مقدمه
درد یکی از شایعترین تجارب حسی در زندگی انسان است که میتواند تأثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی و سلامت روان افراد داشته باشد. در حوزه دندانپزشکی، درد و اضطراب همواره از چالشهای اساسی در ارائه خدمات به بیماران محسوب میشوند.(1) اهمیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که بیماران کودک در معرض اقدامات دندانپزشکی قرار میگیرند. مطالعات نشان میدهند که تجربیات منفی دوران کودکی در محیط دندانپزشکی میتواند تأثیرات بلندمدتی بر نگرش و رفتار افراد نسبت به مراقبتهای دندانی در بزرگسالی داشته باشد.(2)
بر اساس شواهد علمی موجود، تزریق بیحسی موضعی در دندانپزشکی یکی از مهمترین منابع درد و اضطراب برای کودکان است. این تجربه ناخوشایند میتواند منجر به ایجاد ترس و اجتناب از مراجعات دندانپزشکی در آینده شود و در نهایت بر سلامت دهان و دندان کودکان تأثیر منفی بگذارد. بنابراین، یافتن روشهای مؤثر برای کاهش درد و اضطراب در حین تزریق بیحسی موضعی از اهمیت بالینی و بهداشتی قابل توجهی برخوردار است.(3)
در سالهای اخیر، استفاده از روشهای غیردارویی مکمل برای مدیریت درد توجه فزایندهای را به خود جلب کرده است. یکی از این روشهای نوین که در حوزه سلامت مورد توجه قرار گرفته، آروماتراپی یا رایحهدرمانی است. آروماتراپی به عنوان یک روش درمانی مکمل، از اسانسهای گیاهی و روغنهای معطر برای بهبود سلامت جسمی و روانی استفاده میکند.(4)
درد پدیدهای پیچیده و چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل فیزیولوژیکی، روانی و اجتماعی قرار دارد. در کودکان، ادراک و بیان درد با بزرگسالان متفاوت است و عوامل متعددی مانند سن، تجربیات قبلی، وضعیت هیجانی و محیط درمانی بر میزان درک و واکنش به درد تأثیرگذار هستند. مطالعات نشان میدهند که حدود ۶۰ درصد کودکان در حین مراجعات دندانپزشکی، اضطراب را تجربه می کنند، که این اضطراب میتواند آستانه تحمل درد را کاهش دهد.(5)
در دندانپزشکی کودکان، استفاده از بیحسکنندههای موضعی به ویژه برای انجام اقداماتی مانند ترمیم، کشیدن دندان یا درمانهای ریشه ضروری است. با این حال، خود فرآیند تزریق بیحسی میتواند تجربهای دردناک و استرسزا باشد. مطالعات نشان دادهاند که حدود ۶۰ تا ۸۰ درصد کودکان، درد مرتبط با تزریق را به عنوان بدترین بخش مراجعه دندانپزشکی گزارش میکنند.(6)
روشهای متنوعی برای کاهش درد و اضطراب کودکان در دندانپزشکی مورد استفاده قرار میگیرند. این روشها شامل استفاده از ژلهای بیحسکننده موضعی قبل از تزریق، تکنیکهای حواسپرتی، روشهای رفتاری مانند گفتگو-نشان دادن-انجام دادن و در موارد شدیدتر، استفاده از داروهای آرامبخش یا بیهوشی عمومی است. با وجود اثربخشی نسبی این روشها، هر یک دارای محدودیتها و عوارض جانبی خاص خود هستند.(7)
استفاده از روشهای دارویی میتواند با عوارض جانبی همراه باشد و در برخی موارد نیاز به نظارت دقیق دارد.از سوی دیگر، روشهای رفتاری نیز به زمان، مهارت و همکاری کودک نیاز دارند که همواره امکانپذیر نیست. بنابراین، جستجو برای روشهایی که ایمن، مقرونبهصرفه، آسان در استفاده و فاقد عوارض جانبی باشند، همچنان ادامه دارد.(8)
آروماتراپی به معنای استفاده از اسانسهای معطر گیاهی برای ارتقای سلامتی است. این روش درمانی ریشه در طب سنتی دارد و هزاران سال است که در فرهنگهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. در دهههای اخیر، شواهد علمی فزایندهای در حمایت از اثرات درمانی آروماتراپی در حوزههای مختلف پزشکی جمعآوری شده است.(9)
مکانیسم اثر آروماتراپی پیچیده و چندوجهی است. زمانی که مولکولهای معطر به سیستم حسی بویایی وارد میشوند، پیامهای عصبی به سیستم لیمبیک مغز که مسئول تنظیم احساسات، حافظه و پاسخهای فیزیولوژیکی است، ارسال میشود. این فرآیند میتواند منجر به تغییرات عصبی-شیمیایی در مغز شود که بر ادراک درد، اضطراب و خلق و خو تأثیر میگذارد.(10) مطالعات نشان دادهاند که برخی اسانسهای گیاهی میتوانند باعث آزادسازی نوروترانسمیترهایی مانند سروتونین و اندورفین شوند که نقش مهمی در تنظیم درد و احساس آرامش دارند.(11)
گلاب، محصول تقطیر گلهای رز است و در طب سنتی ایرانی و اسلامی جایگاه ویژهای دارد. این ماده طبیعی دارای ترکیبات فعال متعددی از جمله سیترونلول، ژرانیول، نرول و فنیل اتانول است که مسئول خواص درمانی و رایحه مطبوع آن هستند. مطالعات فیتوشیمیایی نشان دادهاند که گلاب دارای خواص ضدالتهابی، آنتیاکسیدانی، ضدمیکروبی و آرامبخش است.(12)
با توجه به شیوع بالای ترس و اضطراب دندانپزشکی در کودکان و تأثیرات منفی آن بر سلامت دهان و دندان، یافتن روشهای مؤثر، ایمن و قابل قبول برای کاهش درد و اضطراب در این گروه سنی از اولویتهای مهم دندانپزشکی کودکان است. گلاب به عنوان یک ماده طبیعی، در دسترس و مورد قبول فرهنگی در ایران، میتواند گزینه مناسبی برای این منظور باشد.(8)
اگرچه مطالعات متعددی اثربخشی آروماتراپی را در کاهش درد و اضطراب در حوزههای مختلف پزشکی نشان دادهاند، اما پژوهشهای محدودی به بررسی کاربرد آن در دندانپزشکی کودکان پرداختهاند. همچنین، مطالعات خاص در مورد استفاده از گلاب برای کاهش درد تزریق بیحسی موضعی در کودکان بسیار محدود است. این خلأ تحقیقاتی، ضرورت انجام پژوهش حاضر را دوچندان میکند.(13)
علاوه بر این، با توجه به روند رو به رشد استفاده از طب مکمل و جایگزین در جهان و تأکید سازمان بهداشت جهانی بر ادغام روشهای سنتی ایمن و مؤثر در سیستمهای مراقبت سلامت، بررسی علمی اثربخشی گلاب در کاهش درد کودکان میتواند گامی مهم در راستای توسعه روشهای مکمل در دندانپزشکی باشد.(14)
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر آروماتراپی با گلاب بر میزان درد کودکان ۶ تا ۱۲ ساله در حین تزریق بلاک بیحسی در فک پایین است. اهداف فرعی شامل ارزیابی میزان اضطراب کودکان قبل و بعد از مداخله، بررسی رضایت والدین از روش مورد استفاده و مقایسه اثربخشی این روش با روشهای متداول کاهش درد در دندانپزشکی کودکان میباشد.
انتظار میرود یافتههای این پژوهش بتواند شواهد علمی معتبری در خصوص کاربرد بالینی آروماتراپی با گلاب در دندانپزشکی کودکان فراهم آورد و در صورت اثبات اثربخشی، این روش بتواند به عنوان یک مداخله مکمل، ایمن و مقرونبهصرفه در کنار روشهای متداول مدیریت درد مورد استفاده قرار گیرد. این امر میتواند به بهبود تجربه کودکان از مراجعات دندانپزشکی، کاهش اضطراب و ترس آنها و در نهایت ارتقای سلامت دهان و دندان این گروه آسیبپذیر کمک نماید.
مواد و روشها
این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفیشده متقاطع (randomized crossover clinical trial) در بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد طی سال 1403 انجام شد. پژوهش با کد اخلاق IR.MUMS.DENTISTRY.REC.1403.053 در تاریخ 26/12/1402 تصویب و ثبت گردید.
جامعه آماری شامل کودکان 9 تا 12 ساله مراجعهکننده به بخش کودکان بود که نیازمند خارجسازی دندانهای مولر شیری در دو سمت فک پایین بودند. معیارهای ورود شامل سن 9-12 سال، عدم ابتلا به بیماریهای سیستمیک، عدم مصرف داروهای آرامبخش یا ضددرد در 24 ساعت قبل، نداشتن سابقه آلرژی به گلاب یا مواد بیحسی، قرار داشتن در گروه 3 یا 4 مقیاس رفتاری فرانکل (همکاری مناسب)، عدم تجربه قبلی تزریق در ناحیه دندانپزشکی و سلامت حس بویایی بود. معیارهای خروج عبارت بودند از عدم همکاری حین انجام مطالعه، وجود علائم سرماخوردگی یا مشکلات تنفسی، بروز واکنش آلرژیک و انصراف کودک یا والدین.
حجم نمونه بر اساس مطالعه Jafarzadeh و همکاران(15)، با در نظر گرفتن α=0.05، β=0.2 توان آزمون 80%، اندازه اثر ۵۴/۰ و تفاوت میانگین ضربان قلب ۳/۱۲±۷۶/۶، معادل 23 نفر محاسبه شد. پس از کسب رضایت آگاهانه از والدین، 23 کودک وارد مطالعه شدند.
شرکتکنندگان با استفاده از روش بلوکبندی تصادفی و سایت www.random.org به دو گروه (۱۲ A (n=و گروه (۱۱B (n= تخصیص یافتند. از آنجا که حجم نمونهی نهایی (۲۳ نفر) عددی فرد بود، تخصیص تصادفی بلوکبندیشده به ۱۲ کودک در گروه A و ۱۱ کودک در گروه B منجر شد؛ هیچ شرکتکنندهای پس از تخصیص، از مطالعه خارج یا حذف نشد. در گروه A، کودکان در جلسه اول، آروماتراپی با افشره گل محمدی و در جلسه دوم آب مقطر (کنترل) دریافت کردند، در حالی که در گروه B ترتیب معکوس بود. توالی تصادفی در پاکتهای مهر و موم شده نگهداری شد. همچنین سمت درمان (راست یا چپ) به صورت تصادفی تعیین و در جلسه دوم سمت مقابل درمان گردید. فاصله یک هفتهای بین دو جلسه به عنوان دوره wash-out در نظر گرفته شد. تحلیلگر آماری از گروهبندی بیاطلاع بود.
گل محمدی (Rosa damascena) از عطاریهای معتبر شهر، تهیه و پس از شناسایی در هرباریوم دانشکده کشاورزی و دریافت کد، به دانشکده طب سنتی مشهد ارسال شد. اسانس روغنی با روش تقطیر آبی (hydro distillation) و دستگاه Clevenger استخراج، سپس بر روی سولفات سدیم بدون آب خشک و در دمای 4 درجه سانتیگراد نگهداری شد. از 100 گرم گل خشک، ۴/۰ سیسی روغن بدست آمد. برای تهیه محلول نهایی، 2 سیسی اسانس (از 500 گرم گل) در 60 سیسی حلال هیدروالکلیک (اتانول/آب: 70/30) حل و سپس تا 100 سیسی پروپیلن گلایکول افزوده شد.
ضربان قلب ، با استفاده از دستگاه پالس اکسیمتر به عنوان شاخص فیزیولوژیک اضطراب در چهار نقطه زمانی (H1-H4) اندازهگیری شد. این روش غیرتهاجمی، دقیق و قابل اعتماد است و امکان پایش مداوم علائم حیاتی را فراهم میکند. در تمام طول جلسه، دستگاه پالساکسیمتر بهصورت پیوسته به انگشت کودک متصل بود و ضربان قلب را بهجای شمارش دستی و یکبارهی نبض، بهشکل مقدار پیوسته و لحظهای نمایش میداد؛ عددی که این دستگاه نشان میدهد خود میانگینی است که بهصورت خودکار طی چند ثانیه محاسبه و بهروزرسانی میشود. در هر یک از چهار نقطهی زمانی، مقدار پایدار نمایشدادهشده توسط دستگاه ثبت و میانگین ضربان قلب در آن لحظه تعیین گردید. بهرهگیری از این پایش پیوسته بهجای شمارش دستی یکباره، خطای اندازهگیری را کاهش میدهد و ثبت مقداری نمایندهتر از ضربان قلب کودک در هر مرحله را ممکن میسازد.
مقیاس Wong-Baker FACES (WBS) برای ارزیابی درد ذهنی استفاده شد. این مقیاس خودگزارشی شامل شش تصویر چهره با نمرهگذاری 0 تا 10 است که طیفی از "بدون درد" تا "بدترین درد ممکن" را نشان میدهد (شکل 1). روایی و پایایی این مقیاس در مطالعات متعدد تایید شده است.(13, 16, 17) (شکل ۱)

شکل ۱: مقیاس ارزیابی درد Wong-Baker FACES (WBS)(18)
در هر جلسه درمانی، ابتدا دستگاه پالس اکسیمتر به انگشت کودک متصل وضربان قلب پایه (H1) 5 دقیقه قبل از شروع درمان ثبت گردید. در گروه مداخله، ناحیه اطراف دهان و لب با رول پنبه آغشته به افشره گل محمدی مرطوب شد (به منظور یکسان سازی، رول پنبه ای آغشته به۵ قطره گلاب مورد استفاده قرار گرفت)؛ در گروه کنترل از رول پنبه آغشته به آب مقطر استفاده شد. همزمان با اعمال رول پنبه، ضربان قلب ثبت گردید(H2). سپس با استفاده از تکنیکهای انحراف توجه، تزریق بیحسی بلاک عصب آلوئولار تحتانی طبق پروتکل استاندارد انجام و ضربان قلب حین تزریق ثبت شد(H3). بلافاصله پس از تزریق، مقیاس Wong-Baker FACES در اختیار کودک قرار گرفت و امتیاز درد ثبت گردید. پنج دقیقه پس از تزریق، ضربان قلب نهایی اندازهگیری شد(H4).
دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شدند. نرمال بودن توزیع دادهها با آزمون شاپیرو-ویلک بررسی شد. برای مقایسه ضربان قلب بین دو مداخله از آزمون t زوجی و برای مقایسه امتیاز WBS از آزمون ویلکاکسون علامتدار استفاده شد. اثر انتقالی (carry-over effect) و اثر دورهای (period effect) با استفاده از آزمونهای t مستقل و منویتنی ارزیابی شدند. همبستگی بین متغیرها با ضریب اسپیرمن سنجیده شد. سطح معنیداری ۰۵/۰ p < در نظر گرفته شد. فاصله اطمینان 95% برای تمام تخمینها محاسبه گردید. تحلیل طرح متقاطع دوبهدو با روش استاندارد دو نمونهای (Hills–Armitage/Grizzle) در نرمافزار SPSS انجام شد؛ از آنجا که SPSS ماژول اختصاصی تحلیل متقاطع ندارد، اثر درمان، اثر انتقالی و اثر دوره از طریق مقایسهی مجموع و تفاضل اندازهگیریهای درونفردی دو دوره (با آزمون تی مستقل و معادل ناپارامتری منویتنی در منویCompare Means) برآورد گردید.
یافته ها
ویژگیهای جمعیتشناختی
در این مطالعه، 23 کودک با میانگین سنی ۵۹/۰± ۴۳/۹ سال (دامنه: 9-11 سال) شرکت کردند که شامل 16 دختر (۶/۶۹%) و 7 پسر (۴/۳۰%) بودند. شرکتکنندگان به صورت تصادفی به دو گروه تخصیص یافتند: گروه A (۱۲(n= که ابتدا آروماتراپی و سپس کنترل و گروه B (۱۱ (n= که ابتدا کنترل و سپس آروماتراپی دریافت کردند. نتایج آزمونهای همگنی نشان داد که دو گروه از نظر سن (Mann-Whitney U: P=0.566) و جنس(۱۹۳/۰ (Fisher's Exact: P= تفاوت معناداری نداشتند. تمامی شرکتکنندگان هر دو مرحله مطالعه را تکمیل کردند و هیچ موردی از ریزش نمونه گزارش نشد.
ضربان قلب به عنوان شاخص فیزیولوژیک اضطراب در چهار نقطه زمانی اندازهگیری شد:H1خط پایه، 5 دقیقه قبل از شروع، H2 حین اعمال رول پنبه،H3 حین تزریق بیحسی و H4 ۵ دقیقه پس از تزریق.
مقایسه میانگین ضربان قلب در مراحل مختلف نشان داد که تنها در مرحله حین تزریق بیحسی(H3) اختلاف آماری معنیداری بین دو جلسه مشاهده شد (۰۴۵/۰.(p= با این حال، با در نظر گرفتن تغییرات ضربان قلب نسبت به مقدار پایه ΔH3-H1، این اختلاف از نظر آماری معنیدار نبود (۱۰۳/۰. (p= بنابراین، افزایش مشاهدهشده در ضربان قلب را نمیتوان به اثر مداخله آروماتراپی نسبت داد (جدول 1 و نمودار 1).
بهمنظور بررسی تفصیلی روند تغییرات ضربان قلب و امتیاز درد در طول جلسات مطالعه، آمارههای توصیفی این متغیرها به تفکیک گروه تخصیص (A و B) و نوع مداخله دریافتی (آروماتراپی/کنترل) در جدول ۲ ارائه شده است. بر اساس این جدول، بالاترین میانگین ضربان قلب حین تزریق (H3) مربوط به گروه B در جلسه دریافت آروماتراپی (58/36±21/98ضربه در دقیقه) و کمترین میانگین ضربان قلب مربوط به گروه A در جلسه دریافت آروماتراپی (85/64±16/86) بود. بهطور کلی، الگوی تغییرات ضربان قلب در چهار نقطه زمانی در هر دو گروه و هر دو نوع مداخله مشابه بود و روند نظاممندی از افزایش یا کاهش وابسته به ترتیب دریافت مداخله مشاهده نشد. (نمودار۲)
بر اساس نتایج جدول ۳، اثر درمان برای هیچیک از متغیرهای مورد بررسی از نظر آماری معنیدار نبود(۰۵/۰p> ). همچنین، اثر انتقالی و اثر دورهای نیز در هیچیک از متغیرها معنیدار نبود که بیانگر مناسب بودن طراحی متقاطع، کافی بودن دوره شستشو (Wash-out) و عدم تأثیر ترتیب دریافت مداخله بر نتایج مطالعه است.
اثر درمان، اثر انتقالی و اثر دوره با روش استاندارد طرح متقاطع دوبهدو (Hills–Armitage/Grizzle) برآورد شدهاند. اثر متغیرهای زمینهای نیز در همین چارچوب بررسی شد: جنس بر تغییر امتیاز درد (621/0 p=) و بر تغییرات ضربان قلب (883/0 p=) و نیز سن (به ترتیب با تغییر امتیاز درد و تغییرات ضربان قلب: 473/0 p= و 685/0 p=) اثر معناداری نداشتند.
اعتبارسنجی طراحی متقاطع
برای ارزیابی اعتبار طراحی متقاطع، اثر انتقالی (Carry-over effect) و اثر دورهای (Period effect) بررسی شد. نتایج نشان داد که اثر انتقالی برای متغیر تغییرات ضربان قلب از H۱ تا H۳ (ΔH3-H1) با مقدار۶۰/۰ t=و۵۵۸/۰ P= و همچنین برای امتیاز درد (WBS) با مقدار۰۹۸/۰Z= و 851/0 p= از نظر آماری معنیدار نبود. بنابراین، شواهدی مبنی بر باقی ماندن اثر مداخله جلسه اول در جلسه دوم مشاهده نشد و فاصله یکهفتهای بین دو جلسه برای حذف اثرات احتمالی مداخله قبلی کافی بود. همچنین، اثر دورهای نیز برای تغییرات ضربان قلب از H1 تا H3 070/0 p=و امتیاز درد (WBS) 883/0 p= معنیدار نبود. این یافتهها نشان میدهد که ترتیب دریافت مداخلات تأثیر معنیداری بر نتایج مطالعه نداشته است (جدول۳).
ارزیابی میزان درد بر اساس مقیاس Wong-Baker FACES
میزان درد ذهنی کودکان بلافاصله پس از تزریق بیحسی با استفاده از مقیاس Wong-Baker FACES Scale (WBS) سنجیده شد. میانگین امتیاز درد در گروه آروماتراپی 78/2± 45/2 و در گروه کنترل ۵۲/۲ ± ۲۱/۲ بود. آزمون ویلکاکسون علامتدار نشان داد که تفاوت معنیداری بین دو گروه وجود نداشت. اختلاف میانگین 26/0+ با فاصله اطمینان 95% برابر (۹۴/۰-۴۶/۱) بود که شامل صفر میشود (نمودار 3).
همبستگی بین شاخصهای درد و اضطراب
تحلیل همبستگی اسپیرمن برای بررسی ارتباط بین پاسخهای فیزیولوژیک (تغییرات ضربان قلب) و ذهنی (امتیاز درد) انجام شد. نتایج نشان داد که در گروه آروماتراپی همبستگی مثبت متوسطی بین امتیاز WBS و ΔH3-H1 وجود دارد (051/0, p=412/0rs=) که در مرز معنیداری قرار دارد. همچنین همبستگی قوی بین امتیازهای WBS در دو جلسه مشاهده شد (001/0, p<687/0rs=) که نشاندهنده ثبات درونفردی در پاسخ به درد و تأیید پایایی مقیاس است (نمودار 4).
|
جدول1. مقایسه میانگین ضربان قلب و تغییرات آن بین دو مداخله
*Paired t-test
نمودار۱. مقایسه میانگین ضربان قلب در مراحل مختلف بین دو گروه آروماتراپی و کنترل |
تحلیلهای زیرگروهی بهمنظور بررسی تأثیر جنس و سن بر پاسخ به مداخله انجام شد. نتایج نشان داد که میزان تغییر امتیاز درد WBS و تغییرات ضربان قلب ΔH3-H1 بین دختران و پسران تفاوت آماری معنیداری نداشت بهترتیب(621/0p= و883/0 p= )همچنین، بین سن کودکان و میزان تغییر امتیاز درد( 473/0 p=، 156/0-( r=و نیز تغییرات ضربان قلب( 089/0-r=، 685/0- p= )همبستگی آماری معنیداری مشاهده نشد. این یافتهها نشان میدهد که در مطالعه حاضر، پاسخ به آروماتراپی تحت تأثیر سن یا جنس قرار نگرفت.
جدول2. آمارههای توصیفی ضربان قلب (در دقیقه) و امتیاز درد Wong-Baker FACES (میانگین ± انحراف معیار) به تفکیک گروه و دوره (جلسه)
|
گروه |
دوره (جلسه) |
تعداد |
ضربان قلب H1 |
ضربان قلب H2 |
ضربان قلب H3 |
ضربان قلب H4 |
امتیاز درد WBS |
|
A |
آروماتراپی |
12 |
37/58±11/86 |
51/75±10/88 |
70/17±11/90 |
87/58±10/92 |
17/17±2/2 |
|
A |
کنترل |
12 |
48/33±13/90 |
41/67±14/92 |
02/00±12/92 |
39/83±14/90 |
46/67±2/2 |
|
B |
آروماتراپی |
11 |
16/45±20/92 |
56/45±17/91 |
58/36±21/98 |
60/27±18/94 |
70/45±2/3 |
|
B |
کنترل |
11 |
81/55±16/86 |
54/36±16/88 |
85/64±16/86 |
56/36±15/91 |
96/36±1/2 |
جدول3. برآورد اثر درمان بر تغییرات ضربان قلب و امتیاز درد (WBS)، همراه با اثر انتقالی و اثر دورهای در طراحی متقاطع
|
پیامد |
اثر انتقالی (P) |
اثر دوره (P) |
اثر درمان (میانگین ± خطای استاندارد) |
فاصله اطمینان ۹۵٪ اثر درمان |
اثر درمان (P) |
|
ΔH2−H1 (ضربان قلب) |
996/0 |
279/0 |
13/2 ± 43/1− |
(99/2 , 86/5−) |
508/0 |
|
ΔH3−H1 (ضربان قلب) |
558/0 |
070/0 |
29/2 ± 78/3+ |
(53/8 , 96/0−) |
113/0 |
|
ΔH4−H1 (ضربان قلب) |
785/0 |
061/0 |
44/2 ± 43/1+ |
(50/6 , 63/3−) |
563/0 |
|
امتیاز درد (WBS) |
922/0 |
883/0 |
26/0+ |
(46/1 , 94/0−) |
851/0 |

نمودار2. تغییرات ضربان قلب نسبت به خط پایه در دو گروه مداخله

نمودار۳. مقایسه امتیاز درد بر اساس مقیاس Wong-Baker FACES بین دو گروه
|
نمودار۴. همبستگی بین امتیاز درد ذهنی (WBS) و تغییرات فیزیولوژیک ضربان قلب (ΔH3-H1) در گروه آروماتراپی |
در مجموع، نتایج این مطالعه نشان داد که آروماتراپی با افشره گل محمدی در مقایسه با گروه کنترل، تأثیر معنیدار و بالینی قابل توجهی بر کاهش درد و اضطراب کودکان حین تزریق بیحسی بلاک آلوئولار تحتانی نداشت.
بحث
این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آروماتراپی با افشره گل محمدی بر میزان درد و اضطراب کودکان حین تزریق بیحسی موضعی بلاک آلوئولار تحتانی انجام شد. یافتههای اصلی نشان داد که تفاوت معناداری در میزان درد ذهنی بر اساس مقیاس Wong-Baker FACES و همچنین در شاخصهای فیزیولوژیک اضطراب شامل ضربان قلب بین جلسات آروماتراپی و کنترل وجود نداشت. این نتایج با بخش قابل توجهی از مطالعات پیشین در زمینه کاربرد آروماتراپی در محیط دندانپزشکی کودکان مغایرت دارد که نیازمند تحلیل دقیقتری از عوامل مؤثر بر این تفاوتهاست.
Soniو همکاران(19) ، در مطالعه خود روی کودکان در محیط دندانپزشکی، کاهش معناداری در سطح اضطراب با استفاده از آروماتراپی لاوندر گزارش کردند. آنها از روش استنشاقی برای اعمال آروماتراپی استفاده کردند و اضطراب را با مقیاس تصویری و فشار خون سیستولیک ارزیابی نمودند. تفاوت اساسی این مطالعه با پژوهش حاضر در نوع اسانس مورد استفاده نهفته است. لاوندر حاوی ترکیبات لینالول و لینالیل استات است که دارای خواص آرامبخشی قویتری نسبت به ترکیبات موجود در گلاب میباشند و از طریق تأثیر بر گیرندههای GABA[1] در سیستم عصبی مرکزی عمل میکنند. در مطالعه حاضر، گلاب حاوی سیترونلول، ژرانیول و فنیل اتانول بود که ساختار مولکولی متفاوتی دارد و احتمالاً افینیتی کمتری نسبت به گیرندههای عصبی مرتبط با کاهش اضطراب دارد. همچنین Soni و همکاران(19) ، از حجم نمونه بزرگتری استفاده کرد که قدرت آماری بیشتری را فراهم میکند.
Arslan و همکاران(20) ، نیز کاهش معنادار اضطراب را در کودکان تحت آروماتراپی با اسانس لاوندر گزارش کردند. در مطالعه آنها، صد و بیست و شش کودک در گروه سنی شش تا دوازده سال شرکت داشتند و آروماتراپی از طریق استنشاق مستقیم روغن خالص اسطوخودوس (لاوندر) و بهمدت سه دقیقه، پیش از انجام درمان دندانپزشکی صورت گرفت. این استنشاق پیش از درمان به ترکیبات فرار اسانس اجازه میدهد تا از طریق سیستم بویایی جذب شده و به سیستم لیمبیک منتقل شوند و تغییرات نوروشیمیایی لازم برای کاهش اضطراب را ایجاد کنند. در مقابل، در مطالعه حاضر آروماتراپی همزمان با تزریق بیحسی موضعی اعمال شد که احتمالاً زمان کافی برای ایجاد این تغییرات فراهم نکرده است. این تفاوت در زمانبندی میتواند یکی از دلایل اصلی عدم مشاهده اثر معنادار در پژوهش حاضر باشد Arslan و همکاران(20) ، همچنین اشاره کرد که استنشاق روغن لاوندر با تأثیر بر سیستم عصبی پاراسمپاتیک موجب کاهش ضربان قلب و فشار خون میشود، اما این اثرات نیاز به زمان کافی برای ظهور دارند.
Jafarzadeh و همکاران(15)، در دو مطالعه مجزا با اسانسهای یاسمن و پرتقال، کاهش معناداری در شاخصهای فیزیولوژیک استرس شامل ضربان قلب، فشار خون و کورتیزول بزاقی گزارش کردند. در مطالعه با اسانس یاسمن، آنها از دستگاه مخصوص پخش اسانس استفاده کردند که میتواند غلظت یکنواختتری از اسانس را در هوا پخش کند. اسانس یاسمن حاوی ترکیباتی مانند بنزیل استات و لینالول است که خواص آرامبخشی قوی دارند و میتوانند با تأثیر بر گیرندههای GABA در مغز اثرات آرامبخشی ایجاد کنند. اسانس پرتقال حاوی د-لیمونن است که خواص آرامبخشی دارد. استفاده از شاخص بیوشیمیایی مانند کورتیزول بزاقی در کنار شاخصهای فیزیولوژیک، ارزیابی جامعتری از سطح استرس فراهم میکند، که در مطالعه حاضر فقط از ضربان قلب به عنوان شاخص اضطراب استفاده شد و این محدودیت میتواند بر حساسیت ارزیابی تأثیر گذاشته باشد.
Nirmalaو Kamatham(21)،کاهش قابل توجه درد در کودکان در حین تزریق بیحسی موضعی با آروماتراپی لاوندر را گزارش کردند. آنها از دو مقیاس Wong-Baker FACES و SEM[2] برای ارزیابی درد استفاده کردند که ترکیب ارزیابی ذهنی و عینی رفتار کودک را فراهم میکند و تصویر جامعتری از تجربه درد ارائه میدهد. در مطالعه آنها، آروماتراپی از طریق استنشاق (با اینهیلر یا نبولایزر) و بهصورت دو دقیقه استنشاق بههمراه یک دورهی القای پانزده دقیقهای پیش از تزریق بیحسی موضعی انجام شد که میتواند زمان کافی برای ایجاد اثرات ضددردی اسانس را فراهم کند. حجم نمونه نود کودک در مطالعه آنها بسیار بزرگتر از حجم نمونه در مطالعه حاضر بود که قدرت آماری بیشتری را برای تشخیص تفاوتهای معنادار فراهم میکند. تفاوتهای روششناختی از جمله استفاده از چندین مقیاس ارزیابی، حجم نمونه بزرگتر و زمانبندی متفاوت مداخله میتواند دلیل اصلی تفاوت در نتایج باشد.
Mittalو همکاران(22) ، در مطالعه خود بر روی بیماران بزرگسال مبتلا به پالپیت برگشتناپذیر، تأثیر آروماتراپی با اسانس لاوندر و گل رز را بر موفقیت بلاک عصب آلوئولار تحتانی و کاهش درد بررسی کردند. آنها دریافتند که آروماتراپی با گل رز تأثیر بیشتری بر کاهش درد دارد. گل رز حاوی ترکیباتی مانند سیترونلول، گرانیول و فنیل اتیل الکل است که خواص ضددردی دارند و میتوانند از طریق مهار آنزیمهای التهابی مانند سیکلواکسیژناز و لیپواکسیژناز موجب کاهش التهاب و درد شوند. در مطالعه آنها، آروماتراپی از طریق دیفیوزر اولتراسونیک و بهمدت حدود بیست دقیقه پیش از تزریق بیحسی موضعی (در محیط اتاق درمان) انجام شد و از مقیاس آنالوگ بصری برای ارزیابی درد استفاده شد. تفاوت اساسی این مطالعه با پژوهش حاضر در جمعیت مورد مطالعه است، زیرا Mittal بر روی بیماران بزرگسال با شرایط پاتولوژیک موثر بود، در حالی که مطالعه حاضر بر روی کودکان سالم انجام شد. پاسخ به درد و تأثیرپذیری از آروماتراپی میتواند در کودکان و بزرگسالان و همچنین در شرایط سلامت و بیماری متفاوت باشد.
Haze و همکاران(23) ، در مطالعه خود روی بزرگسالان سالم دریافتند که تمام اسانسها تأثیر یکسانی بر فعالیت سمپاتیک و پارامترهای فیزیولوژیک مانند ضربان قلب ندارند. برخی از اسانسها مانند روغن لاوندر و رزماری موجب کاهش فعالیت سمپاتیک و در نتیجه کاهش ضربان قلب شدند، در حالی که برخی دیگر تأثیر قابل توجهی نداشتند. آنها پیشنهاد کردند که تأثیر اسانسها بر فعالیت سمپاتیک به ترکیبات شیمیایی آنها بستگی دارد و اسانسهایی که حاوی ترکیبات مونوترپنی مانند لینالول و لینالیل استات هستند، اثرات آرامبخشی بیشتری دارند. این یافته میتواند توضیحدهنده عدم اثربخشی گلاب در مطالعه حاضر باشد، زیرا گلاب احتمالاً غلظت کافی از این ترکیبات خاص را نداشته و در نتیجه تأثیر قابل توجهی بر فعالیت سمپاتیک و ضربان قلب نداشته است.
Silva وFerro(24) ، در مقاله مروری خود چندین دلیل را برای تفاوت در نتایج مطالعات مختلف آروماتراپی ذکر کردند، که میتواند به توضیح تفاوتهای مشاهده شده بین مطالعه حاضر و مطالعات قبلی کمک کند. آنها اشاره کردند که ترکیبات شیمیایی اسانسهای مختلف بسیار متنوع است و حتی در یک نوع اسانس نیز، بسته به منشأ جغرافیایی، شرایط آب و هوایی و روش استخراج، ترکیبات میتوانند متفاوت باشند. این تنوع میتواند منجر به تأثیرات متفاوت شود و گلاب استفاده شده در مطالعه حاضر ممکن است غلظت کافی از ترکیبات فعال را نداشته باشد. آنها همچنین بیان کردند که روش استفاده از آروماتراپی بر تأثیرات آن مؤثر است و روش استنشاقی میتواند تأثیر سریعتری بر سیستم عصبی مرکزی داشته باشد، در حالی که روش موضعی استفاده شده در مطالعه حاضر ممکن است تأثیر کمتری داشته باشد. Silva وFerro(24) ،تأکید کردند که زمانبندی استفاده از آروماتراپی نسبت به انجام اقدامات درمانی بسیار مهم است و پیشنهاد دادند که آروماتراپی باید حداقل ده تا پانزده دقیقه قبل از اقدام استرسزا انجام شود تا اثربخشی کافی داشته باشد. در مطالعه حاضر، آروماتراپی همزمان با تزریق بیحسی موضعی انجام شد که احتمالاً زمان کافی برای اثرگذاری را فراهم نکرده است. آنها همچنین اشاره کردند که تفاوتهای فردی در سیستم بویایی، متابولیسم و پاسخهای عصبی میتواند منجر به پاسخهای متفاوت به آروماتراپی شود که این تفاوتها میتواند به ویژه در مطالعات با حجم نمونه کوچک تأثیرگذار باشد. عوامل روانی مانند تجربیات قبلی، انتظارات و تلقین نیز میتواند بر پاسخ به آروماتراپی تأثیرگذار باشد و این عوامل میتواند در کودکان نسبت به بزرگسالان متفاوت باشد.
مقایسهی نحوهی اعمال آروماتراپی در مطالعاتی که اثر معنادار گزارش کردهاند، تفاوت آنها را با مطالعهی حاضر روشن میسازد. در مطالعهیArslan و همکاران(20) ، روغن خالص لاوندر بهمدت سه دقیقه و پیش از مداخله مستقیماً استنشاق شد؛ در مطالعهی Nirmala وKamatham (21)، اسانس از طریق اینهیلر یا نبولایزر بهمدت دو دقیقه استنشاق و سپس یک دورهی القای پانزدهدقیقهای پیش از تزریق بهکار رفت؛ در مطالعهی Mittalو همکاران(22) ، اسانس لاوندر و گل رز از طریق دیفیوزر اولتراسونیک و حدود بیست دقیقه پیش از انجام بلاک در بیماران بزرگسال پخش شد. وجه مشترک این مطالعات، استفاده از مسیر استنشاقی و وجود یک فاصلهی زمانی (سه تا بیست دقیقه) میان اعمال آروماتراپی و انجام اقدام دردناک است. در مقابل، در مطالعهی حاضر گلاب، که فرآوردهی تقطیر آبی (هیدروسول) و رقیقتر از اسانس روغنی غلیظ است ، از طریق رول پنبهی موضعی در ناحیهی اطراف دهان و همزمان با تزریق بهکار رفت و دورهی القای پیش از تزریق نداشت. این تفاوتها در شکل فرآورده (هیدروسول در برابر اسانس روغنی)، مسیر اعمال (موضعی در برابر استنشاقی) و زمانبندی (همزمان در برابر پیش از اقدام) میتواند بخش مهمی از تفاوت میان نتایج مطالعهی حاضر و مطالعات یادشده را توضیح دهد و مقایسهی مستقیم این مطالعات را محدود سازد.
بنابراین، عدم مشاهده تأثیر معنادار آروماتراپی با گلاب در این مطالعه میتواند ناشی از ترکیبی از عوامل باشد. نخست، تفاوت در ترکیب شیمیایی گلاب نسبت به اسانسهای مؤثر گزارش شده مانند لاوندر، یاسمن و پرتقال که دارای ترکیبات فعال قویتری هستند. دوم، زمانبندی اعمال آروماتراپی که در مطالعه حاضر همزمان با تزریق بود و زمان کافی برای جذب و اثرگذاری ترکیبات فرار را فراهم نکرد. سوم، روش اعمال موضعی با رول پنبه که احتمالاً غلظت کافی از اسانس را برای استنشاق فراهم نمیکند، در مقایسه با روشهای استنشاقی مستقیم یا استفاده از دیفیوزر. چهارم، حجم نمونه نسبتاً کوچک که ممکن است قدرت آماری کافی برای تشخیص تفاوتهای کوچک را فراهم نکرده باشد. پنجم، استفاده از تنها یک شاخص فیزیولوژیک برای سنجش اضطراب که ممکن است حساسیت کافی برای تشخیص تغییرات ظریف را نداشته باشد.
طراحی متقاطع استفاده شده در این مطالعه دارای مزایایی بود، اما میتواند چالشهایی نیز ایجاد کند. اگرچه تحلیلهای آماری نشان داد که اثر انتقالی و اثر دورهای معنادار نبودند و دوره wash-out یکهفتهای کافی بود، اما امکان اثرات باقیمانده روانی یا شناختی همچنان وجود دارد. کودکانی که در جلسه اول تجربه خاصی داشتند، ممکن است در جلسه دوم با انتظارات متفاوتی وارد شوند که میتواند بر پاسخهای آنها تأثیر بگذارد. بیشتر مطالعات مشابه از طراحی موازی استفاده کردهاند که از نگرانیهای مربوط به اثر انتقالی اجتناب میکند، اما نیاز به حجم نمونه بزرگتری دارد.
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که استفاده ساده از آروماتراپی بدون توجه به پارامترهای مهم مانند نوع اسانس، غلظت، مدت زمان و روش اعمال، احتمالاً نتایج مطلوبی نخواهد داشت، همچنین به عنوان نقطه ضعف مطالعه درباره ترجیح یا عدم ترجیح کودک نسبت به بوی گلاب پرسش یا ارزیابی انجام نشده است. تعمیم یافتههای مطالعات انجام شده با اسانسهای خاص به سایر اسانسها نادرست است، زیرا هر اسانس دارای پروفایل شیمیایی منحصر به فردی است و اثرات فارماکولوژیک متفاوتی دارد. آروماتراپی حتی در صورت اثربخشی نباید به عنوان تنها مداخله در نظر گرفته شود، بلکه باید بخشی از یک رویکرد چندوجهی در مدیریت اضطراب و درد کودکان باشد، که شامل تکنیکهای انحراف توجه، روشهای رفتاری و در صورت نیاز مداخلات دارویی میشود.
این پژوهش با وجود محدودیتهایی که داشت، دارای نقاط قوت قابل توجهی نیز بود. طراحی متقاطع امکان مقایسه هر فرد با خودش را فراهم کرد و تأثیر تفاوتهای فردی را کاهش داد. استفاده از دوره wash-out یکهفتهای و بررسی آماری اثرات انتقالی و دورهای، اعتبار داخلی مطالعه را تقویت کرد. سنجش ضربان قلب در چندین مرحله زمانی مختلف، امکان بررسی دقیقتر روند تغییرات فیزیولوژیک را فراهم ساخت و تصادفیسازی دقیق، احتمال سوگیری انتخاب را کاهش داد. استفاده از مقیاس استاندارد Wong-Baker FACES که مناسب گروه سنی مورد مطالعه است و روایی و پایایی آن تأیید شده، از دیگر نقاط قوت بود. با این حال، حجم نمونه نسبتاً کوچک، قدرت آماری کافی برای تشخیص تفاوتهای کوچک، اما بالینی معنادار را فراهم نکرد. استفاده از تنها یک روش اعمال آروماتراپی و یک شاخص فیزیولوژیک، برای سنجش اضطراب، عدم سنجش اضطراب پایه با ابزارهای استاندارد و کوتاه بودن مدت مواجهه با رایحه از محدودیتهای اساسی این مطالعه بود. همچنین عدم استفاده از شاخصهای بیوشیمیایی مانند کورتیزول بزاق و عدم ارزیابی رفتاری کودکان حین درمان، میتواند بر جامعیت یافتهها تأثیر گذاشته باشد.
برای مطالعات آینده پیشنهاد میشود از حجم نمونه بزرگتر استفاده شود تا قدرت آماری کافی برای تشخیص تفاوتهای کوچک، اما بالینی معنادار فراهم آید. بررسی غلظتهای مختلف اسانسها و مدت زمان متفاوت مواجهه با رایحه، میتواند به تعیین پروتکل بهینه کمک کند. استفاده از روشهای متنوع اعمال آروماتراپی، از جمله استنشاق مستقیم، استفاده از دیفیوزر یا ترکیب روشهای مختلف، میتواند اثربخشی بیشتری داشته باشد. ترکیب آروماتراپی با سایر روشهای کاهش اضطراب مانند موسیقیدرمانی، تکنیکهای تنفسی یا واقعیت مجازی نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. استفاده از شاخصهای متعدد برای سنجش اضطراب شامل کورتیزول بزاق، فشار خون، هدایت الکتریکی پوست و مقیاسهای روانشناختی استاندارد مانند CFSS-DS (CFSS-DS (Children’s Fear Survey Schedule – Dental Subscale) ) یا VPT (Venham Picture Test) میتواند ارزیابی جامعتری ارائه دهد. بررسی تأثیر سایر اسانسهای گیاهی به ویژه آنهایی که در مطالعات قبلی اثربخشی نشان دادهاند و مقایسه اثربخشی آنها با گلاب در گروههای سنی مختلف ضروری است. همچنین شناسایی عوامل فردی مؤثر بر پاسخ به آروماتراپی مانند جنس، سن، سابقه اضطراب، تجارب قبلی دندانپزشکی و حساسیت بویایی میتواند به شناسایی افرادی که بیشترین بهره را از این روش میبرند، کمک کند و امکان شخصیسازی مداخلات را فراهم آورد.
نتیجهگیری
آروماتراپی استنشاقی با افشره گل محمدی با روش و در مدت زمان استفاده شده در این مطالعه، تأثیر معناداری بر کاهش درد و اضطراب کودکان نه تا یازده ساله حین تزریق بیحسی موضعی بلاک عصب آلوئولار تحتانی نداشت. شاخصهای فیزیولوژیک اضطراب و مقیاس سنجش درد تفاوت آماری معناداری بین جلسات آروماتراپی و کنترل نشان ندادند. همچنین نباید انتظار داشت که آروماتراپی به تنهایی پاسخگوی نیازهای مدیریت اضطراب و درد کودکان باشد، بلکه باید به عنوان بخشی از یک رویکرد جامع و چندوجهی در کنار سایر روشهای رفتاری و در صورت لزوم دارویی مورد استفاده قرار گیرد. با وجود نتایج منفی این مطالعه، پتانسیل آروماتراپی در دندانپزشکی کودکان نباید به طور کامل رد شود و مطالعات آینده با طراحی بهتر، حجم نمونه بزرگتر و ارزیابیهای جامعتر میتوانند به شناخت بهتر کاربردهای بالینی این روش کمک کنند.
تشکر و قدردانی
این مقاله برگرفته از پایان نامه شماره ۳۶۳۵، مستخرج از طرح تحقیقاتی شماره ۴۰۲۰۶۴۵ می باشد که با پشتیبانی معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام گردیده است. به این وسیله، مراتب سپاس پژوهشگران ابراز میگردد.
تضاد منافع