بیان ایمونوهیستوشیمیایی مارکر CD44 در لیکن پلان، دیسپلازی اپیتلیالی و کارسینوم سلول سنگفرشی دهان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزشی پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی، دانشگاه جندی شاپور اهواز، اهواز، ایران

2 دانشجوی دندانپزشکی عمومی، دانشگاه جندی شاپور اهواز، اهواز، ایران

چکیده

مقدمه: یک گلیکوپروتئین غشایی در اتصالات سلولی است که در سطح سلولهای مختلفی یافت می­شود.  هدف از پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه میان  در لیکن پلان اروزیو، دیسپلازی اپیتلیالی و کارسینوم سلول سنگفرشی دهان (OSCC) به منظور مقایسه بیان این مارکر در یک ضایعه با احتمال پیش­بدخیمی، یک ضایعه پیش­بدخیم و یک بدخیمی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه ­توصیفی-تحلیلی، رنگ‌آمیزی ایمونوهیستوشیمیایی در10 نمونه لیکن پلان اروزیو (بدون دیسپلازی)،
5 مورد دیسپلازی و 20 نمونه
OSCC به روش استاندارد Envision انجام شد. سپس شدت و وسعت رنگ­پذیری CD44 و ضخامت اپیتلیوم رنگ گرفته، مورد مطالعه قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون کروسکال-والیس تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: 60% نمونه­های OSCC رنگ­پذیری متوسط به صورت غشایی و سیتوپلاسمی داشتند و بیش از 3/2 اپیتلیوم، رنگ گرفته بود. در همه­ نمونه­های لیکن­پلان، رنگ­پذیری متوسط و شدید و بیشتر غشایی مشاهده شد.3/2 ضخامت اپیتلیوم در همه این نمونه­ها رنگ گرفت.
رنگ­پذیری در موارد دیسپلازی اپیتلیالی با افزایش شدت دیسپلازی، کاهش پیدا کرد و از الگوی رنگ­پذیری غشایی، به سیتوپلاسمی و غشایی تغییر پیدا کرد. در 80% موارد
دیسپلازی اپیتلیالی، 3/2 اپیتلیوم رنگ گرفته بود. با مقایسه میزان رنگ­پذیری و در نظر گرفتن وسعت و شدت رنگ­پذیری و همچنین ضخامت اپیتلیوم رنگ گرفته در لیکن­پلان، دیسپلازی و SCC مشاهده شد که اختلاف معنی­داری بین هیچ یک از گروهها وجود نداشت. (P-value>0.05)
نتیجه‌گیری: بیان CD44 در لیکن­پلان اروزیو، دیسپلازی و OSCC تفاوت آماری معنی­داری نداشت و این پروتئین احتمالا نمی­تواند مارکر مناسبی جهت تأیید پیش­بدخیم بودن لیکن پلان اروزیو و یا پیش­بینی تهاجم در ضایعات پیش­بدخیم و OSCC باشد. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Immunohistochemical Expression of CD44 in Erosive Lichen Planus, Epithelial Dysplasia, and Oral Squamous Cell Carcinoma

نویسندگان [English]

  • Fatemeh Asareh 1
  • Shiva Shirvani 2
1 Assistant Professor, Department of Oral and Maxillofacial Pathology, Faculty of Dentistry, Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences, Ahvaz, Iran
2 Dentists, Faculty of Dentistry, Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences, Ahvaz, Iran
چکیده [English]

Introduction: CD44 is a cell surface adhesion glycoprotein found in various cells. The present study aimed to evaluate the immunohistochemical expression of CD44 in the erosive lichen planus (ELP), epithelial dysplasia (ED), and oral squamous cell carcinoma (OSCC) to compare the expression in a possible premalignant lesion, a definite premalignant lesion, and a malignancy.
Materials and Methods: In this descriptive-analytical study, immunohistochemical staining was performed on 10 ELP cases (without dysplasia), five ED cases, and 20 OSCC cases using the standard Envision technique. In addition, the extent and intensity of CD44 staining and thickness of the stained epithelium were assessed. Data analysis was performed in SPSS using Kruskal-Wallis test.
Results: 60% of OSCC samples had moderate membranous and cytoplasmic staining, in which more than two-thirds of the epithelium was stained. Moreover, moderate to severe, and mostly membranous immunostaining were observed in all ELP cases, while two-thirds of the epithelium showed immunostaining in all the samples. In the ED samples, staining intensity was reduced in more severe cases, and the staining pattern changed from membranous to cytoplasmic and membranous. Furthermore, in 80% of the ED cases, two-thirds of the epithelium was stained. Comparison of the immunostaining in ELP, ED, and OSCC samples indicated no significant differences between these lesions
Conclusion: According to the results, CD44 expression in ELP, ED, and OSCC had no statistically significant difference. Therefore, this protein might not be an appropriate marker to confirm the premalignancy of ELP or predict the invasion in OSCC and premalignant lesions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Erosive Lichen Planus
  • Epithelial dysplasia
  • Oral squamous cell carcinoma
  • immunohistochemistry

مقدمه

کارسینوم سلول سنگفرشی دهان
 
OSCC (Oral Squamous Cell Carcinoma) شایعترین بدخیمی­ حفره­ دهان است که از اپیتلیوم سطحی دیسپلاستیک منشاء می­گیرد. سلولها یا توده­های سلولی مهاجم ممکن است به نواحی مختلف گسترش یابند و در حین پیشرفت بافت اصلی را تخریب کنند. (1)

دیسپلازی تغییراتی است که در قسمت بازال و پارابازال اپیتلیوم آغاز می­شود. این تغییرات غیرمعمول می­تواند کل ضخامت اپیتلیوم را درگیر کند و بر اساس میزان درگیری اپیتلیوم به سه نوع خفیف، متوسط و شدید رتبه­بندی می­شود. تغییرات هیستوپاتولوژیک اپیتلیوم مانند تغییرات اپیتلیوم در است و شامل افزایش حجم هسته و سلول، پلئومورفیسم هسته و سلول، افزایش نسبت هسته به سیتوپلاسم و میتوزهای متعدد و غیرطبیعی است. حضور دیسپلازی شدید اپیتلیوم نشانگر ریسک قابل توجه گسترش بدخیمی می­باشد.(2)

لیکن پلان دهانی( ) یک ضایعه­ مزمن
پوستی- مخاطی نسبتاَ شایع در میان افراد میانسال و سالمندان می‌باشد. این بیماری از نظر تظاهرات بالینی دارای طیف گسترده و متفاوتی از ضایعات خفیف بدون درد کراتوتیک سفیدرنگ تا زخم و اروژن‌های دردناک می‌باشد. (3)

احتمال تغییرات بدخیمی در لیکن پلان از موضوعاتی است که پاتولوژیستها و محققین در مورد آن توافق‌ نظر ندارند. هر چند برخی، این ضایعه به ویژه نوع اروزیو آن را پیش­بدخیم می‌دانند، عده­ای دیگر پروفایل مولکولی آن را به اپیتلیوم نرمال شبیهتر از اپیتلیوم دیسپلاستیک
می دانند.
(4)

 یک گلیکوپروتئین غشایی و دارای ایزوفرمهای متنوع  تا   است که در نتیجه­ بیان  متفاوت ایجاد می­شود.(5) این پروتئین به عنوان یک فاکتور مهم در تداخلات سلولی و چسبندگی سلول شناخته شده است و در سطح سلولهای مختلفی از جمله: سلولهای خونی، اپیتلیال، فیبروبلاست، سلولهای عضله­ صاف و سلولهای گلیال یافت می­شود.(6) در حالت نرمال  به هیالورونیک اسید متصل می­شود تا ارتباط با ماتریکس خارج سلولی پایدار شود. سلولهای تومورال از طریق   نیز به هیالورونیک اسید در ماتریکس خارج سلولی متصل می­شوند. کاهش  به علت شکستگی جزء خارج سلولی ( ) است که در تعداد زیادی از تومور­های بدخیم اتفاق می­افتد. گفته
می شود که شکستگی
 سلولهای تومورال را از ماتریکس خارج سلولی جدا کرده و منجر به مهاجرت سلولهای تومورال و گسترش تومور و متاستاز
می­گردد.(5،7) در تعدادی از مطالعات پیشین کاهش بیان این مارکر با افزایش دیسپلازی و یا کاهش تمایز در
 
SCC (10-8) و در تعدادی دیگر افزایش بیان آن گزارش شده است.(13-11)

با توجه به این نتایج متفاوت، هدف از انجام این مطالعه، بررسی و مقایسه­ بیان ایمونوهیستوشیمیایی CD44 در لیکن پلان اروزیو، دیسپلازی اپیتلیال و کارسینوم سلولهای سنگفرشی دهان می­باشد.

علت انتخاب این سه ضایعه در کنار هم، از یک سو بررسی بیان CD44 در لیکن پلان اروزیو و دیسپلازی بود تا در صورت بیان با الگوی مشابه شاید تأییدی بر
پیش­بدخیم بودن این ضایعه باشد. از سوی دیگر با مقایسه دیسپلازی و
OSCC تا حدی نقش احتمالی این مارکر در توانایی تهاجم ضایعات پیش­بدخیم مشخص گردد.

مواد و روشها

در این مطالعه­ توصیفی- تحلیلی، از 35 نمونه­ جمعآوری شده بین سال 1388 تا 1394 در بخش پاتولوژی دانشکده­ دندانپزشکی اهواز که شامل 10 نمونه لیکن پلان اروزیو، 5 نمونه دیسپلازی (4 مورد دیسپلازی خفیف و 1 مورد دیسپلازی شدید) و 20 نمونه کارسینوم سلول سنگفرشی دهان (8 مورد با تمایز خوب و 12 مورد با تمایز متوسط) بود، استفاده شد. نمونه­ها به منظور تأیید تشخیص و بررسی حضور بافت کافی، مورد بازبینی قرار گرفتند. در مورد لیکن پلان فقط از انواع اروزیو و بدون دیسپلازی استفاده شد؛ سپس مقاطع بافتی جهت آزمایش ایمونوهیستوشیمی( ) تهیه شد. رنگ‌آمیزی   بوسیله روش‌ استاندارد  صورت گرفت. به طور خلاصه پس از تهیه برشها، نمونه‌ها بر روی لامهای آغشته به  مستقر شده و به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد قرار گرفته تا خشک شدند. سپس نمونه‌ها در   پارافین‌زدایی گشته و در درجات مختلف الکل اتانول رهیدراته شدند. به دنبال آن به منظور متوقف‌کردن فعالیت پراکسیداز داخلی، نمونه‌ها در متانول محتوی پراکسید (   3/0 درصد به مدت 30 دقیقه در دمای اتاق قرار داده ‌شده و سپس توسط محلول Phosphate buffered saline(PBS) با PH=7.2 شستشو داده‌ شدند. رنگ‌آمیزی ایمونوهیستوشیمیایی برای CD44 (Biocare , England) بر اساس توصیه کارخانه سازنده صورت گرفت. پس از اتمام انکوباسیون با آنتی‌بادی اولیه، نمونه ها به همراه Polymer solution (anti-mouse) به مدت 30 دقیقه انکوبه و با PBS شستشو داده ‌شدند. در مرحله بعد، از ماده رنگزای Diaminobenzidine Hydrochloride3,3  (DAB) که به کمپلکس آنتی‌ژن- آنتیبادی رنگ قهوه‌ای می‌دهد، استفاده شد. سپس نمونه‌ها با رنگ زمینه‌ای هماتوکسیلین به صورت متضاد رنگ شده و پس از آبگیری، لامل بر روی آنها قرار داده ‌شد. در نهایت وضعیت رنگ‌پذیری ایمونوهیستوشیمیایی بوسیله میکروسکوپ نوری توسط پاتولوژیست بررسی شد. در این مطالعه از بافت اپیتلیوم نرمال  به عنوان کنترل مثبت و عدم استفاده از آنتی­بادی اولیه به عنوان کنترل منفی استفاده شد. شدت رنگ‌آمیزی با مقایسه‌ چشمی سلولهای رنگ ‌گرفته به رنگ نگرفته = صفر، خفیف =1، متوسط=2 و شدید= 3 رتبه‌بندی شد. درصد سلولهای رنگ گرفته نیز به 5 گروه 0% = 0، کمتر از 25% = 1، 50%-25%=2، 75%-50% = 3 و بیشتر از 75%=4 رتبه­بندی شد. ضخامت اپیتلیوم رنگ گرفته به صورت عدم رنگ­پذیری=صفر، رنگ­پذیری تا یک سوم اپیتلیوم=1، رنگ­پذیری تا دوسوم اپیتلیوم= 2 و رنگ­پذیری تمام ضخامت اپیتلیوم=3 رتبه بندی و بررسی شد.(8،9)  با توجه به رتبه ای بودن وسعت و شدت رنگ­پذیری و همچنین ضخامت اپیتلیوم رنگ گرفته از آزمون Kruskal-Wallis، ارتباط مقیاسهای رنگ پذیری در بین گروههای مطالعه (لیکن پلان, دیسپلازی اپیتلیالی و SCC) استفاده شده شد و P-value<0.05  به عنوان معنی داری در نظر گرفته شد.

یافته­ها

 رنگ­پذیری در ضایعات مورد مطالعه به دو صورت غشایی و یا غشایی و سیتوپلاسمی مشاهده شد. شدت و وسعت رنگ­پذیری نمونه­ها توسط CD44 به ترتیب در جداول 1و2 به تفکیک گروهها نشان داده شده است. در مورد نمونه­های OSCC، شدت رنگ­پذیری در %60 موارد متوسط و به صورت غشایی و سیتوپلاسمی بود. نمونه­های با تمایز خوب معمولا رنگ­پذیری شدیدتری نسبت به نمونه­های با تمایز متوسط داشتند. هر چند در مراکز جزایر سلولهای اپیتلیالی در نمونه­های با تمایز خوب که سلولها کراتینیزه هستند (مرواریدهای کراتینی) مانند سطح اپیتلیوم نرمال رنگ­پذیری مشاهده نشد (شکل1). در نیمی از نمونه­هایOSCC بیش از 75% سلولها رنگ­پذیری داشتند.

رنگ­پذیری در موارد دیسپلازی، با افزایش شدت دیسپلازی، از رنگ­پذیری فقط در غشا، به رنگ‌پذیری غشایی و سیتوپلاسمی تغییر کرد. از نمونه­های دیسپلازی مورد مطالعه، 4 نمونه دیسپلازی خفیف و یک نمونه دیسپلازی شدید نشان دادند و بیان CD44 در مورد دیسپلازی شدید، کمتر از موارد خفیف بود و حتی در قسمتهای رأس رتریجها که علائم دیسپلازی شدیدتر بود، کمترین رنگ­پذیری مشاهده شد (شکل2). الگوی
رنگ­پذیری نیز در بافت دیسپلاستیک قابل توجه بود. در بافت نرمال (نمونه کنترل مثبت) رنگ­پذیری در لایه­ بازال و پارابازال بیشتر از لایه­ خاردار بود، ولی در تمام موارد دیسپلازی، رنگ­پذیری از بافت نرمال کمتر و در همه لایه­ها تقریبا یکسان بود. در همه­ نمونه­های لیکن پلان، رنگ­پذیری متوسط یا شدید و اغلب غشایی بود. 3/2 ضخامت اپیتلیوم در همه­ نمونه­ها رنگ گرفت. علاوه بر کراتینوسیت­ها، اغلب لنفوسیتها هم رنگ­پذیری داشتند (شکل3).

با توجه به آزمون Kruskal-Wallis ، بین سه گروه از نظر شدت رنگ پذیری (314/0= (p (جدول1)، وسعت رنگ پذیری (45/0=(p  (جدول2) و ضخامت اپیتلیوم (05/0= (p (جدول3) تفاوت آماری معنی‌دار مشاهده نشد.

 


تصویر1.  SCCبا شدت رنگ­پذیری متوسط تا شدید

سمت چپ:SCC با تمایز خوب: رنگ­پذیری شدید و اغلب غشایی و عدم رنگ­پذیری مرکز جزایر اپیتلیالی

سمت راست: SCC با تمایز متوسط: رنگ­پذیری متوسط تا شدید و اغلب سیتوپلاسمی و غشایی که تقریبا همه­­ی سلول­ها رنگ گرفته­اند (بزرگنمایی 100×)

 

B

 

A

 

 

 

 


تصویر2. A: دیسپلازی خفیف با رنگ­پذیری غشایی

B: دیسپلازی شدید با رنگ­پذیری غشایی و سیتوپلاسمی (بزرگنمایی 100×)

 

 

 

 

 


تصویر 3. لیکن­پلان با رنگ­پذیری نسبتا شدید و غشایی در  بیشتر ضخامت اپیتلیوم و رنگ­پذیری لنفوسیت­ها ( بزرگنمایی 100×)


جدول1. توزیع فراوانی شدت رنگ­پذیری در گروههای مورد مطالعه

رتبه

0  (بدون رنگ)

 1 (خفیف)

2 (متوسط)

3 (شدید)

نتیجه آزمون کروسکال والیس

SCC

(0/0)  0 

(0/5)1

(0/60)12

(0/35)7

31/2=x2

0/314=p

دیسپلازی

(0/0)  0 

(0/40)1

(0/40)2

(0/20)1

لیکن پلان

(0/0)  0 

(0/0)  0

(0/70)7

(0/30)3

 

 

 

 

جدول2. توزیع فراوانی درصد سلولهای رنگ گرفته (وسعت رنگ­پذیری) در گروههای مورد مطالعه

رتبه

 (0/0)

کمتر از 0/25

0/50- 0/25

0/75- 0/50

بیشتر از 0/75

نتیجه آزمون کروسکال والیس

SCC

(0/0)  0   

(0/0)  0   

(0/25)5

(0/25)5

(0/50) 10

59/1=x2

0/45=p

دیسپلازی

(0/0)  0   

(0/0)  0   

(0/0)  0  

(0/80) 4

(0/20) 1

لیکن پلان

(0/0)  0  

(0/0)  0   

(0/0)  0   

(0/100)10

 

داده ها به وسیله (درصد) تعداد توصیف شده اند

 

 

جدول3. ضخامت اپیتلیوم رنگ گرفته

ضخامت

0

1

2

3

نتیجه آزمون کروسکال والیس

SCC

0

0

(0/40)8

(0/60)12

98/5=x2

0/5=p

دیسپلازی

0

0

(0/80)4

(0/20)1

لیکن پلان

0

0

(0/100)10

0

داده ها به وسیله (درصد) تعداد توصیف شده اند

    

 


بحث

 در مطالعات پیشین، اغلب فقط شدت رنگ­پذیری CD44 گزارش شده است.(10, 8) البته در مواردی هم وسعت رنگ­پذیری (درصد سلولهای رنگ گرفته) بررسی شده است.(8)

مطالعه Ratuava و همکاران(6)، تنها مقاله­ای بود که همچون مقاله حاضر اختلاف آماری معنی­داری در میزان بیان CD44 بین دیسپلازی و SCC گزارش نکرد و محققین اعلام کردند که از روی میزان بیان  CD44v6 نمی­توان برای پیش­بینی رفتار کلینیکی دیسپلازی دهانی استفاده کرد.

در مطالعه Bahar و همکاران(10) در 80 درصد ضایعات دیسپلاستیک و 100 درصد ضایعات SCC کاهش یا عدم بیان CD44 دیده شد. Simionescu  و همکاران(8) ، نیز مشاهده کردند که ضایعات SCC با تمایز خوب، بیشترین میزان رنگ­پذیری را داشتند. موارد با تمایز متوسط، بیان کمتر CD44 و موارد با تمایز ضعیف، کمترین میزان بیان و یا حتی عدم بیان مارکر را نشان دادند. یافته­های مطالعه حاضر نیز رنگ­پذیری بیشتر در مواردSCC با تمایز خوب را نشان داد، هر چند که اختلاف آماری معنی­داری مشاهده نشد.

در تعدادی دیگر از مقالات، نتایج متفاوتی گزارش شده است. در مطالعه  Sawant و همکاران(11)، مشاهده شد که با افزایش مرحله پیشرفت بیماری، رنگ­پذیری­ ایمونوهیستوشیمیاییCD44 افزایش می­یابد. نویسندگان نتیجه گرفتند که از این مارکر می­توان برای پیش­بینی عود موضعی و پیش­آگهی ضعیف بیماران سرطان دهان استفاده کرد.(11)

 Abdulmajeed و همکاران (12)، نیز افزایش بیان CD44  درSCC­­ دهان در مقایسه با بافت نرمال را گزارش کردند. آنها عنوان کردند که افزایش پیش­رونده بیان این مارکر از بافت نرمال به سمت دیسپلازی و بدخیمی در دهان با یافته­هایی در مورد بافت­های مری و معده
همخوانی دارد.
Mannelli  و همکاران(13) نیز افزایش بیان CD44 را در حدود 93 درصد از نمونه­های SCC مشاهده کردند.  CD44 یک گلیکوپروتئین غشایی است و در اتصالات سلولی و همچنین اتصال سلول به ماتریکس نقش دارد.(14) از آنجایی که در دیسپلازی اتصالات سلولی کاهش می­یابند و در بدخیمی ها نیز، از بین رفتن اتصالات سلول به ماتریکس برای مهاجرت و تهاجم سلول و به دنبال آن متاستاز ضروری به نظر می­رسد، منطقی به نظر می­آید که با افزایش درجه دیسپلازی و همچنین با کاهش تمایز سلولها در SCC ، بیان این مارکر کاهش یابد که مشابه با مشاهدات ما در این تحقیق و همچنین
یافته‌های
Bahar و همکاران(10) و Simionescu و همکاران(8) می­باشد. در توجیه نتایج متفاوت گزارش شده در تعدادی از مقالات همچون مطالعه  Sawant و همکاران(11) و  Abdulmajeed و همکاران(12) این احتمال وجود دارد که در هنگام دیسپلازی، به علت کاهش اتصالات سلولی، سلول به صورت جبرانی سعی در تولید مقادیر بیشتری CD44 کند و از آنجایی که این پروتئین به دلیل جهشهای احتمالی اتفاق افتاده نسبت به حالت نرمال تغییراتی دارد، کارایی لازم را نداشته و با وجود افزایش این پروتئین در سلول، اتصالات مؤثر برقرار نمی­شود.  Misra و همکاران (14)، عنوان می­کنند که در واقع بسیاری از سلولهای CD44+ به اسیدهیالورونیک و ماتریکس متصل نمی­شوند و اتصال CD44 به اسیدهیالورونیک بسیار اختصاصی است و به وضعیت فعال شدن CD44 بستگی دارد.(14) در نتیجه ممکن است CD44 وجود داشته باشد ولی اتصال برقرار نشود. همچنین از آنجایی که CD44 ایزوفرمهای متفاوت دارد و برخی مطالعات همچون مطالعه Ratuava  و همکاران(6) روی برخی ایزوفرمهای خاص صورت گرفته است، این موضوع نیز می­تواند منشأ برخی تفاوتها در نتایج باشد. در مطالعه حاضر بیان CD44 در لیکن پلان اروزیو مورد بررسی قرار گرفت. در اغلب نمونه­ها رنگ­پذیری متوسط و شدید مشاهده شد. این یافته احتمالا به نقش CD44 در التهاب مربوط می­شود. همچنین رنگ­پذیری نسبتاً شدید در اغلب لنفوسیتهای موجود در باند لنفوسیتی زیر اپیتلیوم مشاهده شد
(شکل3).

در یک مطالعه که به بررسی 30 نمونه لیکن­پلان
(15 مورد آتروفیک و 15 مورد هیپرپلاستیک) و 15 نمونه بافت نرمال پرداخته بود، مشاهده شد که بیان
CD44 در افراد مبتلا نسبت به گروه نرمال افزایش داشت.(1) همچنین در مطالعه Gurkan – Kaya و همکاران(15) دیده شد که بیان CD44s به میزان زیادی در کراتینوسیتها و لنفوسیتها افزایش یافته است.  CD44 پروتئین مؤثر هم در روند التهاب و هم در تومورزایی است و به نظر می­رسد که نقش دوگانه­ای داشته باشد. به عنوان مثال هم در شروع التهاب حضور دارد و هم با حذف آن  (مثلا در مدلهای آزمایشگاهی)، که انتظار می­رود منجر به کاهش التهاب شود، شدت التهاب افزایش می­یابد. (14)

 همانطور که پیش­تر عنوان شد عده­ای لیکن­پلان به ویژه نوع اروزیو را ضایعه­ای پیش­بدخیم برمی­شمارند.(4) در این مطالعه هر چند اختلاف آماری معنی­داری بین بیان CD44 در نمونه­های دیسپلازی، SCC و لیکن­پلان یافت نشد، ولی در اغلب موارد، در دیسپلازی و SCC نسبت به بافت نرمال کاهش بیان دیده شد، در حالی­که در لیکن­پلان افزایش بیان مشاهده شد. این یافته شاید شاهدی باشد بر اینکه پروفایل مولکولی لیکن­پلان با دیسپلازی و ضایعات پیش­بدخیم متفاوت است. ضخامتی از اپیتلیوم که
رنگ­پذیری
CD44 را نشان می­دهد نیز در این مطالعه مورد توجه قرار گرفت. مشاهده شد که در اغلب موارد دیسپلازی و همه موارد لیکن­پلان تا 3/2 اپیتلیوم
رنگ­پذیری دارد و در اغلب موارد
SCC بیش از 3/2 اپیتلیوم رنگ­پذیری دارد. در بافت نرمال مجاور نمونه­های لیکن­پلان و همچنین در بافت نرمال کنترل مثبت فقط
لایه­های بازال و پارابازال رنگ­پذیری داشتند.

این یافته در مطالعات دیگر همچون مطالعه Abdulmajeed و همکاران(12) و Fitzpatrick و همکاران (16) مشاهده شد و نشان­دهنده­ این است که فارغ از اینکه شدت رنگ­پذیری در نمونه­های دیسپلازی و SCC و حتی لیکن­پلان نسبت به بافت نرمال افزایش یا کاهش پیدا ­کند، الگوی رنگ­پذیری CD44 در بافت نرمال (محدود به لایه بازال و پارابازال) نسبت به این ضایعات (گسترش
رنگ­پذیری به لایه­های خاردار اپیتلیوم) متفاوت است.
البته به نظر می­رسد همانطور که پیشتر اشاره شد این یافته مربوط به نقش CD44 در التهاب باشد. (14)

در تحقیق پیش رو محل بیان مارکر در سلول نیز  مورد بررسی قرار گرفت. موارد دیسپلازی اغلب
رنگ­پذیری غشایی (مشابه با اپیتلیوم نرمال) داشتند که بنا بر انتظار بود زیرا محل این پروتئین در غشا سلول است. ولی در اغلب نمونه­های
SCC رنگ­پذیری هم در غشا و هم در سیتوپلاسم بود و باز هم سلولهای با تمایز بهتر فقط رنگ­پذیری غشایی داشتند. این یافته در مطالعه Sawant و همکاران هم مشاهده شد.(11) این موضوع نیز می­تواند مربوط به تغییرات مولکولی CD44 در موارد بدخیمی نسبت به  CD44نرمال باشد و اینکه با وجود افزایش ساخته شدن CD44 در سلول، به دلیل تغییرات ساختاری، امکان قرارگیری آن در محل مناسب در غشا وجود ندارد و در سیتوپلاسم تجمع می­یابد. صد البته اثبات این فرضیه نیازمند تحقیقات بیشتر در این زمینه است.

نتیجه­گیری

   بیان CD44 در لیکن­پلان اروزیو، دیسپلازی و   SCC دهانی تفاوت آماری معناداری نداشت و این پروتئین احتمالا نمی­تواند مارکر مناسبی جهت تأیید پیش­بینی توانایی تهاجم در ضایعات پیش­بدخیم و SCC باشد. بیان افزایش­یافته CD44 در لیکن­پلان اروزیو می­تواند مربوط به نقش این مارکر در التهاب باشد.

    تشکر و قدردانی

مقاله برگرفته از پایان نامه  به شماره د/پ م/36/361 از دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز می باشد.  بدین وسیله از معاونت محترم پژوهشی آن دانشگاه جهت تصویب و پرداخت هزینه‏های این مطالعه‌ تقدیر و تشکر می­گردد.

  1. Lo Muzio L, Santarelli A, Panzarella V, Campisi G, Carella M, Ciavarella D, et al. Oral squamous cell carcinoma and biological markers: An update on the molecules mainly involved in oral carcinogenesis. Minerva Stomatol 2007;  56(6): 341–7.
  2. Carinci F, Lo Muzio L, Piattelli A, Rubini C, Palmieri A, Stabellini G, et al. Genetic portrait of mild and severe lingual dysplasia. Oral Oncol  2005; 41(4): 365–74.
  3.                 Ana Myriam C, Dantas da Silveira M, Janine Dantas da Silveira E. Oral lichen planus: two case reports in male patients Liquen plano oral: relato de dois casos em pacientes masculinos. Rev Odonto Cienc 2010; 25(2): 208–12.
  4. Neville BW, Damm DD, Chi AC, Allen CM. Oral and Maxillofacial Pathology. 3rd ed. Philadelfia: WB.Saunders/Co; 2009. P. 449-57,  544-7.
  5. 5Martin TA, Harrison G, Mansel RE, Jiang WG. The role of the CD44/ezrin complex in cancer metastasis. Critic Rev Oncol/Hematol  2003; 46: 165-86.
  6. Rautava J, Soukka T, Inki P, Leimola-Virtanen R, Saloniemi I, Happonen RP, et al. CD44v6 in developing, dysplastic and malignant oral epithelia. Oral Oncol  2003; 39(4): 373–9.
  7. Yokoyama Y, Hiyama E, Murakami Y, Matsuura Y, Yokoyama T. Lack of CD44 variant 6 expression in advanced extrahepatic bile duct/ampullary carcinoma. Cancer 1999; 86(9): 1691–9.
  8. Simionescu C, Mǎrgǎritescu CL, Surpǎţeanu M, Mogoantǎ L, Zǎvoi R, Ciurea R, et al. The study of E-cadherine and CD44 immunoexpression in oral squamous cell carcinoma. Rom J Morphol Embryol 2008; 49(2):189–93.
  9. Dalley AJ, Abdul Majeed AA, Pitty LP, Major AG, Farah CS. LGR5 expression in oral epithelial dysplasia and oral squamous cell carcinoma. Oral Surg Oral Med Oral Pathol Oral Radiol  2015; 119(4): 436–40.
  10.                 Bahar R, Kunishi M, Kayada Y, Yoshiga K. CD44 variant 6 (CD44v6) expression as a progression marker in benign, premalignant and malignant oral epithelial tissues. Int J Oral Maxillofac Surg 1997; 26(6):
    443–6.
  11. Sawant S, Gokulan R, Dongre H, Vaidya M, Chaukar D, Prabhash K, et al. Prognostic role of Oct4, CD44 and c-Myc in radio–chemo-resistant oral cancer patients and their tumourigenic potential in immunodeficient mice. Clin Oral Investig  2016; 20(1): 43–56.
  12. Abdulmajeed A, Dalley AJ, Farah CS. Putative cancer stem cell marker expression in oral epithelial dysplasia and squamous cell carcinoma. J Oral Pathol Med  2013; 42(10): 755–60.
  13. Mannelli G, Magnelli L, Deganello A, Busoni M, Meccariello G, Parrinello G, et al. Detection of putative stem cell markers, CD44/CD133, in primary and lymph node metastases in head and neck squamous cell carcinomas. A preliminary immunohistochemical and in vitro study. Clin Otolaryngol  2015; 40(4):
    312–20.
  14. Misra S, Hascall VC, Markwald RR, Ghatak S. Interactions between hyaluronan and its receptors (CD44, RHAMM) regulate the activities of inflammation and cancer. Frontiers Immunol 2015; 67(2): 136-40.
  15. Kaya G, Kaya H, Augsburger E, Samson J, Saurat JH, Lombardi T. Expression of CD44 and its isoforms in oral lichen planus. J Cutan Pathol 2005; 32(1): 97-9.
  16. Fitzpatrick SG, Montague LJ, Cohen DM, Bhattacharyya I. CD44 Expression in intraoral salivary ductal papillomas and oral papillary squamous cell carcinoma. Head Neck Pathol 2013; 7(2): 122–8.