مقایسه انرژی آزاد سطحی کامپوزیت‏ های دندانی با پایه سیلوران و متاکریلات پس از سفیدکردن دندان‏ ها

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار ترمیمی و زیبایی، عضو مرکز تحقیقات دندانپزشکی، دانشکده دندانپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، ایران

2 استاد ترمیمی و زیبایی، عضو مرکز تحقیقات دندانپزشکی، دانشکده دندانپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، ایران

3 دانشجوی دندانپزشکی، دانشکده دندانپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، ایران

4 دستیار گروه ترمیمی و زیبایی، دانشکده دندانپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، ایران

چکیده

مقدمه:مواد سفیدکننده دندان می‏توانند بر خصوصیات فیزیکی ترمیم‏های کامپوزیتی از جمله انرژی آزاد سطحی اثرگذار باشند. انرژی آزاد سطحی بالا سبب تجمع بیشتر پلاک شده وفاکتور مهمی در چسبندگی میکروارگانیسم‏ها به سطوح دندانی است. هدف از اینمطالعه مقایسه انرژی آزاد سطحی کامپوزیت‏های دندانی با پایه سیلوران و متاکریلات پس از سفیدکردن دندان‏ها بود.
مواد و روش‏ها:در این مطالعه آزمایشگاهی، 48 نمونه رزین کامپوزیت به شکل دیسک (به قطر 8 و ضخامت 2 میلی‏متر) تهیه شد و براساس نوع کامپوزیت به 4 گروه تقسیم گردید (12n=) و تحت رژیم سفید کردن در مطب با هیدروژن پراکساید 35 درصد (سه جلسه 45 دقیقه‏ای به فاصله یک هفته از هم) قرار گرفتند. انرژی آزاد سطحی با دستگاه Angle Measuring System اندازه‏گیری شد. داده‏ها با آزمون‏های کولموگروف اسمیرنوف، آنالیز واریانس یک طرفه، توکی و Paired t test در سطح معنی‏داری 05/0 آنالیز شد.
یافته‏ ها:میانگین و انحراف معیار انرژی آزاد سطحی بعد از سفید کردن برای کامپوزیت‏های P90، Z250، Z250 XTوZ350 XT،به ترتیب 22/6±09/50، 50/5±48/52، 62/4±38/61 و 41/2±59/54، 1-dyn cmبود.آزمون Paired t-test نشان داد که در تمامی کامپوزیت‏ها به جز Z250، قبل و بعد از سفید کردن اختلاف معنی‏داری وجود داشت (05/0P<).
نتیجه گیری: سفید کردن دندان با استفاده از هیدروژن پراکساید 35 درصد، سبب افزایش معنی‏دار انرژی آزاد سطحی کامپوزیت‏های P90، Z250 XT و Z350 XT می‏شود، ولی تفاوت معنی‏داری در کامپوزیت Z250 ایجاد نمی‏کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effect of in Office Bleaching on Free Surface Energy of Siloran and Methacrylate-Based Composite Resins

نویسندگان [English]

  • Loghman Rezaei-Soufi 1
  • Zahra Khamverdi 2
  • Shahin Kasraei 2
  • Farshid Vahdatinia 3
  • Yasman Sadeghi 4
1 Associate Professor of Operative Dentistry, Dental Research Center, School of Dentistry, Hamadan University of Medical Sciences, Hamadan, Iran
2 Professor of Operative Dentistry, Dental Research Center, School of Dentistry, Hamadan University of Medical Sciences, Hamadan, Iran
3 Dental Student, School of Dentistry, Hamadan University of Medical Sciences, Hamadan, Iran
4 Postgraduate Student, Dept of Operative Dentistry, School of Dentistry, Hamadan University of Medical Sciences, Hamadan, Iran
چکیده [English]

Introduction: Bleaching materials may influence the physical properties of resin composite restorations such as surface free energy. High surface free energy causes plaque accumulation and is an important factor for adhesion of bacteria to surfaces. The purpose of this study was to compare the surface free energy of Methacrylate-based Resin Composites with Silorane-based Resin Composites after bleaching.
Materials & Methods: In this in vitro study, 48 samples of composite resin in the form of disks (8 mm diameter and 2 mm thickness) were prepared and divided into 4 groups (n=12). Samples of each group were in-office bleached with 35% hydrogen peroxide (three sessions of 45 minute, one week apart). The surface free energy (dyne cm-1) was measured with Angle Measuring System. Data were analyzed by one way ANOVA, Tukey and paired t-test at the significance level of 0.05.
Results: The mean and standard deviation of the surface free energy of P90, Z250, Z250 XT and Z350 XT composites after bleaching, were 50.09±6.22, 52.48±5.50, 61.38±4.62 and 54.59±2.41, respectively. Paired t-test analysis showed that there was no significant difference after bleaching in all composites except Z250 (P<0.05).
Conclusion: Bleaching with 35% hydrogen peroxide caused a significant increase in the surface free energy of P90, Z250 XT and Z350 XT composites, but caused no significant difference in the composite Z250.

کلیدواژه‌ها [English]

  • surface free energy
  • siloran
  • Bleaching

مقدمه

پیشرفت علم دندان پزشکی و ابداع روش‏های نوین سبب شده است که تمایل مردم برای داشتن دندان‏های سفید با استفاده از تکنیک‏های نوین افزایش یابد. از این رو دندان پزشکان به دنبال روش‏هایی هستند که خواسته مردم را برآورده سازند و در عین حال آسیب کمتری به دندان وارد نمایند. یکی از این روش‏های تامین زیبایی، سفید کردن دندان (Bleaching) است.(1) سیستم‏های سفیدکننده در مطب تحت عنوان In-office bleaching systems (IB) بااستفاده ازعوامل اکسیدکننده قوی شامل کارباماید پراکسایدیاهیدروژن پراکساید 35-30% می‏باشد.(3و2)از مزایای IB این است که کاملاًتحت کنترل دندان پزشک بوده،اصول حفاظت ازنسج نرم به خوبی اجرا می‏شودو فراینددرزمان کوتاه‏تری نتیجه مطلوب خواهدداشت.(2)با این حال مطالعات نشان داده‏ اند که این مواد می‏توانند بر خصوصیات فیزیکی ترمیم‏های کامپوزیتی اثرگذار باشند.(4)

امروزه از کامپوزیت‏ها به دلیل تکنیک محافظه‏ کارانه و زیبایی قابل قبول جهت ترمیم دندان،استفاده فراوانی می‏شود.با وجودی که با گذشت زمان بسیاری از خصوصیات فیزیکی و مکانیکی کامپوزیت‏ها بهبود یافته است،ولی همچنان انقباض پلیمریزاسیون به عنوان مهم‏ترین نقص کامپوزیت‏ها مطرح است.(5) از آن جا که از بین بردن فاصله بین کامپوزیت و نسج دندان از طریق کاهش میزان انقباض پلیمریزاسیون،جهت بهبودخواص سیل‏ کنندگی کامپوزیت‏ها،دارای اهمیت زیادی می‏باشد، کامپوزیت‏هایباپایهسیلوراندرسال2007برایاولینبارمعرفی شدند. سیلورانبهدلیلانقباضپلیمریزاسیونکمو خاصیتآبگریزی‏اشبهعنوانجایگزینیبرایمتاکریلات درساختارماتریکسکامپوزیت،پیشنهاد شده است.(6)

پیش‏گوییودوامترمیمبهخواصفیزیکی، بیولوژیکیو مکانیکی موادترمیمیبستگیدارد و برای دستیابی به اهداف زیبایی لازم است که مواد ترمیمی رنگ دندان ثبات رنگ داخلی داشته و نسبت به تغییر رنگ خارجیمقاوم باشند.(7) زیاد شدن انرژی آزاد سطحی سبب افزایش تجمع بقایای غذایی، تشکیل بیوفیلم و ایجاد بیماری‏های بافت پریودنتال می‏گردد.(9و8)همچنین می‏تواند سبب تجمع بیشتر پلاک شده و یک فاکتور قطعی در چسبندگی میکروارگانیسم‏ها به سطوح میزبان از جمله سطوح دندانی باشد.(10) استعداد رنگ‏پذیری کامپوزیت‏ها با میزان جذب آب و هیدروفیل بودن ماتریکس رزینی آنها مرتبط است.(7) نشان داده شده است که مواد هیدروفیلیک، جذب آب و تغییر رنگ بیشتری دارند.(11)

Quirynen و همکاران(12) نشان دادند که انرژی سطحی بالا سبب تجمع بیشتر پلاک و همچنین اتصال باکتری‏های خاص می‏شود. نتیجه تحقیق Mor و همکاران(8) نشان داد که اتصال باکتری‏ها، در کامپوزیت‏هایی که دارای انرژی آزاد سطحی بالاتری هستند، بیشتر است.استفاده از کامپوزیت­های با پایه سیلوران و متاکریلات به طور گسترده­ای رو به افزایش است. از طرف دیگر بسیاری از افراد جهت زیباسازی دندان‏ها از مواد سفیدکننده مختلف استفاده می‏کنند و استفاده از این مواد سفیدکننده ممکن است سبب تغییر در انرژی آزاد سطحی، در نتیجه تجمع پلاک و افزایش رنگ‏پذیری ترمیم‏های کامپوزیتی شود. بنابراین هدف ما در این مطالعه مقایسه انرژی آزاد سطحی کامپوزیت‏های دندانی با پایه سیلوران و متاکریلات پس از سفیدکردن دندان‏ها بود.

مواد و روش‏ها

ابتدا 48 نمونه رزین کامپوزیت از 4 نوع کامپوزیت P90، Z250، Z250 XT و Z350 XT، که ترکیب و کارخانه سازنده آنها در جدول 1 آمده است، به شکل دیسک تهیه شد. به این ترتیب که یک مولد حلقوی به قطر 8 و ضخامت 2 میلی‏متر تهیه گردید. به منظور تهیه دیسک‏های کامپوزیتی، مولد حلقوی روی یک اسلب شیشه‏ای شفاف قرار گرفته و توسط کامپوزیت پر شد. سپس یک لامل روی مولد قرار داده شد تا اضافات کامپوزیت خارج شود. نمونه‏ها توسط دستگاه لایت کیور LED (Bluephase, Ivoclar Vivadent, Austalia) با شدت mW/cm21200یک بار به مدت 20 ثانیه از ورای لامل و یک بار مستقیماً و بدون آن کیور شدند (شکل 1). نمونه‏های تهیه شده سپس توسط دیسک‏های پرداخت آلومینیوم اکساید خشن، متوسط و نرم (Sof-Lex Pop On Orange series – 3M ESPE/St. Paul, MN, USA) پالیش شدند تا لایه غنی از رزین برداشته شده و سطح نمونه‏ها صاف و پرداخت شود. به این منظور هر دیسک پرداخت به مدت 30 ثانیه به صورت دورانی و منقطع روی نمونه‏ها حرکت داده شد تا از بیش از اندازه گرم شدن نمونه‏ها که منجر به تغییر سطح نمونه‏ها می‏شود جلوگیری شود. سپس نمونه‏ها برای مدت 24 ساعت در آب مقطر قرار گرفتند.(13)


 

جدول 1:کامپوزیت‏های مورد استفاده

ماده

نوع

کارخانه

ترکیب

Filtek Z250

Microhybrid methacrylate composite

3M ESPE/St. Paul, MN, USA

BISGMA, UDMA, BIS-EMA, 0.01- 3.5 silica/zirconium inorganic particles 60% (%volume)

Filtek Z250xt

Nanohybrid methacrylate composite

3M ESPE/St. Paul, MN, USA

BIS-GMA, UDMA, BIS-EMA, PEGDMA and TEGDMA,

82% w (68% v) silica/zirconia fillers of 3µ or less & Non-agglomerated/non-aggregated 20nm silica particles

Filtek Z350xt

Nanoparticle methacrylate composite

3M ESPE/St. Paul, MN, USA

21.5% matrix based on BIS—GMA, BIS-EMA, UDMA and TEGDMA; 78.5% (%w) silica nanoparticles (20nm) and zirconia/silica clusters (0.6-1.4 µm – primary particle 5-20 nm)

Filtek P90

Silorane composite

3M ESPE/St. Paul, MN, USA

24% silorane based matrix, 76% (%w) quartz and ytterbium trifluoride filer (0.1-2µm)

 

 

تصویر 1 : تصویری از مولد حلقوی و کامپوزیت مستقر شده در آن حین فرآیند نوردهی

 

 


پس از آماده سازی نمونه‏ها، برای اندازه‏گیری انرژی آزاد سطحی، هر نمونه بر روی یک سطح کاملاً افقی بر روی دستگاه Angle Measuring System (G10 Kruss, Hamburg, Germany) قرار گرفت. دستگاه اندازه‏گیری انرژی سطحی از سه قسمت اصلی میزک افقی، سرنگ عمودی و دوربین متصل به رایانه تشکیل شده است. ابتدا قطره آب مقطر توسط دستگاه به صورت اتوماتیک و از فاصله 5 میلی‏متری بر روی دیسک کامپوزیتی چکانده شد و به وسیله دوربینی که بر روی دستگاه تعبیه شده بود، با بزرگنمایی x4 عکس‌برداری گردید و زاویه تماس مربوطه به کمک نرم‏افزار Adobe Acrobate Reader Pro 10 ثبت شد. پس از خشک نمودن دیسک کامپوزیتی با فشار ملایم هوا به مدت 10 ثانیه، زاویه تماس قطره گلیسرول به روش مشابه اندازه‏گیری شد. انرژی آزاد سطحی هر دیسک کامپوزیتی بر اساس زوایای تماس دو مایع مرجع آب مقطر و گلیسرول با استفاده از فرمول‌های(14) زیر محاسبه ‌گردید:

 γL (1+cosФ) = 2 (γsd γLd)0.5 + 2 (γsp γLp)0.5

γs = γsp + γsd

در این فرمول‌ها γL کشش سطحی مایع بکار رفته است که برای آب، dyne cm-172/8 و بـرای گلیسرول،  dyne cm-164 می‌باشد. γLd نشانگر نیروی پـراکنـدگی لنــدن بین مایـع و سطح سوبستـرا است کـه بـرای آب dyne cm-121/8  و بــرای گلیسرول dyne cm-134  می‌باشد. γLp بیانگر نیروی پولار بین مایع و سطح سوبسترا است که برای آب، dyne cm-151  و برای گلیسرول dyne cm-130 می‌باشد.

γs نشانگر انرژی سطحی سوبسترا می‌باشد که دارای دو مؤلفه قطبی و غیرقطبی است. مؤلفه قطبی γsp با استفاده از زاویه تماس آب با سطح کامپوزیت و مؤلفه غیرقطبی γsd با استفاده از زاویه تماس گلیسرول با سطح کامپوزیت به دست می‌آید. انرژی کل سطح کامپوزیت (γs) از مجموع دو مؤلفه قطبی و غیرقطبی بر حسب dyne cm-1 به دست آمد.(14)

نمونه‏های هر گروه در مطب با هیدروژن پراکساید 35 درصد (FGM,Joinville-sc,Brazil) whitenessHPmaxx در سه جلسه 45 دقیقه‏ای به فاصله یک هفته از هم، سفید شدند. در پایان هر 15 دقیقه، ژل باقی مانده بر سطح کامپوزیت توسط اسپری آب و هوا شسته شد و ژل جدید اعمال گردید. بعد از پایان هر جلسه، ژل سفیدکننده مشابه قبل شستشو شد. طی فواصل جلسات سفید کردن، نمونه‏ها در آب مقطر °C37 در انکوباتور نگهداری شدند. انرژی آزاد سطحی ثانویه، 2 هفته بعد از اتمام سفید کردن، مطابق روش ذکر شده جهت اندازه‏گیری انرژی آزاد سطحی اولیه، محاسبه شد.

داده‌های به دست آمده توسط نرم‏افزار SPSS با ویرایش 16 و آزمون‏های کولموگروف اسمیرنوف جهت بررسی توزیع نرمال داده‏ها، آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون‏های توکی و Paired t test در سطح معنی‏داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.

یافته‏ها

میانگین، انحراف معیار و اختلاف مقدار انرژی آزاد سطحی نمونه‏ها، قبل و بعد از سفید کردن به طور جداگانه در جدول 2 آمده است.

برای تعیین توزیع نرمال داده‏های به دست آمده از انرژی آزاد سطحی قبل و بعد از سفید کردن برای هر کامپوزیت از آزمون کولموگروف اسمیرنوف استفاده شد که مقادیر P-value قبل و بعد از سفیدکردن به ترتیب 83/0 و 99/0 بود. لذا از آزمون‏های پارامتری استفاده گردید.

تغییرات ایجاد شده بین گروه‏ها قبل و بعد از سفیدکردن، با آزمون آنالیز واریانس تفاوت معنی‏داری را نشان نداد (139/0P=) (جدول 2).

آزمون آنالیز واریانس نشان داد که قبل و نیز بعد از سفید کردن مقدار انرژی سطحی (001/0P<) در کامپوزیت‏های مورد مطالعه با هم دارای اختلاف آماری معنی‏داری بودند (جدول 2).

آزمون Paired t-test جهت مقایسه اثر سفید کردن بر انرژی آزاد سطحی در هر کامپوزیت نشان داد که در تمامی کامپوزیت‏ها به جز کامپوزیت Z250، قبل و بعد از سفیدکردن اختلاف معنی‏داری وجود داشت (05/0P<) (جدول 2). از طرفی بین سفید کردن و نوع کامپوزیت اثر متقابل مشاهده نشد (525/0P=).

مقایسه دوبه دوی انرژی سطحی در کامپوزیت‏های مورد مطالعه به تفکیک قبل و بعد از سفید کردن توسط آزمون توکی در جدول 3 آمده است و نشان می‏دهد که کامپوزیت‏های P90 با Z250 XT، Z250 XT با Z250 و Z250 XT با Z350 XT اختلاف معنی‏داری داشتند (05/0P<).


 

 

 

جدول 2 : میانگین، انحراف معیار، اختلاف مقدار انرژی آزاد سطحی (dyne Cm-1)

 

قبل از سفیدکردن

انحراف معیار±میانگین

بعد از سفیدکردن

انحراف معیار±میانگین

اختلاف

انحراف معیار±میانگین

نتیجه آزمون

t زوجی

P90

18/5±39/47

22/6±09/50

250/3±70/2

002/0

Z250

42/5±08/53

50/5±48/52

293/1±60/0

054/0

Z250XT

60/4±71/59

62/4±38/61

18/2±67/1

004/0

Z350XT

51/5±39/52

41/2±59/54

47/4±20/2

044/0

نتیجه آزمون

آنالیز واریانس

319/7=(4و3)F

001/0P<

408/13=(4و3)F

001/0P<

93/1=(4و3)F

139/0P=

 

 

جدول 3 : مقادیر P-value به دست آمده از آزمون توکی جهت مقایسه دوبه دوی انرژی آزاد سطحی کامپوزیت‏های مورد مطالعه قبل و بعد از سفید کردن

P-value بعد از سفید کردن

P-value قبل از سفید کردن

کامپوزیت‏ها

641/0

054/0

P90 با Z250

001/0<

001/0<

P90 با Z250XT

145/0

052/0

P90 با Z350XT

001/0<

019/0

Z250XT با Z 250

736/0

99/0

Z250 با Z350XT

011/0

019/0

Z250XT با Z350XT

 

 

 

 

 

بحث

در دندان پزشکی انرژی آزاد سطحی یک فاکتور قطعی در چسبندگی میکروارگانیسم‏ها به سطوح میزبان از جمله سطوح دندانی می‏باشد. نشان داده شده است که انرژی آزاد سطحی بالا سبب تجمع بیشتر پلاک می‏شود.(15) موادی که دارای انرژی آزاد سطحی بالاتری هستند، به طور قابل ملاحظه‏ای باکتری‏های Cariogenic را جذب می‏کنند، بنابراین می‏توان انتظار داشت که در کامپوزیت‏های با انرژی آزاد سطحی بالاتر، اتصال باکتری بیشتر باشد.(17و16)

 همچنین انرژی سطحی بالاتر باعث مرطوب شوندگی بیشتر ماده می‏شود.(18) مواد هیدروفوبیک، زاویه تماس بزرگتری نسبت به مواد هیدروفیلیک دارند. اندازه زاویه تماس، به انرژی سطحی سوبسترا و کشش سطحی مایع به کار رفته بر روی آن بستگی دارد، در نتیجه مواد هیدروفوب نسبت به تغییر رنگ مقاوم‏تر بوده و ثبات رنگ بیشتری دارند.(19)

انرژی آزاد سطحی بر پایه اندازه‏گیری زاویه تماس سوبسترا- مایع و به روش‏های مختلف ارزیابی می‏شود. در این پژوهش، برای اندازه‏گیری انرژی آزاد سطحی کامپوزیت‏ها، از روش اندازه‏گیری زاویه تماس دو مایع آب و گلیسرول با سطح دیسک‏های کامپوزیتی استفاده شد. علت استفاده از دست کم دو مایع استاندارد برای اندازه‏گیری زاویه تماس و محاسبه انرژی آزاد سطحی، این است که انرژی آزاد سطحی دو مولفه دارد: یک مولفه غیرقطبی که مربوط به نیروی واندروالس و بیان کننده واکنش‏های هیدروفوبیک بوده و یک مولفه قطبی که مربوط به واکنش‏های هیدروفیلیک است.(20)

Turker و Biskin(21) نشان دادند که در خصوصیات سطحی مواد ترمیمی بعد از گذشت دو هفته از فرآیند سفید کردن دیگر تغییر معنی‏داری مشاهده نمی‏شود، از این رو در مطالعه حاضر انرژی آزاد سطحی ثانویه، 2 هفته بعد از اتمام سفید کردن اندازه‏گیری شد.

در این مطالعه، انرژی آزاد سطحی بعد از سفید کردن، در کامپوزیت‏های P90، Z250 XT و Z350 XT به طور معنی‏داری افزایش یافت (05/0P<)، اما تغییرات در Z250 معنی‏دار نبود (054/0P=).

تغـییر در انـرژی آزاد سـطحی کامـپوزیت‏ها پـس از

سفیدکردن، ممکن است به علت تفاوت در ترکیبات تشکیل‏دهنده کامپوزیت‏ها از جمله، سایز فیلر، درصد فیلر و ترکیب ماتریکس رزینی باشد. حضور ذرات با انرژی سطحی بالا مثل UDMA و Bis-GMA باعث کاهش زاویه تماس کامپوزیت‏ها می‏شود.(22) همچنین هیدروفوب بودن ماتریکس رزینی، هموژن بودن کامپوزیت و میزان اجزایی چون UDMA و Bis-GMA همگی می‏توانند در تغییر انرژی آزاد سطحی کامپوزیت‏ها موثر باشند. در این مطالعه انرژی آزاد سطحی در Z250 XT، Z350 XT افزایش داشت در حالی که در Z250 تغییری نداشت. علت احتمالی افزایش انرژی آزاد سطحی در Z250 XT و Z350 XT در مقایسه با Z250 را می‏توان به حضور تفاوت‏های ساختاری از جمله وجود مونومرهای TEGDMA در کامپوزیت‏های Z250 XT و Z350 XT و فقدان آن در Z250 و نیز تفاوت در سایز ذرات فیلر، با توجه به میکروهیبرید بودن Z250 در مقایسه با کامپوزیت‏های نانوفیلد تحت مطالعه نسبت داد.

هیدروژن پروکساید ظرفیت اکسیداسیون و احیای بالایی داشته و ایجاد رادیکال آزاد می‏کند. تصور می‏شود که این رادیکال‏ها ماتریکس رزینی را تخریب می‏کنند و سبب از هم گسیختن اینترفیس ماتریکس/رزین می‏شوند در نتیجه می‏توانند سبب افزایش جذب آب، جدا شدن فیلر و تغییر در خصوصیات سطحی کامپوزیت‏ها شوند.(23)

نشان داده شده است که درجه پلیمریزاسیون کم‏تر، باعث می‏شود تا کامپوزیت‏ها بیشتر دچار تخریب سطحی شوند.(24) Nemati Anaraki و همکاران(25) نشان دادند که میزان پلیمریزاسیون در کامپوزیت Z250 نسبت به P90 بیشتر است. بنابراین می‏توان انتظار داشت که کامپوزیت Z250 به علت میزان پلیمریزاسیون بالاتر در مقایسه با P90، کم‏تر تحت تاثیر تغییرات سطحی ناشی از سفیدکردن، از جمله تغییر انرژی آزاد سطحی قرار ‏گیرد. علت دیگر تفاوت در ساختار این دو کامپوزیت (P90 و Z250) است.

شاید بتوان گفت یکی از دلایل عدم تغییر در انرژی آزاد سطحی در Z250 در مقایسه با سایر کامپوزیت‏ها (Z250 XT وZ350 XT و P90)، تفاوت در ساختار آن‏ها باشد.

پروتین‏های موجود در بزاق می‏توانند انرژی آزاد سطحی را کاهش دهند.(26) هرچند معنی‏دار بودن آن ثابت نشده است. از طرف دیگر بیوفیلم بزاق در کنترل چسبندگی باکتری‏های دهان موثر است.(27) از محدودیت‏های مطالعه حاضر می‏توان به عدم بررسی اثر بزاق اشاره کرد. همچنین با توجه به مقدار P-value کامپوزیت Z250 به نظر می‏رسد که افزایش تعداد نمونه‏ها برای رسیدن به نتایج قطعی‏تر مفید باشد.

نتیجه گیری

بر اساس یافته‏های این مطالعه سفید کردن دندان‏ها با استفاده از هیدروژن پراکساید 35 درصد در سه جلسه 45 دقیقه‏ای به فاصله یک هفته از هم، سبب افزایش معنی‏دار در انرژی آزاد سطحی کامپوزیت‏های P90، Z250 XT و Z350 XT می‏شود، ولی تفاوت معنی‏داری در کامپوزیت Z250 ایجاد نمی‏کند.

تشکر و قدردانی

این تحقیق از پایان نامه دوره عمومی دندانپزشکی به شماره ثبت 870 استخراج گردیده است. از معاونت محترم پژوهشی و مرکز تحقیقات دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان که هزینه‏های آن را تامین نمودند، تقدیر و تشکر می‏شود.

  1. Joiner A. The bleaching of teeth: A review of the literature. J Dent 2006; 34(7): 412-9.
  2. Haywood VB. Current status of nightguard vital bleaching.Compend Contin Educ Dent Suppl 2000; 28: 10-7.
  3. Yap AU, Wattanapayungkul P. Effects of in-office toothwhiteners on hardness of tooth-colored restoratives. Oper Dent 2002;27(2): 137-41.
  4. Elfallah HM, Swain MV. A review of the effect of vital teeth bleaching on the mechanical properties of tooth enamel. N Z Dent J 2013; 109(3): 87-96.
  5. Usha H, Kumari A, Mehta D, Kaiwar A, Jain N. Comparing microleakage and layering methods of silorane-based resin composite in class V cavities using confocal microscopy: An in vitro study. J Conserv Dent 2011;14(2): 164-8.
  6. Lowe RA. The search for a low-shrinkage direct composite.Inside Dent 2010; 1(6): 78-84.
  7. Pruthi G, Jain V, Kandpal HC, Mathur VP, Shah N. Effect of bleaching on color change and surface topography of composite restorations. Int J Dent 2010;695-748.
  8. Mor C, Steinbert D, Dogan H, Rotstein I. Bacterial adherenceto bleached surfaces of composite resin in vitro. OralSurg Oral Med Oral Pathol Oral Radiol Endod 1998; 86(5): 582-6.
  9. Steiberg D, Mor C, Dogan H, Zacks B, Rotstein I. Effectof salivary biofilm on the adherence of oral bacteria tobleached and non-bleached restorative material. Dent Mater 1999; 15(1): 14-20.
  10. Busscher HJ, Weerkamp AH, van der Mei HC, van Pelt AW, de Jong HP, Arends J. Measurement of the surface free energy of bacterial cell surfaces and its relevance for adhesion. Appl Environ Microbiol 1984; 48(5): 980-3.
  11. Bagheri R, Burrow MF, Tyas M. Influence of food-simulating solutions and surface finish on susceptibility to staining of aesthetic restorative materials. J Dent 2005; 33(5): 389-98.
  12. Quirynen M, Bollen CM. The influence of surface roughness and surface free-energy on supra- and subgingival plaque formation in man. A review of literature. J Clin Periodontol 1995; 22(1): 1-14.
  13. MoghareAbed A, Izadi M , Kave M, Tavakoli M, Yaghini J. Comparative study investigating abrasive effects of 12 commercially available toothpastes on enamel, in Iran. J Mash Dent Sch 2012; 36(3): 239-48.
  14. Mohammadi Z, Rezaei-Soufi L , Jale B , Rezaei-Dehghan H. Comparison of the effects of three endodontic irrigants on the free surface energy of radicular dentin. Journal of Isfahan Dental School 2011; 7(2): 105-13. (Persian)
  15. de Jong HP, de Boer P, Busscher HJ, van Pelt AW, Arends J. Surface free energy changes of human enamel during pellicle formation. An in vivo study. Caries Res 1984; 18(5): 408-15.
  16. Buergers R, Schneider-Brachert W, Hahnel S, Rosentritt M, Handel G. Streptococcal adhesion to novel low-shrink silorane-based restorative. Dent Mater 2009; 25(2): 269-75.
  17. Vogler EA. Structure and reactivity of water at biomaterial surfaces. Adv Colloid Interface Sci 1998; 74:69-117.
  18. Kern K, David R, Palmer RL, Comsa G. Complete wetting on "strong" substrates: Xe/Pt (111). Phys Rev Lett 1986; 56(26): 2823-6.
  19. Namen FM, Ferrandini E, Galan Junior J. Surface energy and wettability of polymers light-cured by two different systems. J Appl Oral Sci 2011; 19(5): 517-20.
  20. Lungtana AM, Fell JT. Surface free energy determination on powders. J Pharm 1988; 41: 237-40.
  21. Turker SB, Biskin T. Effect of three bleaching agents on the surface properties of three different esthetic restorative materials. J Prosthet Dent 2003;89(5): 466-73.
  22. Namen FM, Ferrandini E, Galan Junior J. Surface energy and wettability of polymers light-cured by two different systems. J Appl Oral Sci 2011;19(5): 517-20.
  23. de Andrade IC, Basting RT, Rodrigues JA, do Amaral FL, Turssi CP, França FM. Microhardness and color monitoring of nanofilled resin composite after bleaching and staining. Eur J Dent 2014;8(2): 160-5.
  24. Silami FD, Mundim FM, Garcia LD, Sinhoreti MA, Piresde-Souza FD. Color stability of experimental composites containing different photoinitiators. J Dent 2013; 41: 62-6.
  25. Nemati anaraki S, Saghiri M, Haji abdolvahab R. Degree of polymerization in filtek p90 composite material compared to Z250 using DSC method (An in vitro study). J Res Dent Sci 2011; 8(3): 145-50.
  26. Buzoglu HD, Gümüsderelioğlu M, Rotstein I. Effect of bleaching agents on surface free energy parameters of resin composite coated with saliva biofilm. Am J Dent 2009; 22(4): 223-7.
  27. Steinberg D, Mor C, Dogan H, Zacks B, Rotstein I. Effect of salivary biofilm on the adherence of oral bacteria to bleached and non-bleached restorative material. Dent Mater 1999;15(1): 14-20.