نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Background: Successful root canal treatment depends on efficient microbial control through chemical irrigation. This study aimed to compare the antibacterial effects of Curcumin and Berberine as natural agents with that of NaOCl and chlorhexidine (CHX) against Enterococcus faecalis biofilms.
Methods and Materials: 85 single-rooted extracted teeth were standardized into 15 mm length, then canal shaping began with hand files (#10 and #15) and Gates-Glidden drills (#1 and #2) followed by preparation up to a master apical file size (MAF) #30. The specimens were sterilized in brain–heart infusion (BHI) broth, inoculated with Enterococcus faecalis, and randomly allocated to five experimental groups (n = 15 per group). The root canals were irrigated with 5.25% sodium hypochlorite (NaOCl), 2% chlorhexidine (CHX), 2 mg/mL berberine, or 2.5 mg/mL curcumin. In addition, positive and negative control groups (n = 10 per group) were included.Data were analysed using one-way ANOVA followed by Tukey’s post hoc test, with statistical significance level at p < 0.05.
Results: The positive control group showed the highest mean colony count )3.58 × 105 CFU(, while the NaOCl group had the lowest (6.27 CFU). One-way ANOVA showed significant differences between groups (p < 0.05). All groups significantly reduced E. faecalis colonies compared to the saline control (p < 0.05), but differences among NaOCl, CHX, berberine, and curcumin were not statistically significant (p > 0.05).
Conclusion: All irrigants significantly reduced E. faecalis biofilm, with curcumin and berberine showing comparable effectiveness to NaOCl and CHX.
کلیدواژهها English
مقدمه
میکروارگانیسمها بهعنوان عوامل اصلی ایجادکننده ضایعات پالپی و پریآپیکال شناخته میشوند و موفقیت درمان به حذف عوامل عفونی از سیستم کانال ریشه وابسته است.(1،2) پیچیدگی ذاتی آناتومی این سیستم، مانع مهمی در دستیابی به ضدعفونی کامل محسوب میشود؛ زیرا مورفولوژی پیچیده آن شامل کانالهای فرعی، ایسموسها و شاخههای جانبی، محل تجمع میکروارگانیسمهایی است که اغلب با روشهای متداول درمانی قابل دسترسی نیستند.(3) علاوه بر این، تشکیل بیوفیلم با ایجاد یک ماتریکس محافظ، بقای باکتریها را افزایش داده و مقاومت آنها را در برابر عوامل ضدمیکروبی بهطور قابلتوجهی بیشتر میکند؛ موضوعی که حذف کامل این میکروارگانیسمها را دشوارتر میسازد.(4) در میان فلور میکروبی متنوع دخیل در عفونتهای داخل و خارج ریشه، باکتری E.faecalis بهطور مکرر از عفونتهای پایدار و دندانهایی که تحت درمان مجدد ریشه قرار گرفتهاند، جداسازی میشود. این گونه بهعنوان شایعترین کوکسی بیماریزا در عفونتهای مقاوم شناخته شده و معمولاً در کانالهای درمانشدهای که علائم بالینی پریودنتیت آپیکال مزمن دارند، مشاهده میشود.(4،5)
درمان موفق اندودانتیک مستلزم حذف کامل میکروارگانیسمها از سیستم کانال ریشه است.(6) ازاینرو، دندانپزشکان باید با روشهای برداشت بافت آلوده، ضدعفونی کانالها و پیشگیری از عفونت مجدد آشنایی کامل داشته باشند. این امر از طریق آمادهسازی بیومکانیکی همراه با شستوشوی شیمیایی کانالها برای کاهش بار میکروبی و درمان بیماریهای پریآپیکال انجام میشود.(2،7) بنابراین، انتخاب محلولهای شستوشوی ضدمیکروبی مناسب نقش مهمی در موفقیت ضدعفونی و نتایج درمان دارد.
هیپوکلریت سدیم (NaOCl) به دلیل توانایی بالا در حل کردن بافتهای آلی و اثرات ضدباکتریایی قوی، رایجترین محلول شستوشوی مورد استفاده در درمان ریشه است.(8) خاصیت قلیایی بالای این ماده (11 pH> ) موجب تجزیه اسیدهای آمینه از طریق تشکیل کلرامین میشود. مطالعات نشان دادهاند که NaOCl بهطور مؤثری بار باکتریایی را در دندانهای مبتلا به پریودنتیت آپیکال کاهش میدهد. با این حال، این ماده میتواند بر ویژگیهای مکانیکی عاج از جمله سختی، زبری سطح، مدول الاستیسیته و استحکام خمشی تأثیر منفی بگذارد.(9،10)
کلرهگزیدین (CHX) به دلیل طیف گسترده ضدمیکروبی و سمیت سلولی کمتر، بهعنوان جایگزینی مناسب برای NaOCl مطرح شده است. معمولاً از محلول کلرهگزیدین 2 درصد در درمانهای ریشه استفاده میشود. غلظتهای بالاتر کلرهگزیدین اثر باکتریکشی دارند، در حالی که غلظتهای پایینتر عمدتاً خاصیت باکتریواستاتیک از خود نشان میدهند.(11) همچنین، بار مثبت این ماده باعث اتصال آن به سطوح دندانی شده و اثر ضدمیکروبی طولانیمدت ایجاد میکند. با این وجود، هیپوکلریت سدیم 6 درصد در مقایسه با کلرهگزیدین 2 درصد فعالیت ضدبیوفیلم قویتری دارد.(14-12)
مطالعات اخیر تفاوت معناداری میان هیپوکلریت سدیم و کلرهگزیدین در حذف میکروارگانیسمهایی مانند E. faecalis، S. aureus، S. salivarius و A. israelii نشان ندادهاند. با این حال، بسیاری از این مطالعات پارامترهای مهم بالینی نظیر حجم محلول شستوشو و مدت زمان تماس آن با کانال را در نظر نگرفتهاند که تفسیر نتایج را محدود میکند. بنابراین، نیاز به عوامل ضدمیکروبی جدید با سمیت سلولی کم و زیستسازگاری بالا احساس میشود. در این میان، ترکیبات طبیعی مشتق از گیاهان به دلیل ایمنی، دسترسی آسان، هزینه پایین و عدم ایجاد مقاومت میکروبی، توجه زیادی را در حوزه اندودانتیکس به خود جلب کردهاند. کورکومین و بربرین از جمله این ترکیبات هستند که به دلیل فعالیت ضدمیکروبی قوی و زیستسازگاری مناسب، مورد توجه ویژه قرار گرفتهاند.(17-15)
بربرین، یک آلکالوئید ایزوکوئینولینی مشتقشده از خانواده زرشکیان(Berberidaceae)، دارای اثرات درمانی متعددی از جمله خواص ضد دیابت، ضدالتهاب، آنتیاکسیدان و ضدمیکروبی است. این ترکیب سمیت سلولی اندکی برای سلولهای انسانی داشته و میتواند موجب فعالسازی سلولهای بنیادی پاپیلای آپیکال شود. این اثر بازسازیکننده، ترمیم ریشه را در دندانهای نابالغ مبتلا به پریودنتیت آپیکال بهبود بخشیده و پتانسیل آن را در اندودانتیکس بازساختی نشان میدهد.(18،19)
کورکومین، ترکیب فعال اصلی زردچوبه، دارای خواص ضدباکتریایی، ضدویروسی و ضدقارچی قابلتوجهی است.(20) ایمنی و اثربخشی این ماده در مطالعات بالینی متعددی بررسی شده است. عصارههای الکلی زردچوبه در شرایط آزمایشگاهی علیه باکتریهای گرم مثبت مؤثر بودهاند و کورکومین در درمان بیماریهایی نظیر سرطان، بیماریهای قلبیعروقی، آرتریت، دیابت و بیماریهای خودایمنی پتانسیل درمانی نشان داده است.(20) چندین مطالعه آزمایشگاهی نیز نشان دادهاند که کورکومین، بهتنهایی یا بهعنوان حساسکننده نوری در درمان فتودینامیک، میتواند بهطور معناداری تعداد باکتریهای E. faecalis و سایر پاتوژنهای اندودانتیک را کاهش دهد. همچنین، استفاده از آن در قالب نانوذرات یا ژلها موجب بهبود حلالیت، کنترل آزادسازی و نفوذ بیشتر به توبولهای عاجی شده و اثربخشی آن را افزایش میدهد.(21،22)
بنابراین، هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثرات ضدمیکروبی کورکومین و بربرین با هیپوکلریت سدیم و کلرهگزیدین بر بیوفیلمE.faecalis در کانالهای ریشه بود.
مواد و روشها
در این مطالعه آزمایشگاهی (کد اخلاق IR.IAU.KHUISF.REC.1401.339)، از 85 دندان پره مولر تکریشه انسانی کشیدهشده با مورفولوژی کانال گرد استفاده شد. تمامی دندانهای انتخابشده دارای اپکس کامل و فاقد جذب داخلی یا خارجی، کلسیفیکاسیون، ترک و پوسیدگی ریشه بودند. دندانهای دارای کانالهای کلسیفیه، تغییرات آناتومیکی، شکل نامنظم کانال یا ریشه منفرد با دو کانال مجزا از مطالعه خارج شدند. سپس دندانها بهصورت تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند (15 نمونه در هر گروه): گروه 1: سرم فیزیولوژی (کنترل مثبت)، گروه 2: هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد (NaOCl)، گروه 3: کلرهگزیدین 2 درصد (CHX)، گروه 4: بربرین کلراید 2 میلیگرم بر میلیلیتر (Sigma, St. Louis, U.S.A) ، گروه 5: کورکومین 5/2 میلیگرم بر میلیلیتر (Sigma, St. Louis, U.S.A). علاوه بر این، یک گروه کنترل منفی جهت تأیید استریلیتی نمونهها در نظر گرفته شد که در تحلیلهای آماری وارد نشد. گروه کنترل منفی شامل 10 دندان بود که پس از آمادهسازی کانال در اتوکلاو استریل شده و در طول مطالعه برای تأیید شرایط آسپتیک آزمایشگاه نگهداری شدند.
آمادهسازی نمونهها
طول کارکرد با وارد کردن فایل K شماره 15 به داخل کانال تا زمان مشاهده نوک آن در فورامن اپیکال تعیین شد و سپس 5/0 میلیمتر از طول ثبتشده کسر گردید. آمادهسازی کانال با فایلهای K شماره 10 و 15 و گیتس گلیدن شماره 1 و 2 آغاز شد و سپس تا فایل اپیکال اصلی (MAF) شماره 30 ادامه یافت.(23) در حین اینسترومنتیشن، پس از استفاده از هر فایل، کانال با 3 میلیلیتر هیپوکلریت سدیم 5/2 درصد توسط سرنگ 5 میلیلیتری مجهز به سوزن دارای خروجی جانبی شستشو داده شد. برای شستشوی نهایی و بهمنظور حذف لایه اسمیر و افزایش کلونیزاسیون E.faecalis در توبولهای عاجی، کانالها بهترتیب با 3 میلیلیتر EDTA 17درصد به مدت یک دقیقه، سپس 3 میلیلیتر هیپوکلریت سدیم 5/2 درصد و در نهایت 3 میلیلیتر سرم فیزیولوژی استریل(NaCl 9/0 درصد) شستشو داده شدند.(24) کانالها با پوینتهای کاغذی استریل شماره 15 خشک شدند. اپکس ریشهها با چسب سیانواکریلات مهر و موم شد و سطوح خارجی ریشه با دو لایه لاک ناخن پوشانده شد تا از نشت باکتری جلوگیری شود.(25)
روشهای کشت میکروبی
تهیه محیطهای BHI آگار و BHI Broth
برای تهیه محیط آگار Brain Heart Infusion (BHI)، مقدار 37 گرم پودر آماده BHI آگار در 1000 میلیلیتر آب مقطر حل شد. محلول در اتوکلاو با دمای 121 درجه سانتیگراد و فشار 15 psi به مدت 15 دقیقه استریل گردید. پس از اتوکلاو، محیط تا دمای مناسب سرد شده و در شرایط آسپتیک در پلیتهای استریل پتری ریخته شد. تهیه محیط BHI Broth نیز به همان روش انجام شد. پس از استریلسازی و خنک شدن، محیط BHI Broth در لولههای آزمایش استریل برای تلقیح باکتریایی بعدی توزیع گردید. سپس هر نمونه دندانی در یک لوله آزمایش استریل حاوی محیط BHI Broth بهعنوان محیط انتقال قرار داده شد و در اتوکلاو با دمای 121 درجه سانتیگراد و فشار 15 psi به مدت 30 دقیقه استریل شد.(26) نمونهها سپس به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد انکوبه شدند تا استریل بودن آنها تأیید شود. کدورت محیط BHI نشاندهنده آلودگی و نیاز به استریلسازی مجدد بود، در حالی که شفاف بودن محیط نشاندهنده استریلسازی موفقیتآمیز بود.
کشت و تلقیح E. faecalis در نمونهها
یک کشت ذخیره منجمد از E. faecalis (ATCC 33186) با کشت روی محیط BHI آگار مجدداً فعال شد و به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد تحت شرایط بیهوازی و 5 درصد CO₂ انکوبه گردید. از کشت 24 ساعته، سوسپانسیون باکتریایی معادل نیم مکفارلند(تقریباً 108 × 5/1 CFU/mL) تهیه شد. با استفاده از سرنگ انسولین استریل، 100 میکرولیتر از این سوسپانسیون به داخل کانالهای ریشه آمادهشده هر نمونه تزریق شد. نمونههای تلقیحشده به مدت سه هفته در دمای 37 درجه سانتیگراد و شرایط بیهوازی نگهداری شدند تا تشکیل بیوفیلم E. faecalis روی دیوارههای کانال تسهیل شود. در طول دوره انکوباسیون، محیط کشت داخل هر لوله روزانه با رقت مشخص تعویض شد تا از خشک شدن نمونهها جلوگیری شده و بقای باکتریها حفظ شود.
روش شستشو و نمونهبرداری میکروبی
اینسترومنتیشن کانال ریشه با استفاده از فایلهای روتاری Denco (Shenzhen Denco Medical Co., Ltd., China) و موتور اندودانتیک E-connect Pro (Eighteeth, China) انجام شد و کانالها تا فایل F3 معادل قطر نوک 30/0 میلیمتر در D0 باز شدند. در گروه هیپوکلریت سدیم، برای خنثیسازی فعالیت اکسیدکنندگی باقیمانده، شستشوی نهایی با 3 میلیلیتر محلول تیوسولفات سدیم 5 درصد انجام شد؛ در حالی که در سایر گروهها، کانالها در انتها با سرم فیزیولوژی استریل شستشو داده شدند تا بقایای محلولهای شستشو حذف گردد.(25)
پس از اینسترومنتیشن و شستشو با محلولهای اختصاصیافته، نمونههای میکروبی از کانالها با استفاده از پیزوریمر شماره 3 (ISO 110) جهت برداشت دبریهای عاجی جمعآوری و در لولههای استریل Eppendorf حاوی 1 میلیلیتر سرم فیزیولوژی قرار داده شدند. سپس سه پوینت کاغذی استریل شماره 30 به مدت 60 ثانیه در هر کانال قرار داده شد تا مایع باقیمانده جذب گردد و پس از آن به همان لولهها منتقل شد. نمونهها به آزمایشگاه میکروبشناسی منتقل شدند؛ در آنجا رقتهای متوالی دهبرابری تهیه و از هر رقت، 100 میکرولیتر روی پلیتهای BHI آگار کشت داده شد. پلیتها به مدت 48 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد و در حضور 5 درصد CO₂ انکوبه شدند. سپس تعداد واحدهای تشکیلدهنده کلنی (CFU/mL) برای E. faecalis محاسبه گردید.
تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شد. در بخش آمار توصیفی، فراوانی و درصد برای متغیرهای کیفی و میانگین و انحراف معیار برای متغیرهای کمی محاسبه گردید. در بخش آمار استنباطی، برای مقایسه گروهها از آزمون ANOVA استفاده شد. تمامی آزمونهای آماری در سطح معنیداری 5 درصد و با استفاده از نرمافزار PRISM نسخه 8 انجام شدند.
جدول ۱. آمار توصیفی تعداد کلنیهای E.faecalis (CFU/mL) در گروههای مورد مطالعه
|
حداکثر |
حداقل |
میانگین ± انحراف معیار |
تعداد نمونه |
گروه |
|
4/4 × 105 |
4/2 × 105 |
58/3 × 105 ± ۶۰۵۷۷ |
15 |
سرم فیزیولوژیa |
|
۱۲۵۰۰ |
۴۴۰۰ |
۸۳۱۳ ± ۲۷۱۴ |
15 |
کورکومینb |
|
۹۵۰ |
۲۵۰ |
7/510 ± 9/191 |
15 |
بربرینb |
|
۴۰۰ |
۱۰۰ |
3/287 ± 64/75 |
15 |
کلرهگزیدینb |
|
۲۰ |
۰ |
267/6 ± 405/5 |
15 |
هیپوکلریت سدیمb |
|
001/0> p-value و 4 /518=F |
نتیجه آزمون آنالیز واریانس |
|||
حروف غیر همنام با یکدیگر تفاوت معنی داری دارند.
یافته ها
بر اساس جدول 1، در میان تمامی گروههای مورد مطالعه، کمترین حداقل تعداد کلنی در گروه هیپوکلریت سدیم (NaOCl) مشاهده شد ( صفر(CFU/mL، در حالی که بیشترین حداکثر تعداد کلنی مربوط به گروه سرم فیزیولوژی (کنترل مثبت) بود ( 105 × 4/4 CFU/mL). میانگین تعداد کلنیهای E. faecalis در گروههای مختلف شستشو متفاوت بود. گروه سرم فیزیولوژی دارای میانگین تعداد کلنی 60577± 105× 58/3 ، گروه کورکومین 2714±8313، گروه بربرین 9/191±7/510، گروه کلرهگزیدین 64/75±3/287 و گروه هیپوکلریت سدیم کمترین میانگین را با مقدار 405/5±267/6 نشان داد. در گروه کنترل منفی هیچ رشد باکتریایی مشاهده نشد که مؤید موفقیت فرآیند استریلیزاسیون نمونهها بود. از آنجا که کنترل منفی صرفاً برای ارزیابی استریلیتی در نظر گرفته شده بود، در تحلیلهای آماری وارد نشد. نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد تفاوت آماری معناداری بین گروهها وجود دارد) 001/0p< (.
تعداد کلنیهایE. faecalis در پنج گروه آزمایشی با یکدیگر مقایسه شد. به منظور مقایسه تعداد کلنیهای E. faecalis با توجه به نرمال بودن دادهها، برای مقایسه میانگین تعداد کلنیها بین گروهها از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه (One-way ANOVA)و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، آزمون ANOVA سطح معناداری کمتر از 001/0 را نشان داد که بیانگر وجود تفاوت آماری معنادار در تعداد کلنیهای E. faecalis بین پنج گروه مورد بررسی در سطح معناداری 5 درصد بود. همچنین نتایج آزمون Tukey نشان داد که تنها سرم فیزیولوژی با بقیه گروه ها تفاوت آماری معنی داری داشت و سایر گروه ها با یکدیگر تفاوت آماری معنی داری نداشته است.
بحث
موفقیت درمان ریشه تا حد زیادی به اثربخشی مراحل پاکسازی و شکلدهی کانال ریشه بستگی دارد. هدف اصلی درمان اندودنتیک، دستیابی به ضدعفونی کامل سیستم کانال ریشه و شبکه پیچیده سهبعدی توبولهای عاجی است.(27،28) باکتریهای باقیمانده در این ساختار پیچیده یکی از مهمترین عوامل شکست درمانهای اندودنتیک محسوب میشوند. عفونتهای اندودنتیک معمولاً چندمیکروبی بوده و طیف متنوعی از میکروارگانیسمها را شامل میشوند که در ایجاد عفونتهای داخلریشهای، خارجریشهای و پایدار نقش دارند. در میان این میکروارگانیسمها، E. faecalis یکی از شایعترین گونههای جداشده، بهویژه در دندانهای نیازمند درمان مجدد یا دارای عفونتهای پریآپیکال پایدار است. (29،30) این باکتری گرممثبت و بیهوازی اختیاری قادر است بهطور مستقل زنده بماند، شرایط کمبود مواد غذایی را تحمل کند و بیوفیلم تشکیل دهد.(35-31)
نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تمامی محلولهای شستشوی مورد بررسی شامل هیپوکلریت سدیم، کلرهگزیدین، کورکومین و بربرین در مقایسه با سرم فیزیولوژی موجب کاهش معنادار تعداد کلنیهای E. faecalis شدند که بیانگر توانایی ضدمیکروبی آنها است. اگرچه هیپوکلریت سدیم کمترین میانگین تعداد کلنیها را نشان داد، اما تفاوت بین هیپوکلریت سدیم، کلرهگزیدین، بربرین و کورکومین از نظر آماری معنادار نبود. Suvarna و همکاران (36) ، گزارش کردند که کورکومین دارای فعالیت ضدمیکروبی قوی بوده و میتواند بهعنوان یک داروی داخل کانال جایگزین مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، مرور نظاممند Silva و همکاران (37) ، بر خواص ضدباکتریایی امیدوارکننده محلولهای شستشوی طبیعی، از جمله کورکومین، در کاربردهای اندودنتیک تأکید کرد که با یافتههای مطالعه حاضر همخوانی دارد.
نتایج مطالعه حاضر با برخی مطالعات پیشین همسو است. در این مطالعات نیز اثرات ضدباکتریایی قابل توجه هیپوکلریت سدیم و کلرهگزیدین علیه میکروارگانیسمهای مرتبط با عفونتهای اندودنتیک گزارش شده است. همچنین، نتایج پژوهشهای انجامشده بر روی ترکیبات طبیعی، ضرورت بررسی مواد گیاهی به عنوان جایگزینهای بالقوه محلولهای شستشوی متداول را مورد تأکید قرار دادهاند.(42-44)
Zare Jahromi و همکاران (38)، خواص ضدباکتریایی سه محلول شستشوی رایج در درمان ریشه شامل پروپولیس ، هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد و کلرهگزیدین 2 درصد را علیه E. Faecalis مقایسه کردند. نتایج آنها نشان داد که کلرهگزیدین 2 درصد فعالیت ضدباکتریایی بیشتری نسبت به پروپولیس و هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد دارد. با این حال، بین پروپولیس و هیپوکلریت سدیم تفاوت معناداری مشاهده نشد.
در مطالعهای که توسط Neelakantan و همکاران (39)، انجام شد، اثربخشی ضدباکتریایی کورکومین با هیپوکلریت سدیم 3 درصد علیه E. faecalis مقایسه گردید. نتایج نشان داد که بین این دو ماده تفاوت معنیداری وجود ندارد که با یافتههای مطالعه حاضر مطابقت دارد. در پژوهش حاضر، با وجود استفاده از غلظت بالاتر هیپوکلریت سدیم (25/5 درصد)، اثر ضدباکتریایی آن همچنان مشابه کورکومین بود که این موضوع توان ضدمیکروبی قابل توجه کورکومین را بهعنوان یک محلول شستشوی اندودنتیک تأیید میکند.
در مطالعه دیگری، Neelakantan و همکاران (26)، اثر کورکومین بر بیوفیلمهای E. faecalis را بررسی کردند. هر دو ماده هیپوکلریت سدیم و کورکومین توانستند بیوفیلمهای دو روزه و دو هفتهای را بهطور کامل حذف کرده و مهار کامل باکتریایی ایجاد کنند. با این حال، در بیوفیلمهای هشت هفتهای، هیپوکلریت سدیم اثربخشی بهطور معناداری بیشتری نشان داد، در حالی که کورکومین همچنان کاهش قابل توجهی در تعداد کلنیها نسبت به کلرهگزیدین و سرم فیزیولوژی ایجاد کرد. این یافتهها تا حدودی با نتایج مطالعه حاضر مطابقت دارند. با توجه به اینکه ضخامت و پیچیدگی ساختاری بیوفیلم با گذشت زمان افزایش مییابد، به نظر میرسد کورکومین در برابر بیوفیلمها عملکرد مطلوبی داشته و فعالیتی قابل مقایسه با هیپوکلریت سدیم 3 درصد از خود نشان میدهد.
Xie و همکاران (25)، نشان دادند که بربرین بهعنوان یک محلول شستشوی داخل کانال، تعداد باکتریها را بهطور معناداری در مقایسه با سرم فیزیولوژی کاهش میدهد. در مطالعه آنان، بین هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد، کلرهگزیدین 1 و 2 درصد و ترکیب بربرین–کلرهگزیدین تفاوت معناداری مشاهده نشد. اگرچه بربرین بهتنهایی (2 میلیگرم بر میلیلیتر) فعالیت ضدمیکروبی اندکی کمتر نشان داد، اما ترکیب آن با کلرهگزیدین نتایجی مشابه هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد ایجاد کرد. در مطالعه حاضر نیز بربرین فعالیت ضدباکتریایی مشابهی با هیپوکلریت سدیم نشان داد که ممکن است ناشی از تفاوت در مدلهای بیوفیلم مورد استفاده باشد.
یافتههای مشابهی توسط Donyavi و همکاران (40) ، گزارش شد. آنان اثربخشی بربرین را بهعنوان محلول شستشوی داخل کانال علیه سه میکروارگانیسم اصلی مرتبط با عفونتهای پایدار اندودنتیک بررسی کردند. نتایج نشان داد که بین بربرین، هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد و کلرهگزیدین 2 درصد از نظر کاهش بار باکتریایی تفاوت معناداری وجود ندارد. این یافته بیانگر آن است که بربرین میتواند بهعنوان یک جایگزین مناسب برای محلولهای شستشوی داخل کانال مطرح شود.
در مطالعه حاضر، در برخی نمونهها پس از شستشو با هیپوکلریت سدیم 25/5 درصد، حذف کامل کلنیهای E. faecalis مشاهده شد. این موضوع ممکن است به استفاده از غلظت بالاتر هیپوکلریت سدیم نسبت به برخی مطالعات دیگر مرتبط باشد؛ زیرا غلظت 25/5 درصد بهطور گسترده بهعنوان مؤثرترین و رایجترین غلظت مورد استفاده در ضدعفونی کانال ریشه شناخته میشود.(41)
نتیجه گیری
این مطالعه آزمایشگاهی نشان داد که تمامی محلولهای شستشوی مورد بررسی شامل هیپوکلریت سدیم (NaOCl)، کلرهگزیدین ، کورکومین و بربرین در مقایسه با سرم فیزیولوژی موجب کاهش معنادار تعداد کلنیهای E. faecalis شدند. با این حال، بین چهار محلول شستشوی مورد مطالعه از نظر اثربخشی ضدباکتریایی تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد. بنابراین، کورکومین و بربرین در شرایط مطالعه حاضر، فعالیت ضدباکتریایی قابل مقایسهای با هیپوکلریت سدیم و کلرهگزیدین نشان دادند. اما نسبت به یکدیگر تفاوت معنی داری نداشتند. با این حال، انجام مطالعات بیشتر برای بررسی زیستسازگاری، سمیت سلولی و کارایی بالینی این ترکیبات ضروری است.
تشکر و قدردانی
این پژوهش با کد اخلاق IR.IAU.KHUISF.REC.1401.339 و کد پایان نامه 17582824707771861012162616771 در دانشکده ی دندانپزشکی دانشگاه آزاد اصفهان به تصویب رسید. بدین وسیله از تمام کسانی که در انجام این پژوهش ما را یاری رساندند، سپاسگزاری میکنیم.
تضاد منافع
تمامی نویسندگان اظهار می دارند که هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با انجام این پژوهش وجود ندارد.