Document Type : original article
Authors
1 Assistant Professor, Dept of Oral Medicine, School of Dentistry and Dental Research Center of Mashhad University of Medical Sciences, Mashhad, Iran
2 Postgraduate Student, Dept of Oral Medicine, Dental School, Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
لیکن پلان، بیماری پوستی مخاطی مزمن و نسبتاً شایع در میان سالگی است که 2-2/0 درصد جمعیت را مبتلا می سازد. مردان و زنان تقریباً به یک نسبت مبتلا می شوند. در مخاط دهان، ضایعات سفید، دوطرفه، گاهاً همراه با زخم را ایجاد می کند. شایعترین الگوی بالینی آن خطی است.(4-1) مطالعه در زمینه فراوانی و اشکال بالینی لیکن پلان دهانی، در ایران بسیار محدود انجام شده است. که از آن جمله می توان به مطالعه اسماعیلی و همکاران اشاره نمود که در آن بیماری در مردان و در دهه چهارم زندگی شایعتر بود و نوع هیپرتروفیک و کلاسیک بیشتر دیده شد و در میان ضایعات دهانی نوع رتیکولر شایعتر بود(5) و یا مطالعه دیگر توسط دکتر خلیلی و همکاران که در آن شایع ترین شکل بالینی ضایعه فرم زخمی و متوسط زمان حضور ضایعه 4/18 ماه، شایعترین مخاط درگیر باکال و پس از آن زبان و لثه گزارش شده بود. لکه سفید، خطوط ویکهام و اریتم مخاطی شایع ترین نمای بالینی ضایعه بودند.(6) بعضی نتایج این مطالعات با سایر مطالعات داخل یا خارج کشور متغایر می باشد، و به نظر می رسد یکسری تفاوتهای اپیدمیولوژیک بالینی در مناطق مختلف جغرافیائی وجود دارد که بسیار حائز اهمیت است، لذا با توجه به شیوع نسبتاً بالا بیماری و فقدان مطالعات وسیع و به خصوص مراجعه تعداد زیادی از مبتلایان لیکن پلان، به بخش بیماریهای دهان دانشکده دندانپزشکی مشهد، ما را برآن داشت تا جهت بررسی اپیدمیولوژیک و بالینی این بیماران، مطالعۀ 5 ساله را انجام دهیم.
مواد و روش ها
جهت اجرای این مطالعه توصیفی، پرونده های 420 بیمار مبتلا به لیکن پلان دهانی که طی سالهای 85-1380 به بخش بیماریهای دهان دانشکده دندانپزشکی مشهد مراجعه کرده بودند، تفکیک گردید. از آنجا که به لحاظ تشابه سایر شرایط بالینی مثل: لکوپلاکیا، لوپوس و ... گاهی، تشخیص لیکن پلان دهانی تنها بر اساس یافته های بالینی ممکن نمی باشد، در این مطالعه پرونده هائی بررسی شدند که در آن تشخیص لیکنپلان یا توسط یافته های اختصاصی بالینی (ضایعات رتیکولار دوطرفه سفید) و یا نماهای هیستولوژیک (شامل: هیپرکراتوز، نمای میعانی سلولهای بازال و ارتشاح موازی شکل سلولهای آماسی مزمن) انجام گرفته و تایید شده است. براساس نظریه Silverman، لیکن پلان از لحاظ نوع به چهار دسته رتیکولار و آتروفیک وارزیو و بولوز طبقه بندی شد.(2) اطلاعات شامل: سن، جنس، شکل، محل، نوع ضایعات، شکایت اصلی بیمار، سابقه درگیری پوستی از پرونده ها استخراج گردید.
نهایتاً داده های استخراج شده با استفاده از میانگین، انحراف معیار و توزیع فراوانی توصیف گردید.
یافته ها
شیوع کلی 5 ساله لیکن پلان دهانی در میان 2379 نفر مراجعه کننده به بخش بیماریهای دهان، 2/18 درصد (420 نفر) برآورد گردید. میانگین سنی این بیماران، 16/41 سال (با حداقل و حداکثر سنی 14 و 81 سال) بود. 9/64 درصد آنها مؤنث و 1/35 درصد آنها مذکر بودند. بیشترین شیوع لیکن پلان، در زنان (9/64 درصد) و در گروه سنی 44-30 سال (3/33 درصد) دیده شد. شیوع بالینی و پاتولوژیک به ترتیب در ضایعات لیکنوئید دهانی 3/9 و 8 درصد برآورد گردید.
در 358 نفر (2/85 درصد) بیماران، گونه، شایع ترین ناحیه درگیر برای هریک از انواع بالینی تعیین شد. رتیکولار شایعترین الگوی درگیری در (9/76 درصد) مبتلایان بود. شیوع الگوهای اتروفیک و انولار و ارزیو به ترتیب 8/34% و 2/21% و 6/18 درصد برآورد گردید. 5/15 درصد مبتلایان درگیری پوستی لیکن پلان داشتند.
9/15 درصد مبتلایان از ضایعاتشان اطلاعی نداشتند در حالیکه 1/84 درصد مبتلایان بدین شرح از ضایعاتشان شکایت داشتند:
6/52 درصد مبتلایان از سوزش، 6/28 درصد از تغییر رنگ دهانی، 4/22 درصد بیماران از درد، 21 درصد از زخم و 5 درصد از خشونت و 4/2 درصد از خارش شکایت داشتند.
بحث
شیوع کلی لیکن پلان دهانی 1/0-2/2 درصد مطرح شده است.(2و1) در حالیکه در تحقیق حاضر 2/18 درصد برآورد گردید که این تفاوت آماری شاید به لحاظ بررسی شیوع در مطالعه حاضر در میان مراجعین به بخش بیماریهای دهان باشد در حالیکه سایر مطالعات، شیوع را در کل جامعه مورد بررسی قرار دادند. در مطالعه حاضر، شیوع بیشتر لیکن پلان در زنان (9/64 درصد) دیده شد. مشابه نتایج مطالعه حاضر، شیوع بیشتر لیکن پلان در زنان، توسط Silverman 5/58 درصد و Masanat، 9/65 درصد و Diaz، 62 درصد گزارش گردید(8و7و3) در حالیکه Eric شیوع بیشتر لیکن پلان را در مردان (56 درصد) اعلام نمود.(9) علت مغایرت نتیجه مطالعه وی با تحقیق حاضر شاید بررسی تعداد کمتر بیماران (72 نفر) و با توزیع نامتناسب جنسی باشد.
شایع ترین سن درگیری لیکن پلان دهانی در میانسالگی و دهه 5 مطرح شده است.(2و1) اما بیشترین شیوع (3/33 درصد) در این مطالعه 30- 44 سالگی برآورد گردید. علت مغایرت نتیجه سایر مطالعات با تحقیق حاضر شاید بررسی تعداد کمتر بیماران، توزیع ناهمگون سنی یا بررسی در گروههای سنی خاص باشد.
در این مطالعه، مخاط گونه در هر شکل بالینی شایعترین محل درگیری بود (2/85 درصد). Eric، Amerikanoui،
Sugerman نیز شیوع 79 درصد را گزارش کردند و نیز به نتیجه ای مشابه تحقیق حاضر دست یافتند.(11-9)
در این تحقیق، شایع ترین الگوی درگیری رتیکولار (9/76%) بود. شیوع این الگو در مطالعه Sugerman، 5/65 درصد و در مطالعه Machado، 47 درصد گزارش گردید.(12و10) علت اختلاف آماری مطالعه Machado با تحقیق حاضر، شاید بررسی وی در تعداد بسیار کمتری از بیماران
(52 نفر) باشد.
در تحقیق حاضر، 5/15 درصد بیماران درگیری پوستی
داشتند. شیوع ضایعات پوستی در مطالعات عزیزی 2/4 درصد، Silverman 44 درصد، Hedberg 25 درصد وGriffith 8/48 درصد گزارش گردید.(15-13و3) علت تفاوت آماری این مطالعات با تحقیق حاضر شاید به لحاظ تفاوت در تعداد نمونه های مورد بررسی و یا عدم آگاهی بیماران از سابقه ابتلا قبلی درگیری پوستی باشد.
با توجه به این نکته که نمونه های مورد بررسی در این مطالعه با شکایت از ضایعات دهانی به دانشکده مراجعه میکردند، در عین حال 9/15 درصد مبتلایان از ضایعاتشان شکایت و اطلاعی نداشتند و 1/84 درصد مبتلایان از ضایعاتشان شکایت داشتند. بیشترین و کمترین شکایات سوزش و خارش مخاط دهان بود. در مطالعه Machado، 7/55 درصد بیماران علامتدار و 3/44 درصد بیماران بدون علامت بودند. در حالیکه Sugerman، اظهار داشت که 5/67 درصد بیماران لیکن پلان علامت دار بودند.(12و10) تعداد نمونه های مورد بررسی کمتر و تفاوت در اشکال بالینی در این مطالعات می تواند علت تفاوتهای آماری این تحقیق ها با تحقیق حاضر باشد.
نتیجه گیری
لیکن پلان و ضایعات لیکنویید دهانی طیف وسیعی از ضایعات با اتیولوژی متفاوت و پاتوژنز یکسان و نماهای بالینی و هیستولوژیک گاه کاملاً یکسانی را در بر می گیرد. بنابراین جهت تشخیص و خصوصاً درمان مناسب، بررسی دقیق بیمار از نقطه نظر بالینی، سابقه مصرف دارو، بیماریهای سیستمیک و ثبت آن در پرونده بیماران بسیار کمک کننده میباشد. از طرفی با توجه به شیوع نسبتاً بالای این بیماری، شناخت فراوانی اشکال بالینی و گروههای سنی درگیر و عوامل تاثیرگذار (بیماریهای سیستمیک همراه و داروهای مصرفی و ...) در آن از اهمیت بالایی برخوردار است. به این ترتیب، با انجام مطالعات تکمیلی در این راستا شناخت کلینیسین ها نسبت به این بیماری افزایش یافته و پایه سایر مطالعات قرار خواهد گرفت. پیشنهاد می شود جهت دستیابی به اهداف فوق، علاوه بر دقت لازم هنگام اخذ شرح حال و معاینه بالینی، همکاران در هنگام ثبت آن در پرونده، اهتمام لازم را مبذول دارند.
تقدیر و تشکر
بدین وسیله از زحمات اساتید محترم جناب آقای دکتر جوادزاده و سرکار خانم دکتر دلاوریان و رهنمودهای ارزشمند ایشان تشکر می نمائیم.