انتهای اپیکالی نمونهها سیل نشد تا از ایجاد تغییر رنگ کاذب ناشی از مواد ترمیمی جلوگیری شود.
رنگسنجی در چهار زمان انجام شد:
تغییر رنگ کلی (ΔE) با فرمول CIELAB به صورت زیر محاسبه شد:
ΔE = √[(L2−L1)² + (a2−a1)² + (b2−b1)²]
مقدار ΔE بیش از 3/3 بهعنوان تغییر رنگ قابل تشخیص بالینی در نظر گرفته شد.(9)
حجم نمونه بر اساس نتایج مطالعه Zarei و همکاران(19) توسط نرم افزار 15 pass جهت آزمون اندازه گیری های تکراری محاسبه گردید، بدین صورت که در هر گروه حداقل 12 نمونه قرار گرفت. شایان ذکر است که میزان 20 درصد ریزش نمونه ها مد نظر قرار گرفت. حجم نمونه (۴۸ دندان در ۴ گروه) بر اساس آنالیز Repeated Measures تعیین شد. دادهها با نرمافزار SPSS تحلیل شدند. برای مقایسه درونگروهی از آزمون Repeated Measures ANOVA و برای مقایسه بینگروهی از آزمون ANOVA یکطرفه استفاده شد. سطح معنیداری کمتر از ۰۵/۰در نظر گرفته شد.
یافتهها
میانگین و انحراف معیار تغییر رنگ (ΔE) در گروههای مورد مطالعه در زمانهای مختلف در جدول ۱ ومقایسه دو به دوی گروه ها در جدول ۲ ارائه شده است. نمودار های ΔE در زمان های مختلف مورد بررسی بین گروه های مختلف نیز در شکل ۲ و ۳ آورده شدهاست. بهطور کلی، روند تغییرات نشان داد که تمامی گروههای سیلر در مقایسه با گروه کنترل، افزایش قابل توجهی در ΔE داشتند.
بررسی تغییرات در طول زمان با استفاده از آزمون Repeated Measures ANOVA نشان داد که تنها در گروه
![]() |
Pulpdent افزایش ΔE بهصورت وابسته به زمان از نظر آماری معنیدار بود. (01/0p=). در این گروه، مقدار ΔE از 97/9 در ۷۲ ساعت به 43/12 در ۹۰ روز افزایش یافت که نشاندهنده روند پیشرونده تغییر رنگ است. در مقابل، گروههای AH Plus و Colorado اگرچه افزایش عددی در ΔE نشان دادند، اما این تغییرات از نظر آماری معنیدار نبودند (به ترتیب 24/0p= و 11/0p=). گروه کنترل نیز تغییرات ناچیزی در طول زمان نشان داد که معنیدار نبود(30/0p=).
نتایج آزمون ANOVA یکطرفه نشان داد که در تمامی زمانهای اندازهگیری (T1، T2 و T3)، اختلاف معنیداری بین گروهها وجود داشت (001/0p<). آزمون تعقیبی Bonferroni نشان داد که در همه زمانها، هر سه گروه سیلر بهطور معنیداری ΔE بیشتری نسبت به گروه کنترل داشتند (001/0p<). این یافته بیانگر تأثیر مستقیم مواد سیلر بر تغییر رنگ تاج دندان است.
جدول ۱. بررسی میانگین ΔE در بازههای زمانی مختلف در گروههای مورد بررسی
|
گروه های مورد بررسی |
بازه زمانی* |
(P-value) b |
||
|
T0-T1 |
T0-T2 |
T0-T3 |
||
|
AH Plus |
76/1 ±99/5 |
70/2 ± 92/6 |
73/1 ± 43/6 |
24/0 |
|
Pulpdent |
11/3 ± 97/9 |
87/1 ± 34/11 |
52/2 ± 43/12 |
01/0 |
|
Colorado |
83/2 ± 39/10 |
58/2 ± 12/10 |
37/2 ± 40/11 |
11/0 |
|
کنترل (آب مقطر) |
98/0 ±28/2 |
74/0 ± 14/2 |
91/0 ± 48/2 |
30/0 |
|
P-value |
a001/0> |
a001/0> |
a001/0> |
|
a) آنالیز واریانس یک طرفه (b آنالیز داده های تکراری
*مقادیر هر بازه زمانی بر اساس ΔE و به صورت میانگین ± انحراف معیار گزارش شده است
T0= قبل از قرار دادن سیلر T2 = 30 روز بعد از قراردهی سیلر
T1= 72 ساعت بعد از قراردهی سیلرT3 = 90 روز بعد از قراردهی سیلر
اعداد به صورت مقیاس LAB گزارش میشدند و در جدولی متناسب با شماره هر دندان بدون مشخص بودن گروه، یادداشت میگردیدند. جهت اطمینان بیشتر، هر نمونه سه بار رنگ سنجی میشد و عدد میانگین یادداشت میگردید. اعداد به صورت LAB Hunter گزارش میشدند که پس از وارد کردن در سایت Colormine.org بر مبنای LAB star تبدیل شده و سپس خروجی گرفته میشد. مقادیر رنگ اولیه ورنگ نهایی هر نمونه در سه بازه زمانی به این صورت محاسبه گردید و سپس داده های ΔE به جهت محاسبه های آماری به آمارگر داده شد.
در تمامی زمانهای بررسی، گروه AH Plus بهطور معنیداری کمترین میزان تغییر رنگ را در مقایسه با دو گروه دیگر نشان داد (001/0p<). از سوی دیگر، بیشترین مقادیر ΔE بهطور مداوم در گروه Pulpdent مشاهده شد و پس از آن Colorado قرار گرفت. با این حال، اختلاف بین دو گروه Pulpdent و Colorado در هیچیک از زمانها از نظر آماری معنیدار نبود (0/1p=)، که نشاندهنده عملکرد نسبتاً مشابه این دو سیلر از نظر ایجاد تغییر رنگ است.
در مجموع، روند تغییرات نشاندهنده افزایش تدریجی ΔE در طول زمان در اغلب گروهها بود، هرچند این افزایش فقط در گروه Pulpdent به سطح معنیدار آماری رسید. همچنین، تمامی گروههای سیلر در اولین زمان اندازهگیری (۷۲ ساعت) مقادیر ΔE بالاتر از آستانه قابل تشخیص بالینی (3/3ΔE>) را نشان دادند، که بیانگر وقوع سریع تغییر رنگ پس از کاربرد سیلرها است. در مقابل، گروه کنترل در تمامی زمانها زیر این آستانه باقی ماند.این یافتهها نشان میدهد که نوع سیلر تأثیر قابل توجهی بر شدت و روند تغییر رنگ دارد و سیلرهای مبتنی بر ZOE، بهویژه Pulpdent، بیشترین پتانسیل تغییر رنگ را در مقایسه با سایر مواد نشان میدهند.
جدول۲. مقایسه دو به دوی ΔE در سیلر های مختلف مورد بررسی
|
زمان مورد بررسی |
گروه اول |
گروه دو |
اختلاف میانگین (گروه اول-گروه دوم) |
نتیجه آزمون آماری Bonferroni |
|
∆T1 |
آب مقطر |
Colorado |
11/8 - |
001/0> |
|
AH Plus |
71/3 - |
001/0> |
||
|
Pulpdent |
69/7 - |
001/0> |
||
|
Colorado |
AH Plus |
40/4 |
001/0> |
|
|
Pulpdent |
41/0 |
1 |
||
|
AH Plus |
Pulpdent |
98/3 - |
001/0> |
|
|
∆T2 |
آب مقطر |
Colorado |
97/7 - |
001/0> |
|
AH Plus |
77/4 - |
001/0> |
||
|
Pulpdent |
19/9 - |
001/0> |
||
|
Colorado |
AH Plus |
20/3 |
001/0> |
|
|
Pulpdent |
22/1 - |
1 |
||
|
AH Plus |
Pulpdent |
42/4 |
001/0> |
|
|
∆T3 |
آب مقطر |
Colorado |
91/8 - |
001/0> |
|
AH Plus |
95/3 - |
001/0> |
||
|
Pulpdent |
95/9 - |
001/0> |
||
|
Colorado |
AH Plus |
96/4 |
001/0> |
|
|
Pulpdent |
03/1 - |
1 |
||
|
AH Plus |
Pulpdent |
00/6 - |
001/0> |
بحث
در این مطالعه، پتانسیل تغییر رنگ تاج دندان ناشی از دو سیلر متداول (AH Plus وPulpdent) و یک سیلر نانوهیبرید جدید (Colorado) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تمامی سیلرها موجب تغییر رنگ معنیدار و از نظر بالینی قابل تشخیص شدند که با یافتههای مطالعات پیشین همخوانی دارد.(5, 7, 10) این موضوع اهمیت انتخاب ماده مناسب و همچنین دقت در حذف کامل باقیمانده سیلر از اتاقک پالپ را بهویژه در نواحی زیبایی برجسته میسازد.
در میان مواد بررسیشده،AH Plus کمترین میزان تغییر رنگ را نشان داد. این یافته را میتوان به ساختار رزینی اپوکسی پایدار آن نسبت داد که پس از ست شدن، واکنشپذیری شیمیایی کمتری دارد و فاقد اوژنول بهعنوان یک عامل کروموژنیک است. با این حال، باید توجه داشت که حتی این نوع سیلر نیز کاملاً عاری از اثرات تغییر رنگ نیست که میتواند به حضور ترکیباتی مانند بیسموت اکساید یا سایر اجزای فرمولاسیون مربوط باشد.(7) نتایج حاضر با گزارشهای Marciano و همکاران(8) و Forghani و همکاران(20)، که AH Plus را بهعنوان مادهای با پایداری رنگی نسبی معرفی کردهاند، مطابقت دارد.
در مقابل، Pulpdent بیشترین تغییر رنگ را ایجاد کرد و این تغییر رنگ در طول زمان روند افزایشی معنیداری داشت. این پدیده بهطور گسترده به اکسیداسیون اوژنول آزاد و تشکیل ترکیبات رنگی مانند کوئینونها نسبت داده میشود.(7) علاوه بر این، نفوذ این ترکیبات به توبولهای عاجی میتواند موجب تثبیت و تشدید تغییر رنگ در طول زمان گردد. نتایج این بخش با مطالعه Ekici و همکاران(6) ، که افزایش تدریجی تغییر رنگ در سیلرهای ZOE را گزارش کردند، همخوانی دارد. این یافتهها تأکید میکند که سیلرهای مبتنی بر ZOE، بهویژه در مواردی که ملاحظات زیبایی مطرح است، باید با احتیاط بیشتری مورد استفاده قرار گیرند.
سیلر Colorado بهعنوان یک ماده نانوهیبرید ZOE، نتایجی بینابینی نشان داد. اگرچه میزان تغییر رنگ آن کمتر از Pulpdent بود، این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود. استفاده از نانوذرات اکسید روی در این سیلر ممکن است باعث افزایش سطح تماس و واکنش کاملتر با اوژنول شود و در نتیجه مقدار اوژنول آزاد قابل اکسیداسیون را کاهش دهد.(19) با این حال، نتایج این مطالعه نشان میدهد که این بهبود احتمالی هنوز به سطحی نرسیده است که بتواند بهطور معنیدار از تغییر رنگ جلوگیری کند. بنابراین، هرچند نانوتکنولوژی میتواند رویکردی امیدوارکننده در بهبود ویژگیهای سیلرها باشد، اما همچنان نیاز به اصلاحات بیشتر در فرمولاسیون، برای کاهش اثرات کروموژنیک وجود دارد.
نکته قابل توجه دیگر این است که تمامی سیلرها در همان ۷۲ ساعت اول از آستانه قابل تشخیص بالینی (3/3ΔE>) عبور کردند. این موضوع نشان میدهد که تغییر رنگ میتواند در مدت زمان کوتاهی پس از درمان آغاز شود و احتمالاً نقش عوامل اولیه مانند باقیماندن سیلر در اتاقک پالپ بسیار حیاتی است. بنابراین، تکنیکهای بالینی دقیق در پاکسازی اتاقک پالپ و استفاده از مواد مناسب میتوانند نقش مهمی در کاهش این عارضه داشته باشند.
با وجود اهمیت یافتهها، این مطالعه دارای محدودیتهایی است. شرایط درونآزمایشگاهی نمیتواند بهطور کامل محیط پیچیده دهان را شبیهسازی کند؛ عواملی مانند بزاق، محصولات باکتریایی، تغییرات pH و نور ممکن است بر روند تغییر رنگ تأثیر بگذارند. همچنین متغیر بودن ضخامت عاج و سن دندان ها نیز می تواند بر روند تغییر رنگ اثر بگذارد. در این مطالعه عواملی هم چون وجود ترک، ترمیم قبلی، نوع ماده شست وشو ثابت درنظر گرفته شدند و اثر آنها مورد بررسی قرار نگرفت. با توجه به این که در این مطالعه ΔE محاسبه شد وفقط تغییر رنگ مورد بررسی قرار گرفت و همچنین نمونه ها به صورت تصادفی انتخاب شدند، تاثیر رنگ اولیه دندان ها برمیزان تغییر رنگ بررسی نشد و پیشنهاد می شود مطالعات آینده به بررسی اثر این عوامل برتغییر رنگ ناشی از سیلر بپردازند. همچنین در این مطالعه به دلیل اینکه دندان های قدامی که سالم و فاقد هرگونه ترک وپوسیدگی باشند، خیلی به ندرت وبیشتر به دلایل بیماری های پریودنتال کشیده میشوند، در جمع آوری تعداد بالای آن ها محدودیت وجود داشت. به همین دلیل از دندان های پرمولر سالم که عموما به دلایل ارتودنسی کشیده می شوند، استفاده شد. استفاده از دندانهای پرمولر بهجای دندانهای قدامی ممکن است بازتاب دقیقی از شرایط بالینی در نواحی با اهمیت بالای زیبایی نباشد که این موضوع از محدودیت های مطالعه می باشد. پیشنهاد میشود مطالعات آینده بر روی دندانهای قدامی، با دورههای پیگیری طولانیتر و در شرایط نزدیکتر به محیط دهان انجام شوند.
در مجموع، نتایج این مطالعه نشان میدهد که اگرچه پیشرفتهایی مانند استفاده از نانوذرات میتوانند در بهبود برخی ویژگیهای مواد مؤثر باشند، اما انتخاب سیلر مناسب و رعایت اصول کلینیکی همچنان عوامل تعیینکننده در پیشگیری از تغییر رنگ دندان پس از درمان ریشه هستند.
نتیجهگیری
در این مطالعه آزمایشگاهی، تمامی سیلرهای اندودانتیک مورد بررسی (AH Plus،Pulpdent و Colorado) منجر به ایجاد تغییر رنگ تاج دندان بهصورت قابل تشخیص بالینی شدند. سیلر AH Plus کمترین میزان تغییر رنگ را نشان داد و از نظر پایداری رنگی عملکرد بهتری نسبت به سایر مواد داشت.
سیلر Pulpdent بیشترین تغییر رنگ را ایجاد کرد و روندی افزایشی و وابسته به زمان نشان داد. سیلر Colorado بهعنوان یک ماده نانوهیبرید، میزان تغییر رنگی کمتر از Pulpdent داشت، اما این اختلاف از نظر آماری معنیدار نبود.
تشکر و قدردانی
این مطالعه با مجوز کمیته اخلاق شماره IR.MUMS.DENTISTRY.REC.1401.050 در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. از معاونت پژوهشی دانشگاه برای حمایت مالی قدردانی میکنیم. این مطالعه از پایاننامه دکترای عمومی دندانپزشکی با شماره 4010162 استخراج شدهاست.
تضاد منافع
تمامی نویسندگان اظهار میدارند که هیچگونه تضاد منافعی در این پژوهش وجود ندارد.